کد خبر: 5801

در دنیای رسانه ­ای امروز، نقش رسانه­ ها در پاسخگویی ادراک افراد از مسئله جنسیت جای تفکر و تامل دارد. از جمله­ ی این رسانه ها سینماست که الگوهای ارائه شده توسط آن، قطعا در تعریف نقش ­های زنان و مردان بیشترین تاثیر را دارد. معنا و مفهوم «دختر» که حاصل ترکیب جنس و نقش وی است نیز از این قاعده مستثنا نیست.

به گزارش قم خبر به نقل از دیدبان؛ در میان زن و مرد تفاوت­ هایى وجود دارد که شناسایى آن­ها در نقش و کارکرد هریک تأثیر مى­ گذارد. گاهى ممکن است یک ویژگى براى زن مثبت و براى مرد منفى باشد. ابعاد مختلف این تفاوت­ها را مى­توان در زمینه مسائل فیزیکى، عاطفى، جنسى، طبیعى و فکرى مطالعه کرد و تفاوت­ها را شناسایى نمود. جوامع مختلف برای اینکه بتوانند به نشاط، سلامت و آرامش دست یابند، ناگزیر به شناسایی این تفاوت­ها و لحاظ کردن آن­ها در الگوهای رسانه­ای هستند. سینما و تلویزیون، تاثیرگذارترین رسانه ­های زمان حاضرند که نشان دادن افراد و الگوهای مختلف در آن­ها باعث ترویج آن الگوها و تقلید توسط جامعه می­شود. در این نوشتار نگاهی به سیر تحول نقش دختر در فیلم­های سینمایی ایران، در برهه­ های پس از پیروزی انقلاب خواهیم داشت.

تفاوت جنس و نقش

شاید بتوان گفت جنس هر فرد، همواره مهم­ترین ویژگی اوست چرا که به وسیله­ ی آن زندگی شخص شکل می­گیرد؛ نام، نوع پوشش، نقش های اجتماعی و ... . این مسئله تنها مربوط به دوران گذشته نیست بلکه حتی در این قرن و در جوامع صنعتی و پیشرفته نیز تمایزات و تفاوت­ های جنسیتی را آشکارا نظاره می­کنیم. واژه «جنس» به ابعاد بیولوژیکی مردانگی و زنانگی فرد محدود شود اما واژه­ی «جنسیت» به صفات و ویژگی­ های اجتماعی دو جنس اطلاق می­گردد. به بیان دیگر، واژه­ی «جنسیت» به اجزای غیرفیزیولوژیکی جنس اشاره دارد که از نظر فرهنگی، برای مردان یا زنان مناسب تشخیص داده می­شود. در واقع جنسیت، ناظر بر ویژگی­های شخصی و روانی است که جامعه، آن­ها را تعیین می­کند و اصطلاحا «نقش» نامیده می­شود. «نقش» مرد یا زن شامل مجموعه انتظاراتی که وی در موقعیتی معین از خود بروز می­دهد. اما سوال این جاست که افراد جامعه چگونه به درکی از جنسیت خود می­رسند؟

سینمای ایران از ابتدای انقلاب تا کنون دخترانی با نقش­های متفاوت را بر پرده­ ی خود دیده است که هر کدام از آن­ها یا نمایانگر یک طیف از دختران بوده ­اند و یا در پی تعریف الگوی خاصی از دختر نمونه. بررسی این فیلم­ ها، سیر تحول معنا و مفهوم «دختر» در سینمای ایران را نشان می ­دهد.

فیلم­ هایی با یک یا چند نقش دختر

۱- دختری با کفش­های کتانی

فیلمی به کارگردانی رسول صدرعاملی، محصول سال ۱۳۷۷. این فیلم در مقایسه با دیگر آثار سینمایی مربوط به نوجوانان، جسارت ویژه­ای از خود نشان داده و موضوعی را که از نظر برخی غیر­قابل توصیف و تصویر در سینما است ارائه کرده است. فیلم روایت­گر حادثه­ای خاص در زندگی یک دختر است. «آیدین» در یک پارک با «تداعی» آشنا می­شود. آن­ها در حین گردش، توسط مأمورین نیروی انتظامی متوقف شده و به کلانتری برده می­شوند. با تشکیل پرونده و تا برگشت آن از دادسرا آیدین در کلانتری مانده و تداعی نیز برای تحقیقات به پزشکی قانونی منتقل می­شود او پس از بازگشت از پزشکی قانونی و نداشتن مورد و مسئله خاص توسط پدر و مادرش بازخواست شده و رفت و آمدهای وی کنترل می شود. تداعی از رفتن به مدرسه خودداری کرده و تصمیم به فرار می­گیرد. تداعی که در ابتدا قصد بازگشت به خانه را نداشت با گردش در سطح شهر و مخاطرات و مشکلات فراوان پشیمان شده و با سفارش آیدین به خانه باز می­گردد.

۲- من ترانه ۱۵ سال دارم

ترانه دختر نوجوانی است که مادرش را در کودکی از دست داده و پدرش به دلایلی در زندان به سر می‌برد. وی با وجود سن کم -آن طور که شعار فیلم است- در یک مغازه عکاسی کار می­کند، مدرسه می­رود و شاگرد اول است و به جای این که والدین از او نگهداری کنند، در واقع این اوست که از والدین خود -پدری زندانی و مادربزرگی ناتوان و بیمار- سرپرستی می­کند. او دختری شاد، حاضر جواب و عاقل است که از سختی­های زندگی درس­های بزرگی گرفته و خودساخته و متکی به نفس بار آمده است. ترانه به زندگی عادی­اش ادامه می‌دهد تا این که پسر پولداری به او پیشنهاد ازدواج می‌دهد. ترانه قبول می‌کند و ازدواج سر می‌گیرد ولی بعد از مدت کوتاهی پسر ترانه را رها کرده و به خارج از کشور می‌رود. این در حالی است که ترانه از آن پسر حامله‌است و چون فقط بین آنها صیغه‌ای قرائت شده و اسم ترانه در شناسنامه پسر نیست او نمی‌تواند ثابت کند که بچه­ای که در شکمش است از آن پسر است. در حالی که همه به او تهمت می‌زنند، ترانه تلاش دیوانه­ واری را برای اعاده حیثیت از خود و بچه ­اش آغاز می‌کند. این فیلم ساخته رسول صدرعاملی در سال ۱۳۸۰ است.

۳- دیشب باباتو دیدم، آیدا

محصول ۱۳۸۳ و ساخته رسول صدرعاملی. فیلم درباره دختری به نام آیدا است که متوجه می‌شود پدرش با زن غریبه‌ای رابطه دارد. این فیلم می­ خواهد وضعیت دختر نوجوانی را در شرایطی که در فیلم آمده، بسنجد و تحلیل کند. در این فیلم، ما خانواده­ای را می­بینیم که ظاهراً استانداردهای لازم یک خانواده ایده­آل را دارند و به قول "آیدا" خانواده­ای خوشبخت­اند که در آن محبت حاکم است، دختر خانواده نمرات بیست می­گیرد و اهل آرایش و ارتباط با جنس مخالف هم نیست و به اصطلاح بچه مثبتی است. همه چیز خوب پیش می­رود که ناگهان آیدا از طریق دوستش به طور اتفاقی متوجه ارتباط پدرش با زنی دیگر می­شود و از اینجاست که داستان اصلی فیلم شروع می­شود.

۴- خون‌بازی

فیلمی از رخشان بنی­اعتماد که در سال ۱۳۸۵ ساخته شد. این فیلم داستان دختر معتادی به نام سارا را روایت می­کند. پسر جوانی از آن سوی آب­ها او را عاشقانه دوست دارد و تا چند روز دیگر برای ازدواج با او به ایران می­آید. سارا نمی­خواهد خواستگارش از ماجرای اعتیاد او بو ببرد و خانواده­ اش نیز در تلاش ­اند تا سارا با ترک اعتیاد از شر گرفتاری­ای که در آن غرق شده، رهایی یابد.

۵- دیوار

«دیوار» را محمد علی طالبی در سال ۱۳۸۶ ساخت. فیلم «دیوار» داستان دختر جوانی به نام ستاره درخشان است که همراه مادر و برادر جوانش زندگی ساده و در عین حال سختی را می­گذرانند. پدر ستاره که در یک مرکز تفریحی به موتور سواری بر روی "دیوار مرگ" اشتغال داشته، چندی است که فوت شده و برادر وی به جای او این کار را انجام می­دهد. پسر جوان، طی حادثه­ای که بر روی دیوار مرگ برایش اتفاق می­افتد، از ادامه کار با موتور بر روی این دیوار باز می­ماند. در عوض ستاره با احساس مسئولیتی که نسبت به خانواده­ی خودش دارد، سعی دارد تا دوست قدیمی پدرش را که مسئول این مرکز تفریحی است راضی کند تا او به جای برادرش کار موتور سواری بر روی دیوار مرگ را انجام دهد. مرد میانسال که ابتدا با انجام این کار توسط ستاره مخالفت شدیدی دارد، با دیدن اشتیاق زیاد مردم که برای تماشای موتورسواری آکروباتیک دختر جوان به آن مرکز تفریحی می آیند، کم کم با موتور سواری ستاره بر روی دیوار مرگ موافقت می کند. این در حالیست که برادر ستاره که خودش از اجرای این کار عاجز شده، به دلیل تعصب برادرانه و حسادت پنهان نسبت به موفقیت­های خواهرش، با خشونت تمام نسبت به ادامه کار خواهر خود مخالفت می­کند. تا اینکه با پیش آمدن مساله خارج رفتن ستاره برای ادامه موتورسواری آکروباتیک، او هم از تعصبات مردانه­اش دست کشیده، بلکه با اشتیاق بیشتر، خواهرش را تشویق به ادامه این حرفه می کند.

۶- زندگی با چشمان بسته

یازدهمین اثر سینمایی رسول صدر عاملی فیلمی است در مورد یک دختر جوان به نام پرستو از خانواده­ای متوسط. وی پس از گذشت مدتی از تحصیلش در دانشگاه، به دلیل یک مشکل انضباطی- اخلاقی از دانشگاه اخراج می‌شود. همین موجب تغییراتی در رابطه‌‌ او با پدر و مادر مذهبی‌اش می‌شود. پرستو هم در این میان تصمیم می‌گیرد تا سبک زندگی‌اش را عوض کند. این تغییر سبک زندگی موجب بدگمانی خانواده و ساکنان محله به پاکدامنی او می‌شود تا جایی که خانواده‌اش نقشه‌ قتل او را می‌کشند. این فیلم که در سال ۱۳۸۷ ساخته شد در واقع به مشکلاتی که دختران جامعه با آن دست و پنجه نرم می­ کنند می­ پردازد.

۷- سوپر استار

این فیلم که در سال ۱۳۸۷ توسط تهمینه میلانی ساخته شد، در واقع زندگی یک سوپراستار سینما را روایت می­کند. اما دلیل آوردن نام این فیلم در لیست به این دلیل است که شخصیت دختر فیلم، شخصیت مهم و تاثیرگذاری است. او یک فرشته ­ی نجات است که زندگی سوپر استار را متحول می­کند ولی ناپدید می­شود. دختر این فیلم نماینده­ی طیف خاصی از دختران است که علی­رغم عدم توجه جامعه به آنها، انسان­ هایی فرشته مانند و شریف­ و عامل تحول جامعه اند.

۸- پسر آدم، دختر حوا

این فیلم در مورد دو وکیل جوان به نام ­های فرهود و مینا است که بر سر تصاحب دفتر کاری که با کلاهبرداری به آن دو داده شده، به رقابت می‌پردازند. در این بین ناصر و محبوبه می‌خواهند از هم جدا شوند. فرهود و مینا وکالت این دو را می‌پذیرند و رقابتشان وارد دور تازه‌ای می‌شود. دختری که در این فیلم به تصویر کشیده می­شود، اجتماعی و حاضرجواب است. وی از ارتباط با پسران ابائی ندارد و بخاطر پیروز شدن در رقابت با همکارش، هر کاری که بتواند می­کند. این فیلم دومین ساخته­ی رامبد جوان و محصول سال ۱۳۸۷ است.

۹- دختران

محصول ۱۳۸۸ به کارگردانی قاسم جعفری. این فیلم روایت زندگی سه دختر دبیرستانی است که با مشکلات اجتماعی و خانوادگی روبرو هستند. آن­ها بجای فکر کردن به راه­های مختلفی که برای فایق آمدن بر این مشکلات وجود دارد خودکشی را انتخاب می­کنند. این فیلم هیچ­گاه مجوز اکران دریافت نکرد و فقط در سال ۱۳۹۱ به شکل ویدیویی منتشر شد.

۱۰- مرهم

این فیلم که در سال ۱۳۸۹ توسط محمدرضا داوودنژاد ساخته شد درباره­ی مشکلات و مسائلی است که برای یک دختر معتاد پیش می­آید. وی که به دلیل بدرفتاری پدرش از خانه فرار کرده، حاضر نیست برای تهیه­ی مواد به هر کاری دست زند. "مرهم" متذکر می­شود که راجع به دختران و پسران جامعه خویش زود قضاوت نکنیم، مبادا آن­ها را از زندگی کردن طرد کنیم و دلشان را بشکنیم.

۱۱- آقا یوسف

این فیلم همانطور که از اسمش برمی­ آید داستان آقا یوسف کارمند بازنشسته‌ای است که در منزل مردم کار نظافت می‌کند. وی با دخترش که کار تئاتر می‌کند زندگی می­کند. دختر قصد رفتن دارد، نه تنها به خانه شوهر، بلکه به کشوری دیگر، آن هم با دکتری زن‌باره. این همه را آقا یوسف اتفاقی در منزل همان دکتر از پیام تلفنی دخترش، بعد از یک سوم اول فیلم، متوجه می‌شود. این خط اصلی روایت آقا یوسف است. فیلم روایت­گر تلاش بسیار آقا یوسف برای درست کردن یک زندگی خوب برای دخترش و نتیجه نگرفتن او است. دختر آقا یوسف به زمان دیگری تعلق دارد و تلاش­های پدرش او را راضی نمی­کند. البته دومین فیلم علی رفیعی که در سال ۱۳۸۹ ساخته شد با استقبال چندانی از سوی تماشاگران روبرو نشد.

۱۲- یه حبه قند

ششمین اثر سینمایی رضا میرکریمی که در سال ۱۳۸۹ ساخته شد پر از شخصیت­هایی با ویژگی­های مختلف بود اما در این بین بر شخصیت دختر فیلم بیش از همه تاکید شده بود. این دختر کوچک که در یک خانواده­ی پرجمعیت زندگی می­کند قصد ازدواج دارد. ازدواج با شخصی که بیرون از مرزهای ایران است. در اثنای مراسم ازدواج، پدر خانواده –پدربزرگ دختر- فوت می­کند و شادی تبدیل به غم می­شود. فیلم حکایت صبر دختر، تلاش او و رضایت او به قسمت و قضای الهی است.

۱۳- سر به مهر

هادی مقدم ­دوست در این فیلم دختر دانشجویی را به تصویر کشید که زندگی در تهران باعث بوجود آمدن مشکلاتی برای وی شده است. تشویش و استرس ناشی از زندگی در تهران مضاف بر روحیه­ی خجالتی وی، حتی باعث شده وی نماز را ترک کند. این فیلم که در سال ۱۳۹۱ ساخته شد قصد داشت تحول شخصیت یک دختر را در کشاکش مشکلات زندگی به تصویر کشیده و پایانی ایده­آل را برای او رقم بزند.

۱۴- دربند

این فیلم که ساخته ­­ی پرویز شهبازی در سال ۱۳۹۱ است از آخرین فیلم­ های ساخته شده با موضوع دختران جامعه است. داستان این فیلم در مورد دختر دانشجویی است که بدلیل نزدیکی شهرش با تهران، به او خوابگاه تعلق نمی­گیرد و لذا مجبور است خانه اجاره کند و وی با دختری هم­خانه می­شود که قصد رفتن به خارج دارد. او در رسیدن به این هدفش از هیچ چیزی، حتی خیانت به این دانشجوی شهرستانی خوش قلب، فروگذار نمی ­کند. ناگفته نماند که کارگردان قصد دارد بگوید آن چیزی که باعث شده این دختر، به فکر خارج رفتن بیفتد مشکلات اجتماعی و محدودیت­ هایی است که در جامعه برایش به وجود آمده است.

جمع­ بندی

هنر آیینه جامعه و منعکس کننده ویژگی­ های آن است. انتظاری که از سینما به عنوان یکی از مهم­ترین هنرها می­رود این است که اگر قصد به تصویر کشیدن مشکلات اجتماعی را دارد این کار را به درستی انجام دهد و اگر قصد ارائه­ی ایده­آل دارد این کار را با توجه به الگوهای فرهنگی جامعه انجام دهد. به نظر دیدبان آنچه در فیلم­های پیش گفته شاهدش هستیم عدم توجه فیلم­ساز به اصل و علت مشکلات یا ارائه­ ی الگویی ناقص و بی ربط به اجتماع است. با توجه به تاثیری که سینما در الگوسازی دارد این کار باعث رواج فرهنگی نادرست در بین دختران جامعه می­شود و کسانی که قرار است فردا مادران این جامعه باشند تبدیل به موجوداتی بی هویت می­ شوند که حتی نمی­ توانند از پس مشکلات خویش برآیند. از جمله اشکالاتی که فیلم­ های مذکور با آن روبرویند موارد زیر است:

ارتباط غیرموجه دختر و پسر نامحرم و تایید آن در فیلم توسط کارگردان
الگوسازی غیردینی و ناقص
عدم توجه به علل مشکلات در طرح مسائل اجتماعی
به تصویرکشیدن دختر به عنوان موجودی منفعل و بی فکر
عدم توجه فیلم­ساز به تمایزهای جنسیتی و نقش­ های دختر در خانواده و جامعه

ارسال نظر

مهمترین اخبار

تازه های خبری