کد خبر: 9757

نماینده مجلس خبرگان رهبری در برنامه شناسنامه به بیان نکاتی از زندگی شخصی و مشی سیاسی و انقلابی خود پرداخت.

به گزارش قم خبر به نقل از فارس، مهمان امروز شناسنامه فردی است که به عنوان شخصیتی اخلاقی شناخته می شود و دارای شخصیتی دینی و اخلاقی است. تعداد زیادی از مسئولان و مقامات کشور نیز پای درس اخلاق ایشان نشسته‌اند.متن زیر شرح گفتگوی محمد حسین رنجبران سردبیر و مجری برنامه شناسنامه با مهمان امروز برنامه، آیت‌الله حائری شیرازی است.

* بیشترین مشغله شما اکنون چیست؟

حائری شیرازی: برنامه من بیشتر فکر کردن است. روش فکر کردن من نیز جدای از جلسات نیست. خداوند به دل من انداخته است که علم باید از درون خود انسان بجوشد.

زمانی که مستمع گوش به سخنان گوینده می دهد، اگر گوینده تنها بر محفوظات خود تکیه نکند و در مجلس نوآوری داشته باشد، آن زمان کشش شنونده زمینه جوشش گوینده می شود.

من از ابتدای کار خود در روحانیت، به جلسه ایی دعوت شدم که بدون آمادگی برای سخنرانی وارد آن جلسه شدم؛ در آن جلسه از حالات خود گفتم؛ شنوندگان پسندیدند. در دومین سخنرانی برای ضبط سخنرانی اقدام کردند.

* چند سال داشتید؟

حائری شیرازی: از تحصیلات قم خود باز گشته بودم؛ به عبارت دیگر سال ۴۲،۴۱ و تقریبا بعد از ۱۵ خرداد ۴۲ بود. افراد حاضر در جلسه سوالات خود را در جلسه مطرح می کردند و این گونه نبود که سوالات را از قبل به من اعلام کنند و من آمادگی برای پاسخگویی داشته باشم؛ این مسائل سبب شد که اندیشه در درون من فعال شود.

* به همین سبب عنوان کردید کتابخانه ای ندارید و تمام اطلاعات را در حافظه خود نگهداری می کنید؟

حائری شیرازی: خداوند مرا این گونه رشد داد. من کتاب نداشتم، نداشتن کتاب و نیاز به کتاب سبب پرورش قدرت جوشش و نگهداری اطلاعات شد؛ زمانی که به کتابی احتیاج داشته باشم همانند رایانه تمام اطلاعات به ذهن من می آید حالا شعری، روایتی باشد. این امر را خداوند در خلقت انسان قرار داده است.

* فعالیت های سیاسی شما از مسجد شمشیرگرها آغاز شد؟

حائری شیرازی: برادر من فعالیت سیاسی داشت، من نیز همراه او این فعالیت ها را انجام می دادم؛ برادرم مدیریت فعالیت ها را بر عهده داشت و روحانیت را کنترل می کرد، و ساواک در مطالبش می گفت که ایشان هماهنگ کننده روحانیون فارس است. از دید ساواک ایشان فرد خطرناکی بود. او بیشتر از من اذیت شد و ایشان یک چشم خود را در زیر ضربات شکنجه‌های ساواک از دست داد.

* چند سال از شما بزرگ تر بودند؟

حائری شیرازی: ایشان ۸ سال از من بزرگ تر بودند؛ بعد از چند بار دستگیری من، ترجیح دادم ارتباطات را بر عهده برادر خود بگذارم و به این دلیل در بازجویی ها اعلام می کردم اگر کسی اعلامیه به من داده است یا من به او اعلامیه دادم، به من معرفی کنید.

آقای کرمی که مرا بازجویی می کرد گفت کاردانی خود را به رخ ما نکشید؛ من احساس کردم سخنرانی و تربیت شاگردان کار من است؛ مدیریت برنامه ها بر عهده برادرم باشد بهتر است.

* افرادی هم چون احمد توکلی، فرشیدی، خانچی و... از شاگردان شما هستند؛ کسان دیگری هم هستند؟

حائری شیرازی: آقای احمدی جلالی هم از شاگردان من هستند که اکنون نیز رعایت استادی را می کنند وقتی مرا می بینند.

* اولین باری که دستگیر شدید چه زمانی بود؟

حائری شیرازی: در سال ۴۲ بود؛ من در منزل بودم و برادرم در مسجد بودند. پسر خواهرم را که اکنون در کهگیلویه و بویراحمد برادر بزرگ امام جمعه است، به مسجد فرستادم تا به برادرم بگوید به خانه نیاید؛ مامورین تمام خانه را جست و جو کردند و من را نیز همراه خود بردند؛ این اولین دستگیری من بود.

* چند بار دستگیر شدید؟

حائری شیرازی: در مرحله اول ۲۰ و خرده ایی روز دستگیر بودم؛ بعد به سه ماه محکوم شدم و باقی را در زندان کریم خانی گذراندم.
 

*روایتی از ساختمان سازی هاشمی رفسنجانی*


* چه شد که در سال ۵۳ به قم بازگشتید و در کنار بزرگانی هم چون شهید بهشتی و قدوسی و آیت الله جنتی و آقای مصباح مدرسه حقانی را تاسیس کردید؟ بیشتر با هدف سیاسی به قم رفتید یا هدف علمی بود؟

حائری شیرازی: من بعد از این که در شیراز شدیدا تحت کنترل بودم و هر کس هم که با من آشنا می‌شد گرفتار می شد به این امر رسیدم که نمی توان با این شرایط در شیراز فعالیت کرد؛ به قم هجرت کردم؛ قبل از آخرین زندان من، در مدرسه حقانی تدریس می کردم؛ در آن مرحله من می خواستم از وجوهات استفاده نکنم، هم روحانی باشم و هم از وجوه استفاده نکنم به این دلیل به قم آمدم و یکسری برنامه ها توسط مهدی بهادران که با آقای هاشمی رفسنجانی ارتباط داشت، برای من تنظیم شد.

آقای هاشمی به دلیل مشارکت با تولیت، یکسری از زمین های آستانه را مسکونی کردند و به فروش رساندند و پول زیادی به دستشان آمده بود که با این پول به زندانیان و مبارزان کمک می کرد؛ برای این که این کمک شوندگان ضعیف بار نیایند برنامه مطالعاتی تنظیم کرده بود و برای هر ساعتی مطالعه ۵ تومان پول در نظر گرفته بود.

آن چیزی که آقای هاشمی می خواست این بود که روایت مبارزات ائمه (ع) را که نیروی مسلح داشتند، عنوان کنم و من در این زمینه مطالعاتی می کردم؛ نظر بنده این بود که بدون نظر امام زمان (عج) کار تسلیحاتی کردن دشوار است؛ روایت آن طرف را می گفتم در حالی که من مأمور زمینه سازی مبارزات مسلحانه بودم ولیکن نظر خودم فعالیت در زمینه های فرهنگی بود.ایشان یک بار آمدند و جزوه‌های من را دیدند و گفتند من از شما چه کاری خواستم در صورتی که من کار دیگری انجام داده بودم.

قبل از این که به مدرسه حقانی بیایم، جزوه هایی که می نوشتم به دست آقای قدوسی رسیده بود، آقای بهشتی نیز این جزوه ها را مطالعه کردند و نظراتی نیز در انتهای آن نوشته بودند؛ نمی دانم آقای بهشتی به آقای قدوسی چه گفته بودند که آقای قدوسی نزد ما آمدند و من اسمشان را بلد نبودم اسم آقای باهنر را شنیده بودم گفتند من قدوسی هستم طلبق بالا رفتیم. گفتند مطالبی که می نویسید را در مدرسه حقانی تدریس کنید.

مدرسه حقانی در آن زمان روی بورس بود و کسی که می خواست در این مدرسه تدریس کند از طریق آقای بهشتی، جنتی و قدوسی این کار را انجام می داد و تصمیم گیرنده آقای قدوسی بودند.برخلاف دیگران ایشان خودشان آمدند پیش من و به من پیشنهاد تدریس دادند.

* به چند زبان مسلط هستید؟

حائری شیرازی: من رسمم این بود که هر زمان مطلبی را می آموختم سعی می کردم کامل باشد و بعد رها کنم؛ علت این خصلت را بعد از مدتی در یافتم که انسان زمانی که به قله رسید می تواند سکنی گزیند ولیکن اگر در شیب سکونت کند به پایین سقوط می کند.

از این جهت با یادگیری زبان در مدرسه دریافتم این مطلب ناقص است و بر روی این مسئله کار کردم؛ یک بار که مرا به انگلستان دعوت کردند و من رفتم از آن‌جا یک راست مرا به همان گردهمایی بردند. در آن جلسه در انگلستان حول محور حضرت زهرا (س) به زبان انگلیسی سخنرانی کردم؛ در جلسه ایی با گروهی از اندونزی برای بحث ولایت فقیه بدون نیاز به مترجم شرکت کردم و مباحث را بازگو کردم.
 

*بسکتبال و تیر اندازی را دوست دارم*


* اهل ورزش هستید؟

حائری شیرازی: من اهل تفریح هستم؛ زمان هایی حلقه ایی برای بازی بسکتبال درست می کردیم و به این ورزش مشغول می شدیم؛ به تیراندازی علاقه دارم.

* اکنون نیز ورزش می کنید؟

حائری شیرازی: اگر ورزشی داشته باشم اصولا پیاده روی است.

* در سال های بعد از انقلاب تلاش کردید مبانی انقلاب را از طریق اگاه سازی دانشجویان منتقل کنید.

حائری شیرازی: بعد از پیروزی انقلاب در مدرسه حقانی تدریس می کردم و این مسئله تا زمان تسخیر لانه جاسوسی ادامه داشت؛ برخی از این دانشجویان شاگرد مدرسه حقانی هم بودند و در تسخیر لانه جاسوسی نیز نقش بسزایی داشتند؛ یکی از این دانشجویان آقای رضا سیف اللهی بودند که بعدها مدیر کل اطلاعات سپاه شد رئیس نیروی انتظامی شد و الان هم مسئولیت‌های مهم برون مرزی دارد.ایشان از شاگردهای من در مدرسه حقانی بودند.آقای موسوی خوئینی‌ها هم آن جا تفسیر می گفتند این‌ها نگران بودند که این تفسیر مثل تفسیرهای سیاسی شود و این ها مقداری اصول گرایی داشتند. به من گفتند شما بیایید تفسیر بگویید. من گفتم یک ۵ شنبه من می آیم. آقای سیف‌اللهی مرا بردند و در روز پنج شنبه برای سخنرانی برای دانشجویان رفتم که تقاضای ادامه سخنرانی در روزهای پنج شنبه را داشتند تا برای دانشجویان اصول و عقاید و تفسیر سوره انعام بازگو کنم.

به دلیل بازگویی اصول و عقاید در بین دانشجویان تسخیر لانه جاسوسی، این افراد سالم ماندند و اگر کسی در بین این دانشجویان پای خود را کج گذاشت، استثناء است؛ اصولا بچه های خوبی بودند. بعدها به دفتر تحکیم وحدت دعوت شدم؛ این افراد اولین کسانی بودند که کتاب های من را چاپ کردند. کتاب هایی هم چون ولایت فقیه، نماز در اسلام، اخلاق اسلامی توسط بچه های دفتر تحکیم وحدت چاپ کردند که آقای موسوی در رأسشان بودند و فرد بسیار مخلصی هم بود. در ادامه و بعد از من در بین آن ها کودتایی اتفاق افتاد.

* علت چه بود؟

حائری شیرازی: برخی با افراد خود در کاری نفوذ می کردند و بعد که مستقر می شدند در تصمیم گیری ها فردی را عزل می کردند و نیرویی از بین خود را جایگزین می کردند؛ این نفوذ کردن یا به شیوه ی تروریستی و اقدام به بمب گذاری و شهادت افرادی هم چون رجائی و باهنر بود و یا به صورت اقدامات سیاسی و دگرگون کردن تشکیلات انجام می شد.
 

*ریاست کمیسیون اصل نود در مجلس*


* در دوره اول مجلس نماینده مردم شیراز و رئیس کمیسیون اصل نود بودید. چه مباحثی در این کمیسیون داشتید.

حائری شیرازی: کمیسیون اصل نود با کمیسیون های دیگر متفاوت بود؛ اصل نود در قانون اساسی جمهوری اسلامی آمده بود اگر فردی شکایتی از قوای مجریه، مقننه و قضاییه دارد باید به مجلس اعلام کند. کمیسیونی برای اصل نود در نظر گرفته شد؛ اعضا به من پیشنهاد دادند وارد این کمیسیون شوم یعنی در درخواستم بنویسم می خواهم ای کمیسیون بروم زیرا این کمیسین خلق الساعه است چرا که آئین نامه ایی از دوران شاه برای این کمیسیون وجود ندارد.مثلا کمیسیون آموزش و پرورش و کمیسیون مسکن سوابقی داشتند اما این کمیسیون بی سابقه بود و به همین دلیل تشکیلاتش را اداره کردن دشوار بود.

۶ ماه تصویب آئین نامه اجرایی این کمیسیون در مجلس به طول انجامید؛ علی آقامحمدی معاون اجرایی من در سامان دادن آئین نامه بسیار موثر بود. آقای عبدالواحد موسوی و خانم اعظم طالقانی در این امر تلاش های فراوانی کردند. همین خانم در کمیسیون آموزش و پرورش بودند و کسانی که در حزب جمهوری بودند گاهی سر به سر ایشان می گذاشتند و من گفته بودم هر چه بیرون هستید در کمیسیون عضو کمیسیون هستید.حرفی که به کسی برخورد کند نباید زده شود و ایشان هم به خاطر احساس امنیت به کمیسیون آمدند.

* استاد اخلاق خصوصی شهید رجائی نیز بودید؟

حائری شیرازی: زمانی که می خواستم نماینده مجلس شوم گفتم اگر تمام علما اتفاق کنند من برای این کار اقدام می کنم؛ برادر من اصرار داشت که من قبول کنم؛ می گفتم تا شهید دستغیب و دیگر علما همه تائید نکنند کاندید نمی شوم؛ یک روز تائید شهید دستغیب و باقی علما را به من اعلام کردند، یک ربع فقط مانده بود که من نیز ثبت نام را انجام دادم.

مرحوم آیت‌الله آشیخ بهاالدین محلاتی از علمای فارس بودند و من شاگرد ایشان بودم ایشان بعد از کاندید شدن من اطلاعیه ایی درباره من دادند و برایم سنگ تمام گذاشتند؛ به این علت دور اول وارد مجلس شدم. برخی از بزرگان که دوستان شهید دستغیب بودند در مرحله اول وارد مجلس نشدند؛یکی آقای مهاجرانی بود و یکی آقای زنگنه بود.
 

*حرفی که شهید رجایی را رنگ به رنگ کرد*


* آقای زنگنه که الان وزیر نفت هستند؟

حائری شیرازی: بله، رئیس حزب جمهوری هم در استان فارس آقای طغا بود که اصلا تربیت شده خود من بود وقتی مجلس تشکیل شد حزب جمهوری یک اطلاعیه ایی داد و ۱۸۰ نمایندگان مجلس را معرفی کرد و عنوان کرد از چه طیفی هستند.

و ۴ طیف حزب جمهوری‌ها، مجاهدین انقلاب، افراد مستقل و منفرد و کسانی که در دفتر هماهنگی با رئیس جمهوری یعنی بنی صدر بودند، را مشخص کرد. کاغذ به دست من افتاد و امضا هم امضا حزب جمهوری بود. نام من را در گروه دفتر هماهنگی با حزب جمهوری ذکر کرده بودند در حالی که من جزو افراد مستقل بودم؛ من هیچ ارتباطی با بنی صدر نداشتم و حتی در انتخابات و رقابت بین آقای حبیبی و بنی صدر به آقای حبیبی رأی دادم . من به آقای پرورش گفتم این اشتباه شده است این را اصلاح کنید گفتند این را شیراز داده است. به آقای مسیح مهاجری گفتم، گفتند شیراز گفته است. رئیس اصلاحی حضرت آقا بود که تربیت شده خود من بودند. برای تغییر این مسئله پیگیری کردم، پی نبردم چه کسی نام مرا در این گروه ذکر کرده است.

همانند مسئله تقلب در انتخابات نه حرف خود را پس می گیرند و نه این را اثب