آقای امیری‌فر که روحانی نهاد ریاست‌جمهوری دولت سابق بود در مصاحبه‌ای اظهار کرد: ما ۱۸۰کرسی مجلس را از الان در اختیار داریم. بعد از آن بنده مصاحبه‌ای کردم و گفتم که ایشان با این اظهارات گاف بزرگ و امری پنهان را لو داد. این اظهارات باعث می‌شود مردم ما نسبت به چنین کاندیداهایی حساس شوند و آنها را شناسایی می‌کنند که رأی ندهند.

به گزارش قم خبر ، همشهری نوشت: بررسی سیاست‌های کلی انتخابات در مجمع و اصلاح قانون انتخابات در کمیسیون شوراهای مجلس بهانه اصلی گفت‌وگوی ما با حجت‌الاسلام غلامرضا مصباحی‌مقدم استاد دانشگاه امام صادق(ع)، نماینده مردم تهران در مجلس و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام بود.

وی لابه‌لای حرف‌هایش از ورود «پول‌های کثیف» به انتخابات هم گفت و درست یک روز بعد، وزیر کشور به این موضوع مهم اشاره کرد. پول‌های هنگفتی که به‌گفته مصباحی‌مقدم برخی برای ریخت و پاش‌های تبلیغاتی در اختیار برخی کاندیداها قرار می‌دهند. البته او به رفتار مردم در انتخابات گذشته اعتماد دارد و می‌گوید: مردم هیچ‌گاه به افراد به‌اصطلاح «خرپول» که برای رسیدن به مناصب، هزینه‌های میلیاردی می‌کنند رأی نخواهند داد. ماجرای کمک‌های رحیمی به کاندیداها، خبرهای جدید از وضعیت بررسی طرح رسیدگی به دارایی مسئولان و بررسی سیاست‌های کلی انتخابات در مجمع تشخیص مصلحت نظام، مهم‌ترین عناوین گفت‌وگو با عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در مجلس است.

در مجلس روی طرح استانی شدن انتخابات هم کار می‌شود، با استانی شدن انتخابات موافقید؟ آیا استانی شدن انتخابات کمکی به خروج نمایندگان از نگاه‌های منطقه‌ای می‌کند؟

استانی شدن انتخابات را ترجیح می‌دهم. با این طرح افرادی به مجلس راه پیدا می‌کنند که مردم شناخت بیشتری نسبت به آنها دارند. افرادی که نگاه ملی آنها بر نگاه محلی‌شان غلبه دارد. با این‌کار انتظارات بخشی و محلی از نمایندگان کاهش می‌یابد. اینها به اینکه مجلسی در سطح ملی داشته باشیم کمک می‌کند. مخالفان یکی از مضرات این طرح را کم‌رنگ شدن ارتباط نزدیک مردم با نمایندگان می‌دانند اما وظیفه نمایندگان مجلس حل مشکلات اجرایی و اداری مردم نیست. متأسفانه پدیده‌ای که در کشور ما رواج پیدا کرده ایجاد واسطه بین دستگاه‌ها و مردم توسط نمایندگان است. مردم به جای اینکه فرماندار، استاندار یا مدیرکل را ببینند مستقیم به سراغ نمایندگان می‌روند.

به‌نظرم این موضوع به جایگاه مجلس و نمایندگان آسیب می‌زند. کمک نمایندگان به مردم و حل مشکلات آنها باید از طریق نظارت و قانونگذاری انجام گیرد. واسطه شدن برای حل مسائل خرد و ریز مردم وظیفه نماینده نیست و استانی شدن جلوی این کار را می‌گیرد. اگر کارکنان دولت مشکلات مردم را حل می‌کردند نیاز به چنین واسطه‌هایی نبود. متأسفانه مراجعه‌کنندگان به ما اظهار می‌کنند فلان دستگاه با درخواست ما موافقت کرده اما گفته باید یک نامه از نماینده مجلس بیاورید.

این نامه آوردن از نماینده نوعی بده بستان را تداعی می‌کند. بعدا گزارش می‌کنند که ما ۱۰مورد یا ۵۰مورد مشکلاتی که شما گفتید را پیگیری و حل کردیم، پس شما هم باید از ما حمایت کنید. همین موجب می‌شود نمایندگان نسبت به یک مدیر یا یک مسئول دین داشته باشند و از او هواداری کنند و در مقابل تغییرات وزیر مربوطه مقابله کنند تا فرد مورد نظر آنها تغییر نکند. یا حتی کسانی را پیشنها کرده و بر انتصاب آنها اصرار می‌کنند چون احساس می‌کنند از این طریق راحت‌تر مشکلات مردم را حل کرده و پاسخگوی مردم هستند.

این بده بستانی که به آن اشاره کردید، در بزنگاه‌هایی مثل جلسات استیضاح و یا سؤال از وزیر، بر رأی و نظر واقعی نمایندگان تأثیر نخواهد گذاشت؟

نمی‌خواهم بگوییم ۱۰۰درصد، اما در موارد زیادی شاهد چنین پدیده‌ای هستیم. به نوعی گروکشی از دستگاه‌های دولتی انجام می‌شود و متقابلا هم وجود دارد. گاهی اوقات یک نماینده حس می‌کند اگر خواسته او در حوزه انتخابیه‌اش اجابت نشود یا فرد مورد نظر وی در آن منطقه مسئولیتی نگیرد، وزیر را تهدید به سؤال یا استیضاح می‌کند. البته این پدیده ناصواب چه از طرف مجلس و چه از سوی دولت عمومی نیست.

در مجمع تشخیص مصلحت نظام روی حدود هزینه‌های انتخاباتی نامزدها بحث شده است، آیا این بحث می‌تواند به رفع دغدغه رهبر معظم انقلاب، که چندسال قبل نامزدهای انتخابات را از نزدیک شدن به عناصر قدرت و ثروت پرهیز داشتند کمکی کند؟

مصوبه مجمع در پی آن است که منابع هزینه‌های انتخاباتی شفاف شود، هم از نظر مقدار هزینه که باید سقف داشته باشد و هم از نظر منابع کسب این وجوه و شفاف بودن آن، لذا جلوی رابطه قدرت و ثروت گرفته می‌شود. البته متناسب با جغرافیای شهر‌ها و استان‌ها و جمعیت آنها باید یک فرمولی تهیه شود.

دربــاره اینــکه نامـزدی هزینه‌های انتخابات خود را از کجا تأمین می‌کند هم چاره‌اندیشی شده است؟

اصل اینکه در انتخابات تبلیغات سنگینی از سوی کاندیداها انجام شود کار غیرقابل‌قبولی است. در شرایطی که مردم با حداقل‌های معیشت دست به گریبان هستند نباید کاندیداها برای انتخابات، هزینه سنگین انجام دهند. برای همین دائما در قانونگذاری انتخابات مجلس و ریاست‌جمهوری سعی بر این بوده که ابعاد این تبلیغات کوچک شود.

نکته دیگر اینکه نمایندگی مجلس چه مزیتی دارد که کاندیداها بخواهند برای آن هزینه‌های سنگین کنند. نه حقوق مجلس آنچنانی است و نه نمایندگی مجلس منبع درآمدی است برای جبران هزینه‌های سنگین تبلیغات، البته اگر قرار باشد نماینده‌ای روابط سالم داشته باشد پس اصل اینکه باید تبلیغات کم‌خرج و سبک باشد باید مورد توجه قرار گیرد. باید امکانات عمومی مثل سالن‌های در اختیار دولت، شهرداری‌ها و رسانه ملی را در اختیار کاندیداها قرار داد تا هزینه تبلیغات آنها کاهش یابد.

اگر این اقدام انجام شود و کاندیداها اطمینان پیدا کنند که تبلیغات آنها از طریق امکانات دولتی تأمین می‌شود به سراغ هزینه‌های هنگفت نمی‌روند. البته قرار است مجمع تشخیص برای این هزینه‌های تبلیغاتی سقفی تعیین کنند اما در هر صورت باید منشا منابع کمک به کاندیداها پاک باشد. پول‌های نامشروع نمی‌تواند نماینده مشروع به مجلس بفرستد. پول نامشروع یعنی اینکه مثلا قاچاقچیان به برخی کمک مالی کنند تا بعد از نماینده شدن کاندیداها، از جایگاه وی سوء استفاده کنند.

پول مشروع هم یعنی اینکه راه‌های کسب درآمد طرف مشخص و مشروع بوده و مالیاتش را داده باشد. ثانیا این کمک‌ها نباید شائبه تأثیر‌گذاری هم داشته باشد. معنایش این است که اگر کسانی نماینده‌ای را مورد حمایت قرار می‌دهند نباید توقعی از وی داشته باشند. نمایندگان نباید واسطه‌ای برای حل مشکلات بنگاه‌ها و یا اشخاص حقیقی و حقوقی شوند. گاهی گفته می‌شود که فلان نماینده برای راهیابی به مجلس چند میلیارد تومان هزینه کرده است که مسلم است در دوره چهارساله قانونی نمایندگی‌اش چند میلیارد کسب درآمد نمی‌کند لذا مجبور خواهد شد از طرق غیرقانونی این مبالغ را جبران کند. پس شفافیت منابع کمک می‌تواند جلوی چنین شائبه‌هایی را بگیرد.

درباره اینکه در انتخابات ریاست‌جمهوری اساسا رجال سیاسی برای ثبت نام بیایند و چهره‌های فاقد صلاحیت برای ثبت نام به وزارت کشور نروند تا صحنه‌های طنز درست نکنند چاره‌اندیشی می‌شود؟

در این خصوص پیشنهادی را مطرح کردیم که برای نمایندگی مجلس و کاندیداتوری ریاست‌جمهوری تأییدات حداقلی را برای کاندیداها مشخص کنیم. البته این موضوع گرچه مورد استقبال قرار گرفته اما فعلا در کمیسیون مربوطه در حال بحث و بررسی است. به‌عنوان مثال یک کاندیدای مجلس باید مورد حمایت و تأیید۵۰نفر از نخبگان قرار گیرد یا برای انتخابات ریاست‌جمهوری ۵۰۰نخبه، باید شایستگی کاندیدای مورد نظر را تأیید کنند. با این روش دیگر شاهد صحنه‌هایی که به آن اشاره کردید نخواهیم‌شد.

غوغای رحیمی و غوغای جزایری

آقای امیری‌فر که روحانی نهاد ریاست‌جمهوری دولت سابق بود در مصاحبه‌ای اظهار کرد: ما ۱۸۰کرسی مجلس را از الان در اختیار داریم. بعد از آن بنده مصاحبه‌ای کردم و گفتم که ایشان با این اظهارات گاف بزرگ و امری پنهان را لو داد. این اظهارات باعث می‌شود مردم ما نسبت به چنین کاندیداهایی حساس شوند و آنها را شناسایی می‌کنند که رأی ندهند.

این سخن باعث حساسیت‌های شورای نگهبان هم شد تا اگر کمکی از سوی آقای مشایی به فردی شده است او را ردصلاحیت کنند. اظهارات محمدرضا رحیمی، معاون اول دولت سابق درباره کمک به نمایندگان مجلس هشتم در حالتی بیان شد که داشت غرق می‌شد و گفت حالا که کار تمام‌شده دیگران را هم باخودم غرق کنم، این کار او غلط بود.

نمی‌گویم اگر خلافی شده رحیمی نگوید، بلکه باید در محاکم قضایی گفته شود نه در رسانه‌ها تا نمایندگان را در افکار عمومی خراب کند. چرا غوغایی که امروز برخی رسانه‌های اصلاح طلب در ماجرای رحیمی به پا کردند در ماجرای شهرام جزایری اتفاق نیفتاد؟ مدیر مسئول یکی از روزنامه‌های اصلاح‌طلب که پولی از شهرام جزایری گرفته بود بعدها با قلدری تمام گفت: پول را پس نخواهم داد. همین شهرام جزایری ۱۰۰میلون تومان برای دفتر رهبری فرستاد که این سؤال برای آقای گلپایگانی رئیس دفتر رهبری پیش آمد که چرا جزایری چنین کمکی و با چه نیتی انجام داده است.

این حساسیت موجب شد که سرنخی پیدا شودکه منجر به دستگیری شهرام جزایری شد. قبول کنیم کسی که تعمد داشته باشد پول نامشروعی به‌دست آورد و از این طریق کمک کند او مقصر است نه کسی که کمک را گرفته، گرچه‌کسی که کمک را گرفته سهل انگاری کرده و خیلی تفاوت است میان کسی که مجرم بوده و فردی که سهل انگاری کرده است.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

تازه های خبری