کد خبر: 14730

دیدار با خانواده شهید زین‌العابدین معصومی؛

شهید زین‌العابدین معصومی انس با قرآن را در زندگی خود به کار برد و در زندگی فرزندان را به حجاب و اسلام دعوت می‌کرد. وی در نزدیکترین حالت با خدا به شهادت رسید.

به گزارش قم خبر به نقل از ایکنا، در ادامه دیدارهای جامعه قرآنی کشور، این گروه در پایان هفته گذشته به دیدار خانواده شهید زین‌العابدین معصومی رفت. زین‌العابدین معصومی متولد ۱۳۲۳ در همدان است و در سال ۱۳۶۲، در حال خواندن زیارت عاشورا، ندای حق را لبیک گفت و به لقاءالله پیوست.

در این دیدار رحیم قربانی، رئیس سازمان بسیج قرآن و عترت، قاسمی، نماینده سازمان قرآن و عترت سپاه محمد رسول‌الله(ص)، حسن محمدی، مدیر اتحادیه تشکل‌های قرآنی و میثم امینی، نماینده ناحیه حبیب‌ بن‌مظاهر حضور داشتند.

قاسمی در این دیدار با عرض تسلیت به مناسبت ایام شهادت حضرت فاطمه(س) با اشاره به ماموریت جامعه قرآنی گفت: ما بر خود وظیفه می‌دانیم در قالب ستاد قرآنی استان تهران، به دیدار خانواده شهدا برویم.

زهرا باقی‌نژاد، همسر شهید زین‌العابدین معصومی نیز با اشاره به نحوه آشنایی با خانواده معصومی گفت: در اردیبهشت سال ۵۳ با این خانواده آشنا شدم و مسئله ازدواج‌مان صورت گرفت. خانواده‌ای مؤمن و متدین بودند به نحوی که پدر آنان در مدت حدود هفت تا هشت روز قرآن را ختم می‌کرد و ثمره این زندگی یک فرزند پسر و دو فرزند دختر بود که در وصیت‌نامه خود، دخترها را به حجاب سفارش می‌کرد و خطاب به فرزند پسر نوشته بود که راه اسلام را ادامه دهد و گفته‌های امام خمینی(ره) را گوش کند.

عدم استفاده از اموال بیت‌المال

همسر شهید ادامه داد: همسرم کارمند بانک بود و از صبح تا ساعت دو بعداز‌ظهر در بانک کار می‌کرد و بعد‌ازظهر در منزل قرآن می‌خواند و امام جماعت مسجد محل در مورد حضور ایشان در مسجد می‌گفت که نیم ساعت قبل از نماز به مسجد می‌آمد و شروع به خواندن نمازهای قضا و مستحبی می‌کرد تا نماز جماعت برگزار شود.

باقی‌نژاد با بیان اینکه زندگی تمام شهدا خاطره است، خاطراتی از همسر شهیدش عنوان کرد و گفت: با توجه به مدرک تحصیلی پائینی که داشت، حقوق دریافتی ایشان اندک بود. بعد از اینکه از وی درباره مخارج خانه سؤال پرسیدم، گفت: گذاشتم پشت عکس امام تا به عنوان تبرک، برکت داشته باشد. همیشه مبلغی از حقوق خود را به خانواده‌اش کمک می‌کرد و مابقی آن چنان برکت داشت که باورمان نمی‌شد.

همسر شهید ادامه داد: در زمان حضور در جبهه با کتانی‌هایی که داشت شرکت می‌کرد و زمانی را به یاد دارم که کتانی‌هایش پاره شده بود و با هم شروع کردیم برای وصله‌ زدن آنها و با همان کتانی‌ها که در پا داشت به شهادت رسید.

آخرین خداحافظی

همسر این شهید افزود: در زمانی که در تهران مشغول کار بود بعضی از اوقات به محل کار نمی‌رفت و به سراغ وسایل شخصی خود که در داخل یک چمدان قدیمی بود، می‌رفت و وصیت‌نامه خود را برداشته و آن را به روز می‌کرد. دختر کوچکم در آن دوران شش ماهه بود و اغلب گریه می‌کرد. به همسرم گفتم که اگر می‌خواهی بروی، باید از روی جنازه این بچه رد شوی. وی گفت: این بچه به خاطر خدا گریه می‌کند و دختر کوچکش را رو به قبله به طرف آسمان گرفت و گفت که خدایا این بچه به خاطر تو گریه می‌کند و من هم به خاطر تو می‌آیم. این خاطره آخرین عزیمت وی به جبهه بود که رفت و به شهادت رسید.


وی اظهار کرد: همسرم در مناطق جنگی به بابا عابدین معروف بود و به علت سن بالا، رزمنده‌ها وی را به عنوان پدر دوست داشتند. مادر شهید ناهیدی، فرمانده عملیات مناطق جنگی تعریف می‌کرد که بعد از شهادت فرزندم مشاهده کردم که گردن فرزندم کبود شده است. بعد از پرس و جو در این باره به من گفتند که رزمنده‌ای در جبهه بود که در هنگام آخرین عملیات به تمام رزمنده‌ها گفته بود که شما را باید به حمام دامادی ببرم. وی گردن همه آنها را کیسه کشیده بود که منجر به کبودی گردن رزمندگان شده بود.

همسر شهید افزود: همسرم به همراه رزمندگان منتظر اعزام به مناطق خط مقدم بودند که معصومی در حال خواندن فراز نهایی زیارت عاشورا در حال سجده، با اصابت خمپاره‌ای بر سنگرشان و برخورد ترکش از سه ناحیه مچ‌پا، سینه و گردن به شهادت رسید.

وی با اشاره به آیه «وَلاَ تَحْسَبَنَّ الَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ اللّهِ أَمْوَاتًا بَلْ أَحْیَاء عِندَ رَبِّهِمْ یُرْزَقُونَ» گفت: در زمان عروسی فرزندانم خواب همسرم را می‌دیدم که با یک جعبه شیرینی و دسته گل وارد خانه می‌شد. هر وقت هم به مشکلی برخورد می‌کنم در مقابل عکسش می‌ایستم و با او در میان می‌گذارم و در مدت کوتاهی مشکلات حل می‌شود.

خصلت‌های شهید

فرزند شهید عنوان کرد: شهید معصومی به دو خصلت صبوری و کم‌حرفی معروف بود که این دو خصلت از اثرات زیاد قرآن خواندن بود. وی عامل به قرآن و با این کتاب آسمانی مأنوس بود.

وی افزود: پدربزرگم تعریف می‌کرد، در روز عروسی دختر خان برای اولین بار قرار بود که ماشین به داخل روستا بیاید و همه برای دیدن آمده و در پشت بام منازل جمع شده بودند. دیدم که عابدین از پله پائین آمد و شروع به وضو گرفتن کرد و به او گفتم که بعد از دیدن ماشین عروس شروع به خواندن نماز می‌کردی. وی در جواب من گفت که دیدن ماشین عروس که دیر نمی‌شود، اما نماز خواندن دیر می‌شود.

حضور در تیم حفاظت امام راحل

همسر شهید گفت: بعد از شهادتش از طرف تیم حفاظت بیت امام(ره) تماس گرفتند و جویای احوال زین‌العابدین شدند و گفتند که چرا معصومی برای حفاظت بیت نمی‌آید. در آن هنگام خبر شهادت وی را به آنها دادیم. آن‌ زمان بود که متوجه شدیم که به چه کارهای بزرگی مشغول بود.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

تازه های خبری