با انتشار گزارش های دروغین و جهت دارBBC برخی از رسانه های داخلی، به تیترسازی و گزارش پردازی پرداختند و در حالی که کمترین اطلاعی از هویت و نیت عامل یا عاملان این حوادث منتشر نشده بود، آتش کینه ها و عقده های خود را به روی مومنین گشودند.

به گزارش قم خبر به نقل از جهان نیوز , اصل ماجرای اسید پاشی از آنجا آغاز شد که اعلام شد در اصفهان، به چهره زن جوانی اسید پاشیده شده و اندکی بعد هم اعلام شد این حادثه تکرار شده و این تکرار ادامه یافت! تا آنجا که طی چند روز، ۴ حادثه اسیدپاشی در شهر آرام و مذهبی اصفهان رقم خورد و زمینه ای شد برای اما و اگرهای فراوان. از یک سو مردم و خانواده هایی که این اخبار را می شنیدند، نگران سلامت خود و فرزندانشان بودند و از دیگر سو دائما بر التهاب و تب و تاب ماجرا افزوده و بازار شایعات داغ و داغتر می شد. حتی در همان یکی دو روز اول، اخبار دیگری حاکی از اسیدپاشی زنجیره ای در تهران و دیگر شهرستان ها شایع شد!

اما واقعا ماجرای اسیدپاشی چه بود و چرا در کوتاه زمانی با این حجم وسیع و با این شایعات گسترده در جامعه منتشر شد و آرامش روانی جامعه را مختل کرد؟! در این هیاهو اصل موضوع، یعنی آسیب دیدن چند انسان بی گناه، عملا به بوته فراموشی سپرده و موضوع تازه ای پیش کشیده شد. موضوعی که آشکارا حکایت از یک سناریو داشت! سناریوی پیوند عاملان حادثه اسیدپاشی با حامیان حجاب و عفاف در جامعه! این سناریو آنقدر برای بانیان آن مهم و ارزشمند بود که نه تنها سلامت قربانیان حادثه را فراموش کردند، بلکه حاضر شدند آبروی آن ها را هم به بدترین شکل ممکن مخدوش کنند و آن ها را انسان هایی لاابالی و بی قید نسبت به حجاب و مقدسات نشان دهند!

نقش کلیدی رسانه های خارجی

اولین بار این BBC بود که ۲ کلیدواژه اسیدپاشی و حجاب را در کنار یکدیکر قرار داد و کوشید این موضوع را به هزار دروغ و نیرنگ در ذهن مخاطب جا بیندازد که اسیدپاشی کار کسانی است که قرار بود برای حجاب و عفاف، امر به معروف و نهی از منکر انجام دهند! آن ها به مصاحبه و سخنان قبلی مسؤولان انصار حزب الله تهران استناد می کردند که گفته بودند قصد داریم در «تهران» گشت موتورسوار به راه بیندازیم. گشت هایی که حسب گفته مسؤولانشان، صرفا به بحث تذکر لسانی می پرداختند نه بیشتر. با آن که همان تذکر لسانی و حرکت گشت های موتورسوار هم هرگز رخ نداد و مسؤولان انصار صراحتا اعلام کردند از این کار منصرف شده اند. BBC ترجیح داد چشمش را به این حقیقت آشکار و اعلام شده ببندد و با دروغ پردازی و داستان سرایی، سناریوی خود را به پیش ببرد. سناریویی که حتی یک گزاره برای اثبات صحت و درستی آن وجود نداشت، همزمان با BBC دیگر رسانه های آن سوی مرزها هم موج رسانه ای را دامن زدند و به سهم خود کوشیدند ایران را ناامن و آشوب زده ترسیم کنند! آن ها که فراموش کرده بودند چند روز قبل، خبرنگار گاردین در ایران از امنیت عجیب و آرامش دلنشین کشورمان گزارش داده بود، آن هم در بین کشورهای همسایه که هر یک به نوعی دستخوش ناامنی و بلوا و آشوب هستند.

عملکرد برخی رسانه های داخلی

با انتشار گزارش های دروغین و جهت دار BBC، برخی از رسانه های داخلی، به تیترسازی و گزارش پردازی پرداختند و در حالی که کمترین اطلاعی از هویت و نیت عامل یا عاملان این حوادث منتشر نشده بود، آتش کینه ها و عقده های خود را به روی قشر مومن و مسلمان جامعه گشودند و بی هیچ دلیل و مدرکی، آن ها را متهم کردند که با این رفتارها قصد دارند به افراد بدحجاب هشدار بدهند! اما این تنها کارکرد آن ها نبود. آن ها، که هیچگاه مردم و آرامش آن ها برایشان مهم نبوده است، در تیترهای خود فضای جامعه را چنان ترسیم کردند که گویی سر هر گذری یک نفر با گالنی اسید ایستاده و منتظر اولین نفر است تا محتوای آن را تماما به سر و روی او بپاشد! حتی از لزوم آموزش تلویزیونی راه های برخورد با اسیدپاشی و آسیب دیدگان این حوادث سخن گفتند!

برای نمونه و شاهدی بر آنچه ذکر شد، چند تیتر از انبوه تیترها و مطالب جهت دار و مغرضانه این رسانه ها در چند روز گذشته ارائه می شود تا راحت تر بتوان قضاوت کرد که اطلاع رسانی هدف آن هاست یا تخریب چهره مؤمنین و تشویش اذهان عمومی مردم!

- انزجار عمومی از اسیدپاشی در اصفهان
- مسؤولان دولت، نمایندگان. . . بر پیگیری ماجرای تکان دهنده اسیدپاشی زنجیره ای اصفهان و معرفی عاملان آن تأکید کردند
- هوای اصفهان اسیدی است، تمام شیشه ها بالا
- اصفهان زیبا، امنیت شهر، زیر سایه اسید و شایعه
- احتمال اسیدپاشی به زنان بدحجاب وجود دارد(!)
- اسیدپاشی چقدر می تواند روی اقتصاد این شهر اثر بگذارد؟
- توصیه هایی برای مواجهه احتمالی با اسیدپاشی(!)
- اسیدپاش ها به بهشت نمی روند
- اسیدپاشی مشکوک!
- دست های پنهان در اسیدپاشی اصفهان
- اسیدپاشی مشکوک در اصفهان
- توهین به قربانیان مظلوم، با حجاب و با اخلاق

این رسانه ها برای تکمیل سناریوی خود و نسبت دادن این رفتار غیر انسانی به قشر مومن جامعه چاره ای نداشتند جز این که آسیب دیدگان را بی حجاب! معرفی کنند! اما واقعا چنین بود!؟

سهیلا یکی از آسیب دیدگان است. او ۲۷ ساله و وکیل دادگستری است، دختری با حجاب و از خانواده معظم شهدا، اما زنجیره ای ها به این حرف ها توجهی ندارند و برای رسیدن به هدفشان، پروایی ندارند که دختری تحصیل کرده و وابسته به خانواده شهدا را بی حجاب و بدحجاب معرفی کنند! مادر یکی دیگر از آسیب دیدگان هم عکس دخترش را با پوشش چادر به خبرنگاران نشان داده و از این که گفته می شود اسیدپاشی به خاطر بی حجابی است گلایه می کند، او دلخور است که دختر او، بدحجاب معرفی شده و به این اسم و رسم شناخته شده است. با این همه تا لحظه تنظیم این گزارش، باز هم رسانه های زنجیره ای از این رفتار زشت و توهین آمیز با آسیب دیدگان دست بر نداشتند و به جای مرهم نهادن بر زخم کسانی که با توحش و قساوت، با اسید سوخته بودند، روح و آبروی آن ها را هدف گرفتند و بی هیچ پروا و ابایی آن ها را افرادی بی قید معرفی کردند که از سوی افرادی تندرو به خاطر بی قیدی و بدحجابی تنبیه شده بودند! این دروغ آنقدر تکرار شد که کم کم حتی به مخاطب فرصتی برای اندیشیدن و پرسش از آمار این حوادث داده نشد!

به رغم دروغ پراکنی ها و وحشت افزایی در جامعه، دکتر فریدون عابدینی، رئیس بیمارستان سوانح و سوختگی اصفهان بهتر از هر کسی درباره تعداد آسیب دیدگان خبر داد. او می گوید: کلا در حوادث مختلف ۴ نفر با اسید مورد حمله قرار گرفته اند. وی با اشاره به جزیی بودن مصدومیت برخی قربانیان چهار حادثه اسیدپاشی گفت: دو مورد از حادثه اسیدپاشی به حدی جزیی بود که مصدومین سرپایی درمان و بلافاصله مرخص شدند، اما دو مصدوم دیگر برای ادامه درمان در بیمارستان بستری شدند.

وی افزود: سه تن از مصدومین، اصفهانی و چهارمی نیز یک خانم افغانی است که به صورت سرپایی درمان و مرخص شد.

قشر متدین جامعه سال هاست مسؤولان قضایی و مسؤولان انتظامی کشور را درباره افزایش بی حد اراذل و اوباش و حمله و تعدی به نوامیس مردم به ویژه بانوان محجبه مورد پرسش قرار می دهند و بارها رئیس محترم قوه قضائیه را وادار به واکنش کرده اند.

حوادث اخیر، نشان داد که برخلاف ادعای دروغگویان و مدعیان، مسلمانان مومن و با شرافت، هرگز دست به رفتارهای غیرانسانی این چنینی نزده و بر عکس همیشه قربانی این نوع رفتارها بوده اند. زمان زیادی از شهادت شهید علی خلیلی نگذشته است که در راه دفاع از ناموس یک زن مسلمان به شهادت رسید. شهید هادی محبی، شهید ناصر ابدام و شهیدان دیگر کاروان امر به معروف همگی در حال دفاع از ناموس مسلمانان به شهادت رسیدند آن هم در حالی که اراذل و اوباش به آن ها حمله ور شده بودند و قصد تعدی و تجاوز داشتند. با این حساب می توان به یقین رسید که اسیدپاشی، همانقدر که چشم و چهره دختران معصوم اصفهان را سوزاند، چندین و چند برابر به صورت حجاب و عفاف لطمه زد و آن را سوزاند.

قطعا این موضوع از یک جریان هدفمند و حساب شده حکایت دارد. فراموش نکرده ایم که وقتی چند زن مفتضح و هرزه در شهر مقدس قم با وضع زننده دستگیر شدند، صریحا اقرار کردند که توسط افرادی مامور بودند که در قبال اخذ پول با وضع زننده در شهر تردد کنند تا قبح این امر را بشکنند! روی دیگر آن سکه را امروز در حمله به نیروهای ارزشی و مومن شاهدیم.

ارتباط جنجال و بزرگنمایی اسیدپاشی با طرح احیای امر به معروف و نهی از منکر

پس از بررسی طرح امر به معروف و نهی از منکر در مجلس شورای اسلامی، ماجرای اسیدپاشی در اصفهان به یکی از دستاویزهای رسانه های فاسد غربی برای مخدوش کردن چهره جبهه انقلاب و جریانات ارزشی در استان اصفهان تبدیل شد.

هرچند همزمانی بررسی طرح آمران به معروف و ناهیان از منکر در مجلس و اقدامات اسیدپاشی، سمت و سوی معناداری دارد اما جریان ضدانقلاب سعی کرد با تعبیراتی از قبیل «منازعه بر سر حق انتخاب پوشش»، «قوانین سخت گیرانه پوشش زنان»، «امر به معروف به شیوه اسیدپاشی» و با ایجاد انحراف در اصل مسأله، نیروهای انقلابی اصفهان را متهم نموده و ضمن تشویش اذهان عمومی، انزجار ایجادشده از این عمل را به نیروهای مذهبی مرتبط کند.

این موضوع که عمل اسیدپاشی یک اقدام غیرانسانی، غیرشرعی و غیرقانونی است شکی نیست که البته بعد از اسیدپاشی به یک بانوی چادری، ماجرا ابعاد تازه ای به خود گرفت و این شائبه که موضوع اسیدپاشی بدحجابی بوده، کمرنگ شد.

هم چنین از رسانه های ضدانقلاب نیز انتظاری جز این نیست که در شرایط به وجود آمده از هرگونه تهمت و یاوه گویی برای مخدوش نمودن چهره نیروهای انقلابی اصفهان استفاده کنند و به تبع آن، طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر را در مجلس شورای اسلامی با انحراف افکار عمومی تحت تأثیر قرار دهند. اما در طرح این رخداد، این که روزنامه های زنجیره ای داخلی نیز هسمو با جریان ضدانقلاب تمام تلاش خود را طی روزهای اخیر برای مرتبط کردن موضوع اسیدپاشی با طرح امر به معروف صرف کرده اند نیز جای سئوال دارد. به طوری که برخی از این روزنامه ها با مطرح کردن پافشاری نیروهای حزب الله برای تسریع در امر به معروف و نهی از منکر، با ترفندهای رسانه ای و طی یک عملیات روانی، موضوع اسیدپاشی را در راستای اقدامات امر به معروف و نهی از منکر عنوان کردند.

این اقدام تعجب برانگیز روزنامه های جریان اصلاح طلب و نزدیک به دولت چنان بحث برانگیز شد که سردار نقدی رییس سازمان بسیج مستضعفین روز گذشته از وزارت ارشاد و هیأت نظارت بر مطبوعات خواست که اجازه ندهند رسانه های فاسد و غربزده این جنایت را با مقدسات و واجباتی مثل امر به معروف و نهی از منکر مرتبط کنند و به این بهانه به تضعیف ارزش ها بپردازند. وی گفت: «رسانه های فاسد و روزنامه های زنجیره ای کور خوانده اند؛ ملت ایران بسیار هوشیارتر است که بازی این جریانات را بخورد؛ این ملت عبور از فتنه های رسانه ای را در بازی عظیم ۹ دی سال ۸۸ تمرین کرده است.»

روزنامه های زنجیره ای و اصلاح طلب که همواره خود را حامی حقوق زنان می دانند و گاهاً با ژست های فمنیستی خود سعی در تحریک احساسات زنان دارند در مواجهه با جریانات رخ داده سعی دارند تا با مظلوم نمایی زنان بدحجاب، ارزش های حجاب اسلامی را زیر سؤال ببرند. با بررسی برخی ازمواضع این روزنامه ها در موضوع زنان به وضوح آشکار می گردد که ادعای دفاع از حقوق زنان در این گونه روزنامه ها صرفاً برای مواردیست که وجهه فمنیستی داشته باشد و حرفی از ارزشهای انقلاب اسلامی در آن مطرح نباشد.

در یک نمونه آشکار چندی پیش جمعی از بانوان شاغل در یک شرکت صنعتی اصفهان طی نامه ای سرگشاده خواستار رسیدگی مراجع نظارتی به اتفاقات رخ داده در دفتر مدیرعامل این شرکت و تبعیض قائل شده در خصوص بانوان با حجاب شدند. ایشان در این نامه ضمن حمایت از طرح عفاف و حجاب خواستار پاسخگویی مسؤولان این شرکت به مواردی از قبیل طرد بانوان محجبه، علت حذف جایزه حجاب در این شرکت و انتصاب بانوان بدحجاب در دفتر مدیرعامل این شرکت شده بودند. این موضوع که به یکی از خبرهای صنعت طی ماه های اخیر تبدیل و به عنوان یکی از حقوق حقه زنان صنعت مطرح شده بود نه تنها مورد استقبال این رسانه های به اصطلاح حافظ حقوق زنان! قرار نگرفت بلکه سخن وزیر صنعت مبنی بر «لزوم احراز پست های مدیریتی توسط بانوان در صنعت کشور» تیتر اصلی این روزنامه ها شد تا دلیلی باشد بر ادعای پوچ این رسانه ها در دفاع از حقوق زنان و مبارزه با بیانیه بانوان ارزش مدار این شرکت صنعتی اصفهان.

با بررسی این مورد، این که در شرایط فعلی، موضوع حقوق زنان اصفهانی در ماجرای اسیدپاشی تنها دغدغه این رسانه ها شده و برای انعکاس حواشی و تفاسیر اشتباه آن از هیچ اقدامی دریغ نمی کنند قابل توجه است. هرچند رسانه های فاسد غربی و روزنامه های زنجیره ای داخل خوب می دانند عزم و جدیت نیروهای انقلابی در زمینه عفاف و حجاب ایجاد شده است و این اقدامات برای ایجاد مانع در مسیر اجرایی شدن قوانین مربوط به حجاب و حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر تلاشی بیهوده است و با توکل به خداوند، اوج گیری محبوبیت ارزش های انقلاب اسلامی در جهان ادامه خواهد داشت.

از سوی دیگر علت بزرگ کردن شایعه بدحجاب بودن قربانیان این حوادث و تلاش برای ارتباط دادن این اسیدپاشی ها با «طرح حمایت از آمران به معروف و ناهیان از منکر» در سایت جرس، زمانی مشخص می شود که این سایت عمق مخالفت خود با تصویب چنین طرحی را اینطور به نمایش می گذارد و می نویسد: «وقتی طرح اخیر مجلس را در کنار این اخبار نگران کننده قرار می دهیم، آن وقت به عمق فاجعه ای که در حال وقوع است پی می بریم. تصویب این قانون در مجلس در آینده تأثیرات مخربی بر سرنوشت زنان ایرانی خواهد گذاشت!»

سلسله گزارش های سایت ها و رسانه های ضدانقلاب برای ارتباط دادن «اسیدپاشی ها» به مقوله «بدحجابی» و «فریضه امر به معروف» نشان دهنده این است که آن ها تنها با هدف افزایش حملات رسانه ای به مجلس شورای اسلامی برای عدم تصویب طرح حمایت از آمران به معروف بوده است.

موضع نیروهای مومن و انقلابی درقبال رفتارهای غیر انسانی

جای تردید نیست، آن ها که مومن و مسلمانند عقلا و شرعا، مبرا از این رفتارهای غیرانسانی هستند و در اتفاقات اخیر، شاکیان اصلی ماجرا هستند. بالاترین دلیلی که می توان برای این سخن ذکر کرد، بیانات صریح رهبر معظم انقلاب در دیدار با مردم خراسان رضوی است که حتی درباره کسانی که حجاب کامل و درستی ندارند، هرگونه تذکر خشن و توأم با نامهربانی را نفی کردند و تأکید کردند که با روی گشاده، مهربان و اخلاق اسلامی با آن ها سخن گفت، دل های آن ها مومن است و باید با رفتار صالح، زنگار از آینه دل هایشان زدود. بدیهی است هیچ کس بیشتر از حزب الله و مؤمنان به آرمانهای انقلاب و رهبر آن- که حقیقتاً آحاد جامعه را شامل می شود - نسبت به سخنان رهبر انقلاب مطیع و عامل نبوده و نیست.

مثل همیشه و در مقابل این همه تشویش و هیاهو، آنچه مردم را به آرامش می رساند، سرعت عمل و دقت و هوشیاری عوامل امنیتی و اطلاعاتی کشور است. با این هجمه عجیب رسانه ای، باید پذیرفت که موضوع یک حادثه ساده نیست که در لابلای حوادث دیگر پیگیری شود بلکه یک مسأله خطیر ملی و حیثیتی است. در مرحله بعد، قاطعیت و اقتدار قوه قضائیه است که مردم را به وجود آرامش و ثبات امیدوارتر می کند.

دو ماه پیش که یک زن در کرمانشاه هشت زن و مرد را در ایستگاه اتوبوس مورد حمله اسیدپاشی قرار داد و همه را روانه بیمارستان کرد، صرفنظر از سکوت مرگبار زنجیره ای های پرهیاهوی امروز در آن حادثه تلخ، اگر قوه قضائیه حکم شدید و قاطعی درباره عامل آن حادثه و حوادث مشابه آن داده بود، امروز شاهد این رخداد تازه و موج سواری ضد انقلاب نبودیم.

آنچه در حال حاضر اهمیت درخور توجه و ویژه ای دارد، نخست درمان آسیب دیدگان مظلوم این حادثه است که هم از سوی جانی و هم از سوی رسانه های بی تقوا آسیب دیده اند و در مرحله بعد پیگیری قاطع و عاجل برای شناسایی و مجازات عامل یا عاملان حادثه و روشن شدن همه ابعاد ماجرا.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

تازه های خبری