کد خبر: 3367

اسرافیلی، منتقد ادبی، گفت: همانطور که سردمداران عرب در سال‌های گذشته برای موضوع فلسطین همان تعصبات عربی را هم از دست داده‌اند، جامعه ادبی عرب هم دچار سکوت شده‌ و کمتر اثری را می‌توان یافت که به این موضوع به صورت جدی پرداخته باشد.

به گزارش قم خبر ؛ حسین اسرافیلی، شاعر و منتقد ادبیات، در گفت‌وگو با تسنیم، با اشاره به پیشینه شعر فلسطین د رادبیات فارسی گفت: پیشینه این نوع سروده‌ها به پیش از انقلاب بازمی‌گردد. در حدود ۵۰ سال پیش شخصی به نام شیخ رهنما با ایجاد دفتر تعاونی ایران و فلسطین سعی کرد تا این جریان را در ادبیات فارسی راه‌اندازی کند، به همین خاطر به زندان افتاد. بعد از این جریان، شاعران بسیاری به این موضوع رغبت نشان دادند و آثار متفاوت و خوبی در فضای حکومت پهلوی که یکی از مدافعان رژیم صهیونیستی بود، تولید شد. نمونه‌ای از این اشعار می‌توان به سیدعلی موسوی گرمارودی اشاره کرد که با سرودن قطعه‌ای در خصوص فلسطین تحول جدیدی در ادبیات مقاومت ایران راه انداخت. این شعر به دفتر سازمان فتح ارسال شد و یاسر عرفات برای آن نشان فتح فرستاد.


امام (ره) به مسئله فلسطین رنگ دینی زد

وی ادامه داد: پس از انقلاب این جریان و رویه با فرمایشات حضرت امام(ره) رنگ دیگری به خود گرفت؛ به طوری که ما شاهد افزایش کمی و کیفی این نوع سروده‌ها در ادبیات مقاومت ایران هستیم. ادبیات مقاومت ایران حوزه‌های مختلفی دارد که بعد از پیام امام(ره) در خصوص قدس، مبدل به یکی از حوزه‌های اصلی شد. تا پیش از این موضوع فلسطین در شعر شاعران کشورهای اسلامی به عنوان یک موضوع ملی و عربی مطرح بود و اصلاً وجهی از اسلامی بودن در آن دیده نمی‌شد. بعد از ایجاد جریان شعر قدس در کشور، رنگ ادبیات فلسطین در جهان اسلام تغییر کرد. دیگر موضوع فلسطین محدود به یک‌سری از کشورهای محدود نبود، موضوعی بود جهانی و اسلامی که ضرورت داشت بارها توسط ادبا بازگو شود.

این شاعر پیشکسوت شعر مقاومت با اشاره به مؤلفه‌ها و جریان‌سازی شعر مقاومت فلسطین توسط شاعران ایرانی یادآور شد: تعامل‌های منطقه‌ای میان شاعران ایران و کشورهای اسلامی موضوع و دلیل محکم و مهمی در انتقال این پیام به عنوان آرمان در دیگر کشورهای اسلامی بود. البته ما تا حدودی با موضوع فلسطین در شعرهای دهه‌های مختلف د رادبیات عرب هم مواجه هستیم. موضوع فلسطین آنقدر با اهمیت است که حتی شاعری مانند نزار قبانی که نه خود فلسطینی است و نه به شعر مقاومت شهره، گفتن از باده و معشوق در شعرش را رها می‌کند و به سراغ فلسطین می‌آید.

وی ادامه داد: با وجود این شعر شاعران ایران و جریان ادبی‌ای که بعد از انقلاب با موضوع قدس راه افتاد، جریانی جدید در ادبیات عرب ایجاد کرد. تفاوت دیدگاه و تجربه کردن در فضای ادبی جدید از جمله تبادل ادبی‌ای بوده که طی این سال‌ها اتفاق افتاده است. به عنوان نمونه مطرح کردن چهره‌های مقاومت مانند سیدحسن نصرالله در شعر به عنوان نماد مقاومت مطرح می‌شود.

اسرافیلی با بیان اینکه به نظر می‌رسد جامعه ادبی عرب نسبت به سال‌های گذشته در مورد مسئله فلسطین دچار رکود و رخوت شده‌اند، یادآور شد: همانطور که سردمداران عرب در سال‌های گذشته همان تعصبات عربی را هم ا زدست داده‌اند و بیشتر به منافع خود فکر می‌کنند و به جای اینکه در کنار جبهه مقاومت باشند، در مقابل آن قرار می‌گیرند، جامعه ادبی عرب هم به تبع سردمدارانشان دچار سکوت شده‌اند و کمتر اثری را می‌توان یافت که به این موضوع به صورت جدی پرداخته باشد. وقتی دولتمردان یک حکومت برای مسئله‌ای به این مهمی دچار بیماری سکوت شوند، دیگر مجالی نیست تا انجمن‌های ادبی را به این سمت سوق دهیم. البته با وجود همه این تنگناها هنوز نسیم ادبیات فلسطین می‌وزد و هنوز شاعرانی هستند که با نگاه آزاداندیشانه مشکل اصلی فلسطین را کوتاهی حاکمان خودشان عنوان کنند.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

تازه های خبری