کد خبر: 13812

این بار با انجام عملیات موفقیت آمیز حزب الله در مزارع شبعا اسرائیلی‌ها به هیچ وجه آمادگی لازم برای آغاز یک جنگ سراسری و وسیع را نداشتند، به همین دلیل رسانه های اسرائیل وحامیان بین المللی آن از همان آغاز به دنبال سانسور حقیقت و کنترل فضای به وجود آمده افتادند. به عقیده کارشناسان مهم ترین عاملی که باعث شد که رژیم صهوینیستی و سران آن از شروع جنگی فراگیر خودداری کنند پی بردن به توان بازدارنگی حزب الله لبنان بود.

به گزارش قم خبر به نقل از دیدبان، در چند هفته اخیر مهم ترین مسئله ای که در جغرافیای مقاومت به وقوع پیوست حوادث مربوط به ترور گروهی از رزمندگان حزب الله در استان قنیطره سوریه و پس از آن عملیات مزارع شبعا در پاسخ به این ترور بود. در چند روز نخست، تحلیل ها و نظرات مختلفی در خصوص آن از سوی کارشناسان مطرح می شد. اکنون با گذشت چندین روز از حوادث و آرام شدن فضا بهتر می توان به بررسی ابعاد این حادثه پرداخت. در یادداشت پیش رو به دنبال آن هستیم تا ببینیم که این اتفاقات در چه شرایط و اوضاعی به وقوع پیوست؟ چرا اسرائیلی ها دست به این اقدام زدند؟ واکنش حزب الله چگونه بود و چگونه توانست کنترل فضا را با سرافرازی در اختیار گیرد؟ چرا اسرائیلی ها در موضع انفعال قرار گرفتند؟ اینها و سئوالاتی پیرامون این مسئله، هدف ما از نگارش این یادداشت است.

بازی اسرائیل با آتش

ماجرا از حدود یک ماه قبل آغاز شد، زمانی که در ساعات نزدیک ظهر یک فروند بالگرد اسرائیلی با ورود به خاک سوریه از سمت بلندی های جولان دو خوردو را مورد هدف قرار می دهد، و همه سرنشینان این دو خودرو کشته می شوند، بلافاصله حزب الله لبنان دراعلامیه ای اعلام می کند که کشته شدگان این حمله همگی از نیروهای حزب الله هستند که در منطقه قنیطره سوریه حضور داشته اند و نام و هویت شهدا را اعلامی می کند که در بین آنها نام یک سردار ایرانی و نیز فرزند شهید عماد مغنیه بیشتر از سایر افراد نظر ها را به خود جلب می کند. هر چند که اسرائیلی ها به گمان خودشان حساب همه چیز را کرده بودند، و این عملیات با هماهنگی مقامات ارشد صهیونیست در کابینه این رژیم صورت گرفته بود و می دانستند که با این اقدام با حزب الله طرف می شوند ولی تصور این را نمی کردند که با وضعیت موجود در منطقه، حزب الله نام شهدا را اعلام کند و در پی انتقام جویی بر آید، این مسئله شاید از آن صهیونیست ها را به اشتباه انداخت که آنها بارها قوانین بین المللی را نقض کرده و حریم هوایی و حتی زمینی سوریه را مورد تجاوز قرار داده بودند. آنها در طی حملات خود چندین بار مراکز نظامی و امنیتی سوریه را مورد حمله قرار داده بودند و در مقابل پاسخی جدی دریافت نکرده بودند و این از آن جهت بود که نظام سوریه که خود را درگیر مسائل مهم تری می دانست، این حملات را امری برای بهانه جویی اسرائیلی ها قلمداد می کرد، هر چند به خوبی این نکته را هم می دانست که اسرائیل با این حملات به دنبال تضعیف نظام و ملت سوریه و از سوی دیگر فرستادن این پیام به مخالفان بشار اسد است که اسرائیل در کنار آنهاست. لذا با این حساب این بار نیز اسرائیل چنین تصوری داشت و گمان می کرد این بار نیز چون دفعات قبل با سعه صدر طرف مقابل روبه رو خواهد شد و حزب الله نیز به خاطر درگیر بودن در جبهه های مختلف هرگز به این حمله پاسخ نخواهد داد.

چرا که با این اوضاع حزب الله قادر به این نیست که خود را درگیر با اسرائیلی ها کند و جبهه ای دیگر را به روی خود باز کند. اما بر خلاف این تصور حزب الله اسرائیلی ها را در اولین فرصت غافلگیر کرد و با نام بردن از شهدا و در مراحل بعد تهدید به انتقام نشان داد که حزب الله همواره آماده نبرد با اسرائیل است، بدون شک این سخن مبتنی بر این است که حزب الله خود را برای جنگی تمام عیار و وسیع آماده کرده باشد. لذا اسرائیلی ها از همان ساعت های بعد از این عملیات از اقدام خود پشیمان می شوند و به اشتباه استراتژیک خود پی می برند، شبکه المنار وابسته به حزب الله با انتشار تصویری وحشت صهیونیست ها را دو چندان می کند و آن پیامی متشکل از دو کلمه است پناهگاه هایتان را آماده کنید، همین پیام و ترس از عملیات انتقام حزب الله کافی بود تا اوضاع در شمال سرزمین های اشغالی متشنج بشود و ارتش اسرائیل در شمال به حالت آماده باش درآید. روز ها می گذشت و اسرائیلی ها از روی ترس خود همچنان به دنبال راه حلی بودند تا بتوانند به ایران و حزب الله بفهمانند که در این عملیات اشتباه کرده اند و هدف آنها سردار ایرانی و این گروه نبوده است، در حالی که این برای حزب الله واضح بود که اسرائیلی ها از قصد و با برنامه دست به این اقدام زده اند. برای همین منظور اسرائیلی ها با برخی از مقامات بین المللی تماس گرفته و خواستار آن شدند که این پیام را به ایران و حزب الله برسانند. اما طولی نکشید و با گذشت هفته دوم از آماده باش اسرائیلی ها اتفاقی که آنها منتظرش بودند روی داد، اما مانند همیشه اصل غافلگیری این بار نیز صهیونیست ها را در نقطه ای گزید که تصور آن را نمی کردند. شدت حمله حزب الله به حدی بود که اسرائیلی ها که توان آن را نداشتند تا با این مسئله کنار بیایند، آنها می خواستند جواب این حمله را نیز مانند همیشه با حمله ای سراسری به جنوب لبنان جواب دهند، اما این بار به دلایلی که در ادامه به آن اشاره می کنیم، مجبور شدند سانسور تمام عیاری را در فضای رسانه ای اجرا کنند تا این پاسخ محکم، چندان مهم جلوه نکند.

چه کسی قواعد بازی را تعیین می کند؟

اسرائیلی‌ها به منظور اشراف بر تحولات سوریه و هدایت و کنترل آن از طریق بلندی‌های جولان با تروریست‌های جبهه النصره شاخه القاعده در سوریه مرتبط شدند و بنابر اسناد و گزارش های موجود این تروریست‌های از حمایت‌های رژیم صهیونیستی در ابعاد مختلف بهره‌مند هستند، از حمایت‌های لجستیکی و تسلیحاتی تا مراقبت‌های پزشکی و درمانی، لذا رژیم صهیونسیتی با استفاده از استقرار این تروریست‌ها در جولان می تواند علاوه بر اشراف داشتن بر اوضاع سوریه از نفوذ نیروهای مقاومت در این منطقه جلوگیری کند.

اما با این وجود حضور تروریست های در این منطقه پای نیروهای مقاومت را به این حوزه باز کرده است و این در حقیقت اشتباهی بود که خود صهیونسیت‌ها مرتکب شده اند، برای همین اسرائیلی‌ها به دنبال این بودند تا نشان بدهند که جولان خط قرمز آنها به حساب می آید، اما عملیات انتقام حزب الله در مزارع شبعا این نکته را فهماند که این حزب الله است که قواعد بازی را تعیین می کند و در صورت هر گونه تهدیدی با همان مقیاس و فراتر از آن پاسخ خود را دریافت خواهد کرد، اکنون با زیرپا گذاشتن خطوط قرمز اسرائیل تنها دیگر لبنان میدان رزم حزب الله نیست بلکه مناطقی فراتر از مرزهای لبنان از جمله جولان و... به مناطق عملیات علیه اسرائیل تبدیل شده اند و این خلاف آن هدفی است که اسرائیلی ها از استقرار جبهه النصره در نظر داشتند. اما چنانچه حزب الله در برابر عملیات ترور در قنیطره سکوت می کرد، به این معنا بود که حزب الله این مسئله را پذیرفته است که نباید در خطوط قرمز اسرائیل حرکت کند و باید قواعدی را که اسرائیل تعیین می کند رعایت نماید.

بازدارنگی حزب الله

تهدیدات اسرائیلی ها پس از عملیات پیروزمندانه حزب الله تنها در لفط باقی ماند وآنها بشتر از سایرین به دنبال آن بودند که اوضاع را آرام نمایند. این در حالی بود که رژیم صهیونیستی در سال های قبل با کوچکترین بهانه‌ای تهاجم گسترده و وحشیانه‌ای را به راه می‌انداخت و در این میان به زیرساخت ها، مدارس، پناه‌جویانی که به مراکز سازمان ملل پناهنده شده بودند و خانه های مسکونی رحم نمی کرد که همه اینها ناشی از عدم توانایی این رژیم در مقابله رو در رو با نیروهای مقاومت بود. اما اینبار با انجام عملیات موفقیت آمیز حزب الله در مزارع شبعا اسرائیلی ها به هیچ وجه آمادگی لازم برای آغاز یک جنگ سراسری و وسیع را نداشتند، به همین دلیل رسانه های اسرائیل وحامیان بین المللی آن از همان آغاز به دنبال سانسور حقیقت و کنترل فضای به وجود آمده افتادند. به عقیده کارشناسان مهم ترین عاملی که باعث شد که رژیم صهوینیستی و سران آن از شروع جنگی فراگیر جلوگیری کنند پی بردن به توان بازدارنگی حزب الله لبنان بود، حزب الله در سال های اخیر و به خصوص در نقطه اوج آن که جنگ ۳۳ روزه بود به خوبی توانسته بود توان بازدارنگی خود را به رخ صهیونیست ها بکشاند، به طوری که فکر هجوم دوباره به لبنان و یا از بین بردن مقاومت برای همیشه از ذهن آنها پاک شد و آنان به خوبی این نکته را درک کردند که از این پس با حریفی روبه رو هستند که پا را از حد یک گروه چریکی در سال های دهه ۸۰و۹۰ میلادی فراتر نهاده است و می تواند به خوبی میدان و فضای نبرد را در اختیار بگیرد و توانایی طرف مقابل را به حداقل برساند و از آن در صحنه بین الملل حداکثر استفاده را بنماید، لذا به طور کلی اسرائیلی ها با توجه به شرایط به وجود آمده پس از جنگ ۳۳ روزه به این نکته رسیدند که توان بازدارنگی حزب الله به طور غیر قابل ملاحظه ای رشد کرده است و مهار و کنترل آن بسیار دشوار است، لذا آزمودن این حریف بسیار خطرناک است. تا جایی که در عملیات اخیر حزب الله در منطقه مزارع شبعا اسرائیلی با هشیاری به دنبال کنترل فضا برآمدند،به جای آنکه همچون عملیات حزب الله در سال ۲۰۰۶حمله ای گسترده را آغاز کنند.

شرایط و اوضاع داخلی اسرائیل

علاوه بر توان بازدارنگی حزب الله که عامل اصلی عدم به وقوع پیوستن جنگی وسیع است، می توان شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر اسرائیل را نیز یکی دیگر از عوامل دانست، حزب راست گرای اسرائیل هر چند هیمشه به دنبال این است که با بهره گیری از فضای امنیتی بتواند به خواسته های خود برسد که در حقیقت عملیات ترور قنیطره در راستای همین هدف بود، اما اکنون و در شرایط فعلی آغاز جنگ برای این حزب یک ریسک بزرگ بود و چنانچه نتانیاهو نمی توانست از آن با پیروزی خارج شود بدون شک شکست بزرگی دیگر بر کارنامه‌ی او اضافه می شد، این در حالی است که رژیم صهیونیستی از مشکلات اجتماعی و داخلی خود نیز رنج می برد و علاوه بر این آثار و ابعاد روانی جنگ های اخیر علیه نوار غزه هنوز بر چهره اسرائیل نمایان است. لذا با این تفاصیل اسرائیل به هیچ وجه آماده چنین جنگ نبود. این مسئله در کلام آمریکایی ها هم نمایان بود آنجا که پس از این عملیات بیان می کنند که هر چند این عملیات دردناک است اما نباید به جنگ منتهی بشود، لذا طرف آمریکایی نیز با این پیام به اسرائیلی ها فهماند که اکنون فرصت مناسبی برای آغاز جنگی وسیع نیست. شرایط و تحولات منطقه و نیز پرونده هسته ای ایران نیز می تواند مزید بر علت باشد. با این حساب حزب حاکم اسرائیل علی رغم میل باطنی خود به جنگ افروزی این بار راهی جز تحمل خفت بار شکست نداشت.

حزب الله مثل همیشه معقول و مقاوم

از سوی دیگر یکی از حزب الله همانند دیگر عملیات های و اقدامات خود همواره همه جوانب موجود را سنجید، به همین منظور عملیات فوق الذکر در مزارع اشغالی شبعا که از سال۱۹۶۷ و در جریان جرنگ شش روزه عراب و اسرائیل به اشغال صهیونیست ها درآمد، صورت می گیرد تا بتواند پشتوانه تمام گروه های داخلی لبنان را در حمایت از خود داشته باشد و مانع از آن شود که گروهی در داخل لبنان حزب الله را عامل جنگ افروزی معرفی کند، چنانچه پس از آغاز جنگ ۳۳روزه بسیاری از گروه های مخالف، اقدام حزب الله را در ربودن ۲ سربازن اسرائیلی، عامل اصلی جنگ به حساب می آوردند و بر این عقیده بودند که تجاوز حزب الله بود که آتش جنگ را شعله ور کرد، در حالی که حزب الله بر شرایط و وضعیت موجود تاکید می کرد و بیان می کرد که برای آزادی اسرا خود و نیز آزادی مزارع اشغالی شبعا دست به این اقدام زده است و تا زمانی که اسرای مقاومت در زندان های اسرائیل هستند و نیز مناطقی از لبنان هم چنان در اشغال است جنگ ادامه دارد و علاوه بر این کارشناسان سیاسی بر این باور بودند که جنگ ۳۳روزه در حقیقت یک پروژه تمام عیار و برنامه ریزی شده از سوی صهیونیست‌ها و آمریکایی‌ها برای ایجاد خاورمیانه جدید بود. اما این بار حزب الله با انتخاب این مزارع که جزئی از خاک لبنان به حساب می آید راه را بر انتقاداتی ای چنین بست. همین مسئله معقول بودن این گروه است که باعث شده تا اسرائیلی ها در این وحشت نیز قرار بگیرند که حزب الله با این پاسخ نشان داد که برخلاف آنها آماده یک جنگ تمام عیار بوده است.

نزدیک شدن پیوندها در محور مقاومت

نکته مهم دیگری که باید به پرداخت این است که، در طول سال های گذشته و با آغاز بحران در سوریه همگان شاهدبه وجود آمدن فاصله میان حماس به عنوان بخشی از جبهه مقاومت با بدنه اصلی آن یعنی حزب لله لبنان، ایران و سوریه بودند، که این همه به دلیل حمایت های گروه حماس از برخی از گروه های تروریستی فعال در سوریه رخ داد و مسائل و مشکلات سیاسی و اقتصادی دیگر این فاصله را شدت بخشید، ودر نتیجه فاصله گیری این گروه مقاومت فلسطینی از محور مقاومت افزوده می شد، انتقال دفتر سیاسی حماس از تهران به دوحه و همکاری نزدیک با مخالفان بشار اسد نمود ظاهری این رخداد بود، لکن وقوع دو جنگ اخیر در باریکه غزه توانست این نکته را به حماس بفهماند که تنها پشتیبان این گروه در شرایط بحرانی و سخت نیروهای محور مقاومت هستند و دوستان عرب و ترک تنها برای روزهای آرامش و امنیت است که به گرد حماس می‌چرخند، اما با این وجود، عملیات اخیر حزب الله در مزارع شبعا بر اعتماد حماس به حزب الله افزود، چنانچه در اثر القائات شبکه ها و رسانه های مخالف با حزب الله، حماس اینچنین برداشت می کرد که اکنون و در شرایط فعلی و بحران های سوریه و پدیده داعش در منطقه حزب الله لبنان الویت اصلی خود یعنی مبارزه با اسرائیل برای آزادی مسجد الاقصی و فلسطین از چنگ صهیونیست های را رها کرده و الویت های اصلی آن را اکنون باید در سرزمین شام و عراق جستجو نمود،

لکن این عملیات به خوبی به حماس و نیز سایر گروه های مقاومت فلسطینی و علی الخصوص به اسرائیلی ها نشان داد که هم چنان حزب الله در اوج درگیری های خود با تروریست های مخاف بشار اسد و نیز جبهه النصره شاخه القاعده در سوریه، که در نزدیکی مرز های سرزمین های اشغالی فعال هستند و از سوی اسرائیلی ها تغذیه و حمایت می شوند، همچنان الویت اصلی خود را فراموش نکرده است. این پیام به خوبی به مردم فلسطین و حماس رسید، لذا پس از انجام این عملیات پیام های تبریک از غزه روانه لبنان شد و مردم باریکه غزه به جشن و پایکوبی پرداختند. و همین نبرد با دشمن صهیونیستی است که نیروهای مقاومت را حول یک محور جمع می کند و این نکته ای ارزشنمد و درس آموز برای همه مسلمانان است که باید دشمن اصلی را دریافت و با ان مقابله کرد.

نتیجه‌گیری

بر اساس آنچه بیان شد، حزب الله با این عملیات بار دیگر توان بازدارنگی بالای خود را به نمایش گذاشت و نشان داد که همچنان الویت اصلی و قطعی اش مبارزه با رژیم اشغال گر قدس است و بحران ها ودرگیری های منطقه نتوانسته است در تضعیف و تغییر رویکرد و اولویت‌های این گروه و به طور کلی محور مقاومت موثر باشد، از سوی دیگر این مسئله را مشخص نمود که در شرایط فعلی و اسرائیل چنان ضعیف شده است که دیگر قادر نیست قواعد بازی را مشخص کند و این طرف مقابل است که قواعد بازی را تعیین می کند و این دیگران هستند که باید آن را رعایت کنند، چیزی که سید حسن نصرالله به صراحت در سخنرانی چند روز قبل خود بر ان تاکید کرد. دیدبان معتقد است نزدیکی جریان های مختلف در محور مقاومت از دیگر ثمرات این عملیات حزب الله بود. نکته دیگری که در اتفاقات اخیر به اثبات رسید این بود که اسرائیلی‌ها بر خلاف اشراف اطلاعاتی و امنیتی خود باز هم در این مسئله در مقابل حزب الله شکست خوردند، و این همان نکته ای است که رزمندگان حزب الله و در راس آن دبیرکل بر ان تاکید می کند و آن امداد های الهی است که ان تنصروالله ینصرکم و یثبت اقدامکم.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

تازه های خبری