کد خبر: 77

در سالروز شهادت موسی بن جعفر(ع) /

25رجب که می‌شود شهر قم حال و هوای دیگری به خود می‌گیرد. پرچم سیاه بر گنبد کریمه اهل بیت (س) خودنمایی می‌کند. بانوی آب و آئینه امروز در سوگ پدر است.

به گزارش قم خبر، ۲۵ رجب که می‌شود شهر قم حال و هوای دیگری به خود می‌گیرد. پرچم سیاه بر گنبد کریمه اهل بیت (س) خودنمایی می‌کند. بانوی آب و آئینه امروز در سوگ پدر است.
صابر، صالح، امین و کاظم لقبش بود او را به عبد صالح شناخته می‌شناختند. به خاطر تسلط بر نفس و فروبردن خشم نیز به کاظم مشهور گردید.

امام موسی کاظم (ع) به تصدیق همه مورخان، به زهد و عبادت بسیار معروف بوده است. موسی بن جعفر (ع) از عبادت و سختکوشی به «عبد صالح» معروف و در سخاوت و بخشندگی مانند نیاکان بزرگوار خود بود.

کنیه آن امام «ابوالحسن» و «ابوابراهیم» است و شیعیان و دوستداران لقب «باب الحوائج» به آن حضرت داده‌اند. امام موسی کاظم (ع) روز یکشنبه هفتم ماه صفر سال ۱۲۸هجری در «ابواء» دنیا را با قدوم خود مزین کرد.

دوران امامت امام هفتم حضرت موسی بن جعفر (ع (مقارن بود با سالهای آخر خلافت منصور عباسی و در دوره خلافت هادی و سیزده سال از دوران خلافت هارون که سخت‌ترین دوران عمر آن حضرت به شمار می‌رود. امام موسی کاظم (ع) از حدود ۲۱سالگی بر اثر وصیت پدر بزرگوار و امر خداوند متعال به مقام بلند امامت رسیدند.

درباره حبس امام موسی (ع) به دست هارون الرشید، شیخ مفید در ارشاد روایت می‌‏کند که علت گرفتاری و زندانی شدن امام، یحیی بن خالد بن برمک بوده است.

زیرا هارون فرزند خود امین را به یکی از مقربان خود به نام جعفر بن محمد بن اشعث که مدتی هم والی خراسان بوده است سپرده بود و یحیی بن خالد بیم آن را داشت که اگر خلافت به امین برسد جعفر بن محمد بن اشعث را همه کاره دستگاه خلافت سازد و یحیی و برمکیان از مقام خود بیفتند.

جعفر بن محمد بن اشعث شیعه بود و قائل به امامت امام موسی (ع)، و یحیی این معنی را به هارون اعلام می‌‏داشت. سرانجام یحیی بن خالد، پسر برادر امام را به نام علی بن اسماعیل بن جعفر از مدینه خواست تا به وسیله او از امام و جعفر نزد هارون بدگویی کند.

می‌‏گویند امام هنگام حرکت علی بن اسماعیل از مدینه او را احضار کرد و از او خواست که از این سفر منصرف شود و اگر ناچار به رفتن است از او سعایت نکند. علی قبول نکرد و نزد یحیی رفت و بوسیله او پیش هارون بار یافت و گفت از شرق و غرب ممالک اسلامی مال به او می‌‏دهند تا آنجا که ملکی را توانست به سی هزار دینار بخرد.

هارون در آن سال به حج رفت و در مدینه امام و جمعی از اشراف به استقبال او رفتند. اما هارون در کنار قبر حضرت رسول (ص) گفت یا رسول اللّه از تو پوزش می‌‏ خواهم که موسی بن جعفر را به زندان می‌افکنم زیرا او می‌‏خواهد امت تو را بر هم زند و خونشان را بریزد.

آنگاه دستور داد تا امام را از مسجد بیرون بردند و او را پوشیده به بصره نزد والی آن عیسی بن جعفر بن منصور فرستادند. عیسی پس از مدتی نامه‏ای به هارون نوشت و گفت که موسی بن جعفر در زندان جز عبادت و نماز کاری ندارد یا کسی بفرست که او را تحویل بگیرد و یا من او را آزاد می‌کنم.

هارون امام را به بغداد آورد و به «فضل بن ربیع» سپرد و پس از مدتى از او خواست که امام را آزارى برساند اما فضل نپذیرفت و هارون او را به «فضل بن یحیى بن خالد برمکى» سپرد. چون امام در خانه فضل نیز به نماز و روزه و قرائت قرآن اشتغال داشت فضل بر او تنگ نگرفت و هارون از شنیدن این خبر در خشم شد و آخرالامر یحیى امام را به «سندى بن شاهک» سپرد و سندى آن حضرت را در زندان مسموم کرد. چون آن حضرت وفات یافت سندى جسد آن حضرت را به فق‌ها و اعیان بغداد نشان داد که ببینند در بدن او اثر زخم یا خفگى نیست. بعد او را در باب التبن در موضعى به نام مقابر قریش دفن کردند.

امام موسی کاظم (ع) در زندان نامه اى به هارون فرستاد و در آن نامه نفرت و خشم خود را به او ابراز فرمود، متن نامه چنین است: «هرگز بر من روزى پربلا نمى گذرد، که بر تو روزى شاد سپرى مى گردد، ما همه در روزى که پایان ندارد مورد حساب قرار مى گیریم و آنجاست که مردم فاسد زیان می‌بینند.»

در صلوات مخصوص آن حضرت آمده است:
&n