کد خبر: 14418

یک استاد حوزه علمیه در مورد جنگ جمل گفت: فتنه پیمان شکنان، آرامش را از جامعه اسلامی سلب کرد و تهدیدی برای امنیت و زندگی مردم شد. یکی از تلاش های امام، فرستادن نامه و نماینده برای بیداری سران فتنه بود.

به گزارش قم خبر ، حجت‌الاسلام محمدباقر پورامينی، مدرس حوزه علميه قم و عضو هيأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی به مناسبت سالروز وقوع فتنه جمل، درمورد زمینه های پیدایش این جنگ به مهر گفت: جنگ جمل که در سال ۳۶ هجری برپا شد؛ به دلیل ترکیب خاص سران، ادعاهای بی اساس، نوع رویارویی آنان با امیرمومنان(ع) و همچنین حوادث پیشینی و پسینی آن، بی نظیر و اسفبار بود. حضور سه چهره شاخص چون طلحه و زبیر که همدستی امویان را نیز در پی داشت، فتنه ای را سامان داد که تنها چند ماه از خلافت امیرمومنان(ع) نمی گذشت که جامعه اسلامی دچار آتش فزونخواهی، امتیازطلبی و دنیاگرایی اصحاب فتنه شد.

وی افزود: درباره زمینه پیدایش فتنه جمل به این نکته باید اشاره کرد که عملكرد منفى خلیفه سوم و ستم كارگزاران اموى، اعتراض بسیاری از مسلمانان را به همراه داشت و زمينه شورش عمومى را فراهم آورد. در آغاز، اعتراض از سوى گروهى از مصریان بود. به دليل عدم توجه به خواست آنان، بحران تشديد شد. با پيوستن شمارى از اصحاب پیامبر(ص) و همچنین برخی از مردم كوفه و بصره به معترضان، خانه عثمان به محاصره در آمد. معترضان از امام على(ع) خواستند از سوى آنان با عثمان گفت وگو كند. اما ميانجيگرى امام به نتيجه‌اى نينجاميد و ناسازگارى عثمان و معترضان ادامه يافت و پیشگامی بیش از هشتصد نفر از صحابه از جمل افرادی مانند طلحه و زبير اوضاع را پيچيده‌تر كرد.

عضو هيأت علمی پژوهشگاه فرهنگ و انديشه اسلامی ادامه داد: عثمان پس از چهل و نه روز محاصره، در ذى حجه سال ۳۵ كشته شد و پس از قتل او، نگاه همگان به على(ع) بود و تمامی ستمديدگان، حاكميت عدالت را تنها در حضور او می‌ديدند. در نگاه آنان تنها على(ع) می‌توانست دين و سنت رسول خدا(ص) را احيا كند، كالبد زخم خورده اسلام را التيام بخشد و سيماى واقعى حاكميت عدالت گستر دين را آشكار سازد. امام از پذیرش خلافت سرباز زد اما اقبال و فشار عمومی، امام را به پذیرش واداشت. در بیعت با امام طلحه پیشدستی کرد و به عنوان نخستین نفر، برخاست و دست بيمار و ناتوانش را پيش آورد و با امام بيعت كرد. سپس زبير و آنگاه مهاجران و انصار و همه ساكنان مدينه با حضرت على(ع) بيعت كردند. به گفته مورخان، همه شركت كنندگان در جنگ بدر كه تا آن زمان زنده بودند، با على(ع) پيمان وفادارى بستند.

این مدرسه حوزه علمیه بیان داشت: طلحه و زبير، كه در آغاز خلافت به حق على(ع) به آرزوى ديرينه خويش نرسيدند، مترصد بودند تا در فرصتى مناسب غائله‌اى را بر پا نموده و شورشى را به راه اندازند امّا اين غائله سازى نياز به يك نوع تشكيلات بنيادى داشت تا با طرح نظريات مختلف و اخذ تصميمات لازم آن هم در جمع گروهى منسجم، پرچم مخالفت را برافراشته و عليه حكومت نوپاى علوى قيام كنند. در اين ميان اطلاع يافتند كه عايشه مكّه را مركز فعاليّت قرار داده و مردم نا آگاه را عليه على(ع) تحريك می‌كند. لا جرم اين دو براى وصول به هدف، از احترام مردم نسبت به عايشه همسر رسول خدا(ص) استفاده كرده و به بهانه انجام عمره راهى مكه شدند و پس از ورود به مكّه و ملاقات با عايشه در معيّت وى و بسيارى از ناراضيان به سوى بصره حركت كردند. در این جمع، بسیاری از خاندان امیه همچون مروان بن حکم و ولید بن عقیه حضور داشتند.

وی درمورد اینکه جنگ جمل چگونه آغاز شد؟ گفت: با پا گرفتن فتنه، تلاش زیادی بر انحراف و جلب افکار عمومی صورت گرفت، موفقیت در این عرصه، جلب اعتماد چهره های موثر بود. سران فتنه برای نیل به این هدف، صدور نامه ها و بیانیه های متعدد و زنجیره ای را آغاز کردند. تاریخ، از ارسال نامه از سوی طلحه و زبير برای چهره های شاخص بصره نیز گزارش می دهد و این نامه نگاری ها زمینه حرکت فتنه گران به عراق و بیعت شکنی و اعلان جنگ با خلیفه مسلمین را فراهم کرد. جلال الدین سیوطی در تفسیر الدر المنثور(ج ۳ ص ۱۷۷) از مطرف روايت می کند كه گفت: ما به زبير گفتيم: يا ابا عبد اللَّه! خود شما خليفه (عثمان) را تنها گذاشتيد تا كشته شد، آن وقت خود شما آمديد و خون او را از على(ع) مطالبه می کنید؟ زبير گفت: آرى ما در عهد رسول خدا(ص) و همچنين در عهد ابوبكر و عمر و عثمان آيه" وَ اتَّقُوا فِتْنَه لا تُصِيبَنَّ الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْكُمْ خَاصَّه" را قرائت مى‌كرديم، وهرگز به خيالمان نمى‌رسيد كه خود ما به پا كننده آن فتنه‌ايم، تا آنكه شد آنچه كه واقع گرديد.

پورامینی در مورد اینکه آیا قبل از جنگ رایزنی و گفتگوی خاصی هم صورت گرفت یادآور شد: فتنه پیمان شکنان، آرامش را از جامعه اسلامی سلب کرد و تهدیدی برای امنیت و زندگی مردم شد. بدان حد که این خطر؛ کیان و اساس جهان اسلام را دستخوش التهاب و فروپاشی قرار داده بود و امیرمومنان(ع) برای دفع این فتنه، با تمام وجود تلاش کرد. یکی از تلاش های امام، فرستادن نامه و نماینده برای بیداری سران فتنه بود.

وی افزود: امیرمومنان(ع)، نخست نامه مشترکی توسط صعصعه به زبیر و طلحه فرستاد و در پایان آن نامه چنین مرقوم فرمود: «پس اى دو پيرمرد، از آنچه انديشيده‌ ايد باز گرديد كه اكنون بزرگ‌ترین چيز ـ كه دامنتان را گيرد ـ عار است؛ و از اين پس شما را هم عار است و هم آتش خشم كردگار». آن حضرت در مرحله بعد، نامه ‌اى به ابن عباس داد تا به زبير رساند. امام به فرزند عباس فرمود: به سر وقت زبير رو كه خويى نرم‌تر دارد و بدو بگو دايى زاده‌ات گويد: در حجاز مرا شناختى و در عراق نرد بيگانگى باختى، چه شد كه بر من تاختى؟ همچنین پيش از آغاز جنگ، صعصعه نامه‌اى از سوى امام به طلحه داد. ابن عباس نيز مأموريت يافت با وى گفت و گو كند. البته امام اين اقدام‌ها را بى‌نتيجه مى‌دانست و درباره طلحه مى‌فرمود: گاوى را مانَد شاخ‌ها راست كرده، به كارِ دشوار پا گذارَد و آن را آسان پندارد. ابن عباس در ديدارش، از واقعيات گذشته پرده برداشت و در پايان چنين گفت: شگفتا، تو در خلافت سه خليفه پيشين ساكت و آرام بودى، اما نوبت به على(ع) كه رسيد از جاى كنده شدى! به خدا سوگند، على(ع) كم‏تر از شماها نيست.

پورامینی در مورد اینکه بعد از پایان جنگ، امام با توبه کنندگان و نادمان از حضور در فتنه چه کرد؟ تصریح کرد: وقتی جنگ پایان یافت و امیرمومنان(ع) وارد شهر بصره گردید، فضای عمومی، پشیمانی از بیعت شکنی جنگ طلبان را گواهی می داد. حضرت با مردم سخن گفت و فرمود: «اى مردم! خداى عز و جل رحمتى فراگير و آمرزشى هميشگى و بخششى فراوان و كيفرى دردناك دارد و اراده كرده است كه رحمتش همه چيز را فراگيرد و آمرزشش براى مخلوقات فرمانبردارش باشد و به رحمتش هدايت يابندگان هدايت گردند و مقدر كرده كه نقمت و سطوت و عذابش براى معصيت كاران باشد و راه و نشانه‌هاى هدايت همواره از گمراهان دور باشد. اى مردم بصره چه مى‌پنداريد شما كه بيعت مرا شكستيد و از دشمن من پشتيبانى كرديد در حالى كه من بر شما حجت اقامه كردم و خطاها و لغزشهاى خروج كنندگان را بيان كردم!؟ آنان كه بيعتم را شكستند توبه دادم اما ايشان از راهى كه بر آن پاى مى‌فشردند برنگشتند و خداوند پيمان شكنان شان را هلاك ساخت و به سبب شقاوتشان مرگ را بر سرنوشت آنها رقم زد... ».

وی افزود: در اين هنگام مردى از ميان جماعت برخاست و گفت: ما گمان خير و نيكى داشتيم و مى‌بينيم كه پيروز شده‌اى و غلبه يافته‌اى. اگر ما را كيفر كنى به سبب اين است كه خطا كاريم اما اگر ببخشايى كه تو محل بخشش هستى، نزد خدا و ما محبوب‌تر است. امير المؤمنين(ع) در جواب فرمود: از شما در گذشتم اما از فتنه بپرهيزيد كه از كشتار شديدتر و بدتر است و شما اولين مردمانى هستيد كه بيعت شكستيد و يكپارچگى اين امت را دريديد. آنگاه امير المؤمنين(ع) نشست و مردم مى‌آمدند و با او بيعت مى‌كردند.

وی ادامه داد: البته امير المؤمنين(ع) درباره عايشه فرمان داد كه او را تحت الحفظ و به همراه سى مرد و بيست زن با ايمان، به مدينه باز گردانند. گویا عايشه قبل از حرکت به امام پیشنهاد داد: آن چه شد، گذشت ولى الان دوست دارم با تو باشم شايد در جنگ با دشمنانت حاضر شوم. اما امير المؤمنين(ع) فرمود: «نه بلكه به همان خانه‌اى برگرد كه رسول خدا در آن تو را ترك كرد».

این مدرس حوزه بیان کرد: خطیب بغدادی از عروه نقل می کند که هيچگاه پيش نيامد «عايشه» از روز جمل ياد كند مگر اينكه به شدّت مى‌گريست. بطوريكه روسريش اشك آلود مى‌شد! و مى‌گفت: اى كاش «نسيا منسيّا» ( كنايه از جنين سقط شده‏ اى كه از زن باردار دفع مى شود) بودم.

وی در مورد اینکه بهترین منبع تاریخی پیکار جمل کدام است گفت: روایت فتنه جمل، در متون مستقل و متون عمومی تاریخ اسلام به تفصیل مندرج است؛ مهمترین اثر مستقل در این باره، اثر فاخر «الجمل يا كتاب النصره لسيد العتره فى حرب البصره»، نوشته شيخ مفيد (۴۱۱ ه. ق.) است كه در نوع خود از بهترين ها شمرده می شود.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

تازه های خبری