کد خبر: 12107

سوابق نکبت بار فتنه گران در برپایی اغتشاشات خیابانی و به میدان آوردن اراذل و اوباش نشان می دهد ، فتنه گران مجدداً خود را برای بازگشت به سال ۸۸ برنامه ریزی کرده اند و فتنه رفع حصر نیز می تواند در همین راستاسازماندهی شده باشد.

به گزارش قم خبر و به نقل از خبرگزاری تسنیم ، دکتر سیدعبدالله متولیان در مقاله ای با عنوان «بررسی اهداف فتنه‌گران در پروژه رفع حصر سران فتنه» که در رسالت امروز (هفتم دیماه ۱۳۹۳)منتشر شده، می نویسد:


فصل اول : مقدمه و پیشگفتار:

با پیدایش انقلاب اسلامی در کشور ایران در سال ۱۳۵۷ شمسی ( ۱۹۷۹ میلادی و ۱۴۰۰ قمری) ، مهندسی ۴۰۰ ساله غرب برای قانونی کردن سلطه و چپاولگری ،
تهدید به نابودی شد و خیلی زود ، اندیشه ظلم ستیز حضرت امام خمینی
سلام الله علیه در سطح جهان منتشر شده و به عنوان خورشید راه و پرچم مبارزات حق طلبانه ، فراروی مستضعفان و مظلومان جهان قرار گرفت.
امام راحل ، روح بیداری را درکالبد بی جان جهان استضعاف ، زنده کرده و رعد آسا و
بی محابا بر مهندسی ظالمانه استعمارگران قانونی!!! تاخته و فریاد برآوردند که:
- این قرن به خواست خدا ، قرن غلبه مستضعفان بر مستکبران است.
- من با اطمینان می گویم که اسلام عزیز ، ابرقدرتها را به خاک مذلت
می نشاند.
- ما آمده ایم تا ابهت ابرقدرت شرق و غرب را در هم بشکنیم.
- و...
فلذا نظام سلطه ، با دستپاچگی و در یک هماهنگی آشکار و با امتحان همه روشها برای نابودی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ، در نهایت جنگی نابرابر و ظالمانه که به واقع به مثابه جنگ سوم جهانی بود را بر مردم ایران تحمیل کرد. جنگی که در آن تقریبا تمام جهان مشارکت داشتند و ما از ۱۸ کشور اسیر گرفته بودیم .
جنگی که در آغاز با امید تام و تمام غرب به انهدام نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران آغاز شده بود و رزمندگان ما از ابتدایی ترین ابزارها و جنگ افزار های نظامی هم بی بهره بودند ، کم کم با مدل خاص حضرت امام خمینی سلام الله علیه مبتنی بر اصول ۴ گانه زیر به پیروزی رزمندگان ایران می انجامید.
۱ - انتقال جنگ از حوزه دفاع از سرزمین به حوزه دفاع از عقیده.
۲ - جایگزینی جهاد فی سبیل الله به جای جنگ برای وطن.
۳ - وارد کردن عنصر معنویت حسینی به صحنه جنگ و به اصطلاح کربلایی کردن
و عاشورایی کردن جنگ.
۴ - ارائه مدل جدیدی از نبرد در کنار مدلهای پیشین مثل جنگهای کلاسیک و چریکی ، با عنوان جنگ مردمی ( ترکیبی از جنگ کلاسیک و چریکی) در سه حوزه رزمندگی ، پشتیبانی جنگ و تبلیغات و اطلاعات جنگ.
به این ترتیب ، اواخر جنگ تحمیلی که رزمندگان اسلام به صورت همزمان در چندین محور پیروزمندانه می جنگیدند ، آقای فرانسیس فوکویاما ( نظریه پرداز مشهور آمریکایی و خالق نظریه پایان تاریخ) ، رسماً ناکارآمدی جنگ سخت نظامی را علیه ایران (به عنوان یک حکومت شیعی) اعلام و خواستار پایان فوری جنگ نظامی و نفوذ به داخل کشور و ارتباط گیری مستقیم با مردم ایران ،
به منظور فروپاشی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران از درون و از راههای
غیر نظامی و شبه قانونی شد.
به منظور ارزیابی صحیح از اوضاع داخلی ایران و بررسی راهکارهای عملی برای نفوذ به داخل ایران ، آقای پاتریک کلاوسون با پوشش جعلی استاد هلندی و با دعوت آقای عطاءالله مهاجرانی وارد ایران شده و پس از مدتها گشت و گذار در کشور و ملاقاتهای متعدد پیدا و پنهان با برخی از افراد نشان شده ، به آمریکا بازگشته و حاصل تحقیقات میدانی او به یک تیم زبده به مسئولیت آقای فوکویاما سپرده شد.
به فاصله کوتاهی نتیجه کار این تیم در قالب یک نسخه عملیاتی در دو حوزه راهبردی و تاکتیکی ، در اختیار سردمداران هیئت حاکمه آمریکا قرار گرفته و به عنوان مدل اختصاصی براندازی جمهوری اسلامی ایران به دستگاه های ذیربط اطلاعاتی و امنیتی آمریکا ابلاغ شد.
برخی از بندهای این نسخه عملیاتی در سطح تاکتیکی به شرح زیر است:
۱ - با توجه به ضرورت بازسازی خرابیهای جنگ تحمیلی و با توجه به نیاز مبرم کشور به نقدینگی ، عناصر طاغوتی و ضد انقلابی و سرمایه داران فراری ، با پوشش دلسوزی و مشارکت در بازسازی ، وارد ایران شوند.
۲ - سرمایه داران فراری که به کشور بازگشته اند ، باید نسبت به اعتمادسازی در بین مسئولان اجرایی کشور اقدام کنند.
۳ - در مسیر اعتمادسازی ، نسبت به ایجاد حلقه های فرهنگی ، اجتماعی ، سیاسی ،
اقتصادی و... اقدام گردد.
(یکی از حلقه های ایجاد شده در آن زمان ، حلقه فرهنگی کیان در کیهان فرهنگی بود که با تغییر در مدیریت روزنامه کیهان ، از مجله کیهان فرهنگی خارج و در ماهنامه کیان و با نام حلقه‌ کیان به کار خود ادامه داد).
۴ - در حلقه های تشکیل شده سعی شود نسبت به جذب افرادی از نسل انقلاب از بین روحانیون ، پاسداران ، جانبازان ، نخبگان ، مدیران سطوح عالی نظام و...اقدام گردد.
(از این قسمت به بعد نسخه عملیاتی ، حالت دستوری به خود می گیرد)
۵ - در احزاب سیاسی درون نظام نفوذ کرده ، و آنان را به اندیشه های وارداتی و غربی نزدیکتر کنید.
۶ - براساس نظریه میکرو فیزیک قدرت ، و با استفاده از فرصت اعتماد سازی ،
عرصه ها و پستهای سیاسی و جایگاههای قدرت در نظام نظیر استانداریها ، فرمانداریها ،
سازمانها ، نهادها و ادارات موثر در کشور را به اشغال خود در آورید.
۷ - به پشتوانه میکرو فیزیک قدرت که به اشغال در آورده اید ، نسبت به
راه اندازی سازمانهای مردم نهاد همسو با جریان براندازی اقدام کنید.
۸ - با هدف راه اندازی و تنظیم شبکه ارتباطی ، نسبت به راه اندازی موج گونه و متکثر روزنامه های همسو ( روزنامه های زنجیره ای) اقدام کنید.
۹ - نسبت به سازماندهی و روان سازی ارتباطات شبکه‌های حلقه ای ، حزبی ، مطبوعاتی و سازمانهای مردم نهاد داخلی با خارج از کشور و همکاری با رسانه ها و شبکه های تلویزیونی و ماهواره‌ای اپوزیسیون ، اقدام کنید.
۱۰ - با اعتمادسازی صورت گرفته در انتخابات پارلمانی ( مجلس ) شرکت کرده و مجلس را تصرف کنید.
۱۱ - از طریق پارلمان و به پشتوانه پستهای اشغال شده دولتی و احزاب سیاسی و سازمانهای مردم نهاد همسو ، در یک برنامه هماهنگ ، جریان میکرو پلیتیک میلها ( اثر گذاری بر اندیشه ، باورها و اعتقادات) را رهگیری کنید.
۱۲ - از طریق آلوده سازی مدیران نظام به مفاسد اقتصادی و اخلاقی و سیاسی ، نسبت به فراگیر کردن و نهادینه سازی فساد در سطح جامعه و مردم اقدام کنید.
۱۳ - با نفوذ در لایه های برنامه ریزی و برنامه نویسی کشور نظیر سازمان برنامه و... و با اجبار از الگو گیری از مدلهای برنامه‌ریزی نظام لیبرال سرمایه داری غربی ،
نسبت به تدوین و استقرار مدل برنامه‌ریزی وارداتی مبتنی بر تولید فساد در کشور اقدام کنید.
۱۲ - بر اساس الگوی میکرو پلیتیک میلها ، و به پشتوانه میکرو فیزیک قدرت نسبت به تغییر و تبدیل باورهای دینی و ملی مردم به ارزش ها و میلهای غربی مثل : بی بندوباری ، هرزگی ، خانواده گریزی ، هم خانگی ، میل به فسادهای اقتصادی و اخلاقی و اجتماعی و... اقدام کنید.
۱۳ - با نفوذ در دستگاههای امنیتی و اطلاعاتی کشور نسبت به همراهی و یا عقیم سازی آنان اقدام کنید.
۱۴ - با هدف به چالش کشیدن مدل ولایت فقیه در حاکمیت سیاسی کشور ، نسبت به زیر سئوال بردن اقتدار ، جامعیت و توانمندی ولایت فقیه ، در مجامع علمی و دانشگاهی کشور ، اقدام کنید.
۱۵ - با برافراشتن پرچم " ایران برای همه ایرانیان" و ضرورت امکان حضور و نامزدی همه افراد کشور نظیر بهائیان ، ظالمانه بودن و ناکارآمدی مردم سالاری دینی را مطرح و طرح حمله به نظارت استصوابی را تبلیغاتی و فراگیر کنید.
۱۶ - از طریق پارلمان و به پشتوانه رسانه های زنجیره ای و سازمانهای
مردم نهاد و... با طرح تئوری انسداد سیاسی و وجود حاکمیت دوگانه ، و حمله به پشتوانه های قانونی ولایت فقیه نظیر شورای نگهبان و سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و... را پیگیری کنید.
۱۷ - از طریق تریبونهای دانشجویی و رسانه های زنجیره ای و با پشتوانه
میکرو فیزیک قدرت ، طرح ضرورت همراهی با نظامهای سیاسی موجود در جهان و سکولاریزه کردن نظام سیاسی را پیگیری کنید.
۱۸ - در موقعیت مناسب طرح ضرورت رفراندوم و مراجعه به آرای عمومی
به منظور تعیین مدل حکومتی جایگزین مدل ولایت فقیه و برپایی نظام سیاسی همسو با غرب را پیگیری کنید.
برنامه عملیاتی غربی ها برای براندازی نرم نظام جمهوری اسلامی ایران در قالب یک برنامه مدون ۱۰ ساله و قابل تمدید در برنامه‌های ۱۰ ساله بعدی در دستور کار قرار گرفت و براین اساس ، با امتیاز دادن به ایران در قطعنامه ۵۹۸ و با سیاست هویج و چماق و در نتیجه ، آتش بس و پایان یافتن جنگ تحمیلی ، سیلی از سرمایه داران فراری و طاغوتی با پوشش دلسوزی برای کشور و میل به مشارکت در برنامه بازسازی وارد ایران شده و طبق مدل عملیاتی مدون شده ، به پیاده سازی مرحله‌ای طرح اقدام کردند.
اولین برنامه براندازی نرم نظام ، درست ۱۰ سال بعد و در ۱۸ تیرماه ۷۸ و با هماهنگی کشور ترکیه و پیمان نظامی ناتو وارد فاز نهایی شد و قرار بر این بود در اوضاع نابسامان و پر التهاب و بحرانی در داخل ، کشور ترکیه (عضو پیمان ناتو) به عنوان کاتالیزور ضمن حمله به مرزهای غربی کشور ( به بهانه حمله به حزب کارگران کرد سوسیالیست ) و تحریک سپاه از داخل به پاسخگویی فوری به ترکیه ،
زمینه مداخله نظامی ناتو ( مشابه وضعیت کوزوو) بدون هماهنگی سازمان ملل به کشور ایران فراهم و نسبت به تجزیه ایران به چندین کشور اقدام گردد ، که با درایت و هوشیاری مقام معظم رهبری ، این توطئه خنثی شد.
با شکست برنامه براندازی در ۲۳ تیرماه ۷۸ ، فاز دوم براندازی برای سال ۸۸ کلید خورد و اگرچه مسببین و عاملان اصلی برنامه براندازی در انتخابات مرحله دوم شوراهای اسلامی شهر و روستا ، و مجلس هفتم شورای اسلامی شکست خورده و نهایتا در انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری ، به ظاهر از صحنه سیاسی کشور خارج شده و عده زیادی از آنان به خارج از کشور مهاجرت کردند ، اما به واقع به پیگیری دقیق مرحله دوم برنامه براندازی مشغول بودند.
و این چنین است که مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای درخصوص
برنامه ریزی فتنه گران ۸۸ فرموده‌اند ( نقل به مضمون) فتنه سال۸۸ به یکباره واقع نشد بلکه از سالها قبل (۱۰ تا ۱۵ سال قبل از ۸۸) برنامه ریزی شده بود.
فصل دوم : پیشینه فتنه ۸۸ در دولت اصلاحات:
حضرت امام خمینی سلام الله علیه ، در آخرین روزهای عمر پر برکتش با
آینده نگری و پیش بینی سالهای پیش رو ، پرده از تلاش عناصر موذی و رادیکال ،
برای حمله به باورها و اصول اساسی سیاست داخلی و خارجی کشور برداشته ودر پاسخ به تند روی های آقای منتظری مرقوم فرمودند :
"روحانیون و مردم عزیز حزب الله و خانواده های محترم شهدا حواسشان را جمع کنند که با این تحلیل ها و افکار نادرست ، خون عزیزانشان پایمال نشود.ترس من این است که تحلیلگران امروز،ده سال دیگر بر کرسی قضاوت بنشینند و بگویند که آیا فتوای اسلامی و حکم اعدام سلمان رشدی مطابق اصول و قوانین دیپلماسی بوده است یا خیر؟و نتیجه گیری کنند که چون بیان حکم خدا آثار و تبعاتی داشته است و بازار مشترک و کشورهای غربی ، علیه ما موضع گرفته اند پس باید خامی نکنیم و از گناه اهانت کنندگان به مقام مقدس پیامبر و اسلام و مکتب بگذریم(منشور روحانیت اسفند ۶۷)
و حدود ۱۰ سال بعد (سال ۱۳۷۶) با روی کار آمدن دولت خاتمی ، با عنوان توسعه سیاسی ( بعدها نام اصلاحات را برای خود برگزیدند) ، افراطیون تندرو اصلاحات که نام " جبهه مشارکت ایران" را برای خود انتخاب کرده بودند و همواره خود را در برابر آمریکا و غرب ذلیل و ناتوان و مرعوب می دیدند در یک هماهنگی آشکار با غرب غارتگر و سرویسهای جاسوسی آنان ، نسبت به عملیاتی کردن مدل براندازی تدوین شده در آمریکا اقدام و با زیر سئوال بردن قرآن و حکم قصاص ، ارادت قلبی خود را به استکبار به سرکردگی آمریکا نشان داده و در روزنامه های زنجیره ای و همچنین از تریبونهایی که از طریق حاکمیت به دست آورده بودند بر تمامی ارزشها و باورهای دینی و ملی این سرزمین قهرمان خیز تاختند که ذیلا فهرست وار به بخشی از خیانتها و خباثت های آنان اشاره می شود:
۱ - طرح قمیزه یا واتیکانیزه کردن روحانیت و " تبعید روحانیون به قم و عدم دخالت آنان در سیاست و حکومت" .
براساس این طرح ، ولایت فقیه نیز (شبیه ملکه انگلیس و پاپ در واتیکان) باید صرفاً وظیفه نظارت بر کشور را در قم به عهده داشته باشد.
۲ - پیگیری طرح آندلسیزه کردن کشور با گسترش وسیع ولنگاری ،
اباحی گری ، بی بندوباری و فساد اخلاقی و آزادیهای غیر قانونی و غیر متعارف ،
به سبک غربی.
۳ - ترویج سبک زندگی بر اساس مدها و مدلهای وارداتی از غرب.
۴ - پیگیری جدی طرح کنترل جمعیت و خانواده بر اساس الگوی فمینیستی غرب و ترویج اختلاط نامحرمان و ازدواجهای عرفی یا سفید ، با هدف از بین بردن اساس و بنیان خانواده.
۵ - پیگیری طرح براندازانه برگزاری رفراندوم و ایجاد جمهوری منهای ولایت فقیه از تریبون مجلس ششم.
احدی از نمایندگان مجلس ششم ، در مغالطه ای آشکار و با استناد به سخن حضرت امام خمینی (ره) که فرموده بودند : "گیرم که رضاخان را مردم انتخاب کرده بودند ، او انتخاب این مردم نبوده است." از تریبون مجلس ضرورت رفراندوم و مراجعه به آرای عمومی برای تعیین نوع حکومت را اعلام کرد.
سخن مبارک حضرت امام رضوان الله تعالی علیه در مورد حکومت پادشاهی بود ،
در حالی که در حکومت جمهوری اسلامی ، با هر انتخابات ، در حقیقت یک مراجعه به آرای مردم ، صورت گرفته و مردم با شرکت در انتخابات ضمن انتخاب نامزد مورد نظر ، به اصل نظام نیز رای موافق می دهند.
۶ - طرح مغالطه ای حاکمیت دوگانه در کشور و اصرار بر این باطل که چون بخشی از حاکمیت مشتمل بر رهبری و شورای نگهبان و...از طریق دموکراتیک و رای مستقیم مردم انتخاب نمی شوند ، در تعارض با اصول دموکراتیک می باشد ،
از تریبون مجلس ششم و روزنامه های زنجیره ای و سایر تریبونهای در اختیار ، با هدف حمله به ولایت فقیه و دستگاههای مرتبط با ولایت.
۷ - حمله به نظارت استصوابی شورای محترم نگهبان ، در محیط های دانشجویی و روزنامه های زنجیره ای و تریبونها ، و شبکه های تلویزیونی و ماهواره‌ای اپوزیسیون و از طریق انتخاب شعار " ایران برای همه‌ ایرانیان" به عنوان شعار جبهه مشارکت ،
با هدف هموار کردن راه برای ایجاد امکان نامزدی بهائیان و سایر فرقه های انگلیسی بر اساس نظریه فرانسیس فوکویاما.
۸ - پیگیری طرح پیوستن ایران به کنوانسیون حقوق زنان که این کنوانسیون
ضد ارزشهای زنان و بر اساس الگوهای خانواده گریز و منحط غربی وبا هدف نابودی نظام خانواده طراحی شده بود.
۹ - پیگیری طرحها و پروژه های همعرض ایجاد شبهات در سطح جامعه مشتمل بر:
- ایجاد شبهه ، تحریف و تهاجم به انبیای الهی و ائمه اطهار علیهم السلام.
- ایجاد شبهه ، تحریف و تهاجم به عاشورا و کربلا.
- ایجاد شبهه ، تحریف و تهاجم به امام خمینی سلام الله علیه.
- ایجاد شبهه ، تحریف و تهاجم به اصول و مبانی ، اعتقادات و ارزشها.
- ایجاد شبهه ، تحریف و تهاجم به دفاع مقدس.
- ایجاد شبهه ، تحریف و تهاجم به انقلاب اسلامی.
- ایجاد شبهه ، تحریف و تهاجم به قانون اساسی.
- ایجاد شبهه ، تحریف و تهاجم به حکومت ولایت فقیه.
و...
۱۰ - پیگیری طرح وارداتی و انگلیسی سکولاریزه کردن نظام سیاسی کشور با عنوان ضرورت جدایی دین از عرصه سیاست با محوریت دانشگاهها و محیط های
دانشجویی و علمی کشور.
۱۱ - پیگیری طرح سازمان جاسوسی آمریکا در کشور با عنوان " تغییر حاکمیت از درون " از طریق:
- دو قطبی کردن فضای سیاسی کشور و به کار گیری راههای تشدید بحران در اقشار و صنوف بویژه قشر دانشجو .
- حمله به نهادهای انقلابی نظیر سپاه و بسیج.
- تهیه و قرائت نطقهای جنجالی از تریبون مجلس.
- مصاحبه رسمی با تریبونهای جاسوسی دشمن و شبکه های تلویزیونی و رادیویی بیگانه.
- القای ناکارآمدی حکومت دینی از طریق روزنامه‌های زنجیره ای. و سایر تریبونهای در اختیار آنان
- هجمه به مراجع عظام تقلید.
- القای یأس و نا امیدی فراگیر در مردم.
- زیر سئوال بردن دوران دفاع مقدس و ارزشهای منبعث از آن .
- جنجال آفرینی و ایجاد التهاب سیاسی در سطح جامعه ، بویژه در دانشگاه ها و محیط های علمی.
- تخطئه آرمانها و اندیشه های حضرت امام راحل رضوان الله تعالی علیه.
- متهم نمودن نظام به ایجاد انسداد سیاسی و دیکتاتوری ولایت فقیه .
- حمایت علنی ، لفظی و معنوی از طرحهای خائنانه سازش در خاورمیانه و تخطئه نهضت های آزادیبخش اسلامی.
- تلاش برای به زانو در آوردن ساختار سیاسی کشور و به سازش کشاندن کشور با نظام شرور و استکباری آمریکا.
- هجمه به باورها و اعتقادات مسلم دینی و میهنی.
- القای حمایت جمهوری اسلامی ایران از تروریسم.
- تلاش برای تغییر قانون اساسی و اعمال تغییرات ساختاری در حاکمیت.
و...
۱۲ - ایجاد واگرایی در حاشیه مرزهای کشور با پیگیری طرحهای پانیستی نظیر پان ترکیسم ، پان کردیسم ، پان عربیسم و پان...
خوب است بدانیم کشور ما در طول تاریخ ، هیچ گاه جز در دوره خاتمی مشکل واگرایی مرزی نداشته و همواره این مردم کشورهای همسایه بوده اند که مایل به پیوستن به ایران بوده اند ، اما در دوره خاتمی برای اولین بار کشور شاهد واگرایی مرزی شد ، مثلا در آذربایجان شرقی شاهد ماجرای پان ترکیستی قلعه بابک در کلیبر بودیم که تا پایان دوره ۸ ساله خاتمی همه ساله برای نظام مشکلات امنیتی تولید می کرد و مستقیما از سوی جریان به اصطلاح اصلاح طلبی در دولت و مجلس حمایت می شد.
۱۳ - پیگیری طرح خائنانه بالکانیزه کردن و تجزیه کشور در قالب و پوشش پیگیری خواسته های دانشجویی که منجر به بروز بزرگترین بحران کشور در سال ۷۸ گردید که اگر هوشیاری و دقت نظر مبارک حضرت امام خامنه ای حفظه الله نبود ، آنطور که اسناد موجود نشان می دهد ، امروز با تجزیه ایران مواجه بوده و شاهد حداقل ۷ کشور در سرزمین پهناور ایران بودیم.
۱۴ - پیگیری طرح براندازانه " لایحه افزایش اختیارات رئیس جمهور" که در حقیقت در قالب این لایحه ، قرار بود ۵ اختیار عمده رهبری نظام ، به رئیس جمهور واگذار شود.
۱۵ - پیگیری پروژه موذیانه و براندازانه قتلهای زنجیره ای و به تبع آن پروژه ۱۸ تیر ۷۸ که علاوه بر هزینه های سنگین مادی و معنوی و بازتابهای خسارت بار سیاسی ، فرهنگی و افزایش طمع دشمنان به دخالت در امور داخلی ایران ، منجر به عقیم شدن و ناکارآمدی ارکان امنیتی نظام گردید ، به طوری که در نیمه دوم سال ۷۸ و در انتخابات مجلس ششم تقریبا تمامی استعلام های شورای محترم نگهبان از نهادهای امنیتی و انتظامی و ... ( قوه قضائیه ، نیروی انتظامی ، وزارت اطلاعات و...) بی پاسخ مانده و به این ترتیب جمعی از ستاد داخله غرب وارد مجلس ششم شدند و در مجلس ، عملا شاهد فراکسیونهای نامرئی از جریانات ضدانقلاب نظیر گروهک تروریستی منافقین ، آرمان مستضعفین ، نهضت آزادی ،
ملی مذهبی ها ، خلق عرب و لجنه الوفاق العربی ، خلق بلوچ ، جریان
پان ترکیستی قلعه بابک و....بودیم.
۱۶ - تلاش برای انتقال اپوزیسیون خارج نشین به داخل کشور به گونه ای که اغلب اعضای اپوزیسیون خارج نشین در قالب همکاری با روزنامه های زنجیره ای وارد کشور شده و به هتاکی و پرده دری و حمله به ارزشها و به طور کلی همه چیز مرتبط با دین ، فرهنگ و پیشینه این سرزمین قهرمان و کهن پرداختند.
۱۷ - طرح ایجاد حلقه های فرهنگی و اجتماعی و سیاسی و...نظیر حلقه‌
کیان به منظور یارگیری از بین انقلابیون زمینه دار اعم از پاسداران ، جانبازان ،
روحانیون و...با هدف پیگیری فرو پاشی از درون.
۱۸ - طرح رخنه در بیوت آیات عظام و تحریک تقابل آنان با نظام.
۱۹ - طرح دو سر برد تکثیر روزنامه های زنجیره ای با این هدف که شروع به هنجارشکنی و قبح زدایی از ضد ارزش ها نمایند تا جایی که نظام مجبور به بستن آن روزنامه شود
در این حال اگر روزنامه را ببندند ، بلافاصله ، دو روزنامه را به جای آن ، با همان هیئت تحریریه منتشر کرده و از طرف دیگر در سطح جامعه بلوا و اغتشاش به پا کنند که آزادی نیست و اگر روزنامه را نبندند طبعا به پرده دری و هتاکی ادامه می دهند ، کما اینکه این کار را کردند.
۲۰ - پیگیری طرحها و پروژه های وارداتی نظیر " فشار از پایین و چانه زنی از بالا" .
۲۱ - ایجاد مسابقه رفاه طلبی و اشرافی گری بویژه در بین مدیران بر اساس الگوی لیبرال سرمایه داری غربی.
۲۲ - زدن چوب حراج به تلاش های دانشمندان هسته ای کشور و قبول خائنانه پروتکل الحاقی و امضای توافقنامه سعدآباد.
۲۳ - دامن زدن به اختلافات قومی ، قبیله ای و مذهبی در سطح کشور.
۲۴ - پیگیری طرح قوم سالاری به جای شایسته سالاری و بحث دادن سهم در مناصب حکومتی به اقوام ( توسط افرادی نظیر عبدالله رمضان زاده ، عضو مرکزی جبهه منحله مشارکت)
۲۵ - طرح هجمه به نظام و زیر سئوال بردن دستاوردهای انقلاب اسلامی.
۲۶ - تلاش برای ایجاد بن بست در ساختار حقوقی نظام.
۲۷ - زمینه چینی برای پذیرش رژیم صهیونیستی به عنوان یک کشور مستقل.
۲۸ - انجام عملیات روانی علیه نظام با رهگیری پروژه عظیم بیانیه سازی و
نامه پراکنی در مجلس ششم و دفتر خاتمی:
- بیانیه ۱۲۵ نماینده در حمایت از طاهری.
- بیانیه ۱۵۱ نفره اعتراض به بیانیه ضد آمریکایی سپاه.
- نامه ۳۵۰ نفر از فعالان سیاسی به رهبری.
- نامه ۱۸۲ تن از فعالان سیاسی در زیر سئوال بردن جنگ تحمیلی و دستاوردهای آن.
- نامه به پارلمان ترکیه.
- نامه به مسعود بارزانی.
و ...
۲۹ - طرح پیوند و همنوایی با ضد انقلاب داخل و خارج از کشور.
۳۰ - طرح مقابله با احکام حکومتی و فتاوای سیاسی حضرت امام خمینی سلام الله علیه:
- ملغی نمودن حکم ارتداد سلمان رشدی مفسد.
- ملغی کردن حکم ارتداد گروهک نهضت آزادی.
- ملغی نمودن حکم حکومتی در مورد به اصطلاح ملی مذهبی ها.
و...
۳۱ - طراحی و اجرای پروژه های ویژه ضد امنیت ملی نظیر پروژه فروش اطلاعات به سازمان جاسوسی آمریکا توسط موسسه آینده و ....
۳۲ - پروژه زیر سئوال بردن نظام سیاسی تشیع و ترویج اخباری گری و ضدیت با اصولیین و تقلید در اقشار و صنوف و مجامع عمومی ، توسط افرادی نظیر آقاجری.
۳۳ - پروژه بزرگ ایجاد و تقویت ساختارهای دانشجویی ضد نظام و دین در قالب احیای دفتر تحکیم وحدت ( و در واقع دفتر ترویج شهوت سیاسی) با هدف بهره برداری از توان بالقوه دانشجویان در تحرکات انتخاباتی و بحرانهای اجتماعی نظیر بحران ۱۸ تیر ۷۸.
۳۴ - به خطر انداختن امنیت ملی کشور با پروژه انتشار اسناد و مدارک سری و محرمانه نظام نظیر پروژه افشای اسناد مربوط به فعالیت های هسته‌ای کشور که متأسفانه با گذشت سالهای دراز ، هنوز کشور عزیزمان ، چوب این نامردی رادیکالیست های افراطی اصلاح طلب را می خورد و کاری که باید در سال ۸۰ به اتمام می رسید ، اینک سالیان درازی است که در بن بست مذاکرات و مزاحمت مستکبرین قرار گرفته است . که همین یک خیانت برای هدم کامل اردوگاه
فتنه گران آمریکایی کافی است.
۳۵ - پروژه اخذ تماس با طراحان براندازی نظیر جورج سوروس ، جین شارپ و مایکل لدین و... به منظور انجام براندازیهای نرم با عناوین : انقلاب ( بخوانید براندازی) آرام ، سفید ، رنگین ، نرم ، پارلمانی و...
۳۶ - حمله آشکار به رکن بنیادین و اصلی نظام یعنی ولایت مطلقه فقیه و زیر سئوال بردن آن به اشکال مختلف از جمله:
- راه اندازی بحث انحرافی ولایت فقه به جای ولایت فقیه.
- راه اندازی بحث انحرافی مبنی بر اینکه ولایت فقیه ، ساخته امام خمینی (ره) بوده و قدمت تاریخی ندارد.
- راه اندازی بحث انحرافی مبنی براینکه ولایت مطلقه فقیه موجب دیکتاتوری می شود.
- بحث مغالطه ای در مورد ولایت مطلقه فقیه یا ولایت فقیه.
- راه اندازی بحث انحرافی مبنی بر اینکه اکثریت علما با ولایت مطلقه فقیه مخالفند.
- بحث بر سر محدود کردن مدت زعامت فقیه به ۵ یا ۱۰ سال.
- طرح اشکال بر سر عدم کفایت مصداق ولایت فقیه یعنی مقام معظم رهبری.
- بحث انحرافی بر سر قدسی نبودن ولایت فقیه.
- بحث باطل و انحرافی عدم توانایی پاسخگویی فقیه به همه‌ نیازهای جامعه.
- بحث باطل و انحرافی عدم جامعیت فقیه بر تمام علوم مورد نیاز اداره جامعه.
- بحث بر سر قبول ولایت فقیه در چارچوب قانون اساسی و عدم قبول اختیارات به اصطلاح فوق قانونی فقیه.
بحث برسر ضرورت شورایی کردن ولایت فقیه.
- بحث ضرورت تجمیع متخصصین رشته های مختلف در شورای رهبری.
- بحث تعیین سهم جناحهای سیاسی در شورای رهبری.
- بحث انحرافی حدود وظایف و اختیارات مجلس خبرگان رهبری.
و ده ها بحث انحرافی و مغالطه آمیز دیگر که:
اولا همگی دارای جوابهای متقن و روشن است.
ثانیا هیچ کدام از این شبهات و ایرادها جدید نبوده و قبلا نیز مطرح شده و پاسخ محکم دریافت کرده بودند.
ثالثا جای این بحث های انحرافی و مغالطه آمیز در محیط های علمی و دانشگاهی است نه در سطح جامعه و در روزنامه‌ها و مطبوعات.
۳۷ - ترویج لجام گسیخته فمینیسم افراطی ، به طوری که هر یک از نامزدهای انتخاباتی برای کسب آرای بیشتر مجبور به دادن قولهای غلط و بعضا خلاف قانون و شرع به زنان جامعه شوند.
۳۸ - پیگیری پروژه های خلاف قانون و شرع نظیر حمله به امر به معروف و نهی از منکر.
۳۹ - تبدیل احزاب داخلی به پیاده نظام سازمانهای جاسوسی غرب.
۴۰ - برگزاری ده ها کنگره و سمینار به منظور همراه کردن جمهوری اسلامی ایران با مدلهای لیبرال دموکراسی غربی و ضرورت تبعیت از مدلهای غربی در اداره جامعه.
۴۱ - پیگیری طرحهای تقابل با دین مبین اسلام نظیر:
- بزرگنمایی و ترویج افراطی چهارشنبه سوری.
- طرح تبلیغ و ترویج و پخش انجیل در محیط های دانشجویی.
- ساختن جوکهای هدفمند بر علیه روحانیت ، علما و حتی علیه ائمه اطهار علیهم السلام
- طرح ایجاد تنفر از زبان عربی با هدف ایجاد تنفر از اسلام.
۴۲ - شرکت در کنفرانس های طراحی شده توسط دشمنان نظیر کنفرانس سبز در برلین و هجمه به مبانی و اصول نظام مقدس جمهوری اسلامی:
فروردین ۷۹ را شاید بتوان نقطه اوج حمله به تفکر امام (ره) در دوران دوم خرداد دانست.
۱۹ فروردین ماه سال ۷۹ تعدادی از اصلاح طلبان و چهره های ملی مذهبی عازم کنفرانسی به میزبانی حزب هاینریش بل (موسوم به سبزها) در برلین شدند.
حمید رضا جلایی پور عضو شورای مرکزی حزب مشارکت، علیرضا علوی تبار، جمیله کدیور، محمود دولت آبادی، عزت الله سحابی، شهلا شرکت، کاظم کردوانی، اکبر گنجی و حسن یوسفی اشکوری از مهم ترین چهره هایی بودند که از ایران عازم این کنفرانس شده بودند.
اما یکی از جنجالی ترین اظهارنظرها درباره اندیشه انقلاب_ نه در متن این همایش که به محلی برای زیر سئوال بردن اندیشه های انقلاب تبدیل شده بود_در حاشیه این کنفرانس رخ داد.
اکبر گنجی روزنامه نگار شناخته شده ایرانی و یکی از مهمانان برجسته!! این نشست در حاشیه آن با روزنامه تاگس اشپیگل آلمان مصاحبه کرده و در ابتدای این مصاحبه وقتی در برابر سئوال روزنامه نگار آلمانی درباره آینده حکومت ایران قرار می گیرد می گوید: «حرکت اصلاح طلبان ما عاقبت به جدایی دین از سیاست خواهد انجامید. »
۴۳ - تحصن تعداد قابل توجهی از نمایندگان مجلس ششم و به تبع آن استعفای دسته جمعی تعداد زیادی از مسئولان و مدیران دولتی ، در حمایت از متحصنین مجلس که به عنوان سیاه ترین صفحه کارنامه ملون و آلوده افراطیون برانداز ،
در تاریخ این سرزمین ثبت شده است.
خاصه اینکه برخی از مسببین و بانیان این غائله دشمن شادکن ، به خارج از کشور مهاجرت کرده و تا کنون به همکاری با شبکه‌های تلویزیونی و ماهواره‌ای و سرویس های اطلاعاتی و جاسوسی آمریکا و انگلیس و رژیم منحوس و
کودک کش صهیونیستی مشغولند و از راه دور فتنه‌های افراطیون برانداز در کشور را پشتیبانی و حمایت می کنند.
۴۴ - ترویج نافرمانی مدنی در بین اقشار و صنوف و قومیت ها و...
و این مثنوی ادامه دارد و در یک کلمه و با جرات می توان گفت اصلاح طلبان افراطی و رادیکال ، با انجام اعمال پیش گفته ، یکی از زیبا ترین صحنه های حضور حماسی و شکوهمند مردم در انتخابات دوم خرداد سال ۷۶ را به تلخ ترین خاطره تاریخ کشور تبدیل کرده و سیاه ترین دوران تاریخ ایران را رقم زدند.
آری هنوز مردم این سرزمین دلاورخیز ، خاطرات نکبت بار دوران ۸ ساله اصلاحات را از یاد نبرده اند ، و خوب به یاد دارند که:
- ابراهیم اصغرزاده : علیه خدا هم می توان اعتراض کرد ( کیهان ۶ / ۲ / ۷۷)
- مهر انگیز کار : احکام کیفری اسلام کارایی ندارد و موجب رواج خشونت
می شود . ( مجله کیان شماره ۴۵ بهمن ۷۷)
- حسین باقرزاده : خشونت به هر شکل آن باید از ایران محو شود و اعدام.
برجسته ترین نوع خشونت قانونی است . ( روزنامه نشاط ۲ / ۶ / ۷۸ )
- عماد الدین باقی : معتقدم که اعدام و قصاص ، جزء ضروریات دین نیست.
( روزنامه جمهوری اسلامی ۱۳ / ۲ / ۷۹ )
- عبدالکریم سروش ( تئوریسین بزرگ اصلاحات و مروج پلورالیسم دینی ) : حکم ارتداد (امام) خمینی خلاف عقل و منطق است . ( ماهنامه کیان شماره ۴۵)
- اسلام ، نه احکام سیاسی ، نه احکام اقتصادی ، و نه احکام حقوقی اش ، قابل استناد نیست و رسماً باید از آن بگذریم.
- سید محمد خاتمی: ماجرای سلمان رشدی از نظر من خاتمه یافته است .
( ژوئن سال ۲۰۰۲ در مصاحبه با یک نشریه خارجی ) - و در جایی دیگر در مقطع انتخابات ۸۸ در جمع مجمع زنان در جماران نیز در خصوص ناکارآمدی قرآن کریم می گوید: قرآن کریم ، نسخه اداره حکومت در زمان پیامبر اکرم (ص) بوده و در دنیای مدرن امروزی قابل پیاده سازی نیست.
آری:
- مردم از یاد نبرده اند که در روزنامه زن که توسط خانم فائزه هاشمی رفسنجانی اداره می شد حکم قرآنی تعدد زوجات به تمسخر گرفته شد و با وقاحت و بی شرمی ، با استناد به اصول دموکراسی غربی ،
این حق را برای زنان!! نیز مطالبه کرده و نوشتند: "در دنیای دموکراتیک امروز ، اگر یک مرد می تواند ۴ معشوقه قانونی!!! داشته باشد ، این حق برای زنان نیز محفوظ است".
- و در روزنامه خرداد به مسؤلیت عبدالله نوری به کربلا و عاشورا تاخته و واقعه عاشورا را نتیجه انتقام گیری از پیامبر اکرم و علی صلوات الله علیهما به خاطر کشته های آنان در بدر و جنین و...معرفی کرده و در نهایت با متهم کردن اسلام به خشونت ، جمهوری اسلامی ایران را به عدم دخالت در قضیه فلسطین دعوت و با صراحت از ضرورت به رسمیت شناختن رژیم منحوس صهیونیستی سخن گفتند.
- و در روزنامه آقای سعید حجاریان با بی ادبی به ساحت قدسی حضرت امام خمینی سلام الله علیه ، تمام بدبختی ایران را به دوران آن امام عزیز نسبت دادند!!!
- و دیگری ، هتاکانه از سپری شدن دوران (امام) خمینی و به تاریخ سپرده شدن وی سخن گفت.
- و در پلنوم (کنگره) چهارم جبهه ( بخوانید فتنه) مشارکت ،
ضمن تعریف و تمجید فراوان از قانون اساسی زمان طاغوت به‌دلیل اقتباس از قانون اساسی مترقی !! بلژیک و تاختن کور و بی منطق به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ، صرفا به‌دلیل وجود اصل مترقی ولایت فقیه ، به صورت رسمی اعلام کردند که چون تغییر قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران از راههای قانونی امکان پذیر نیست فلذا باید از طرق غیرقانونی نسبت به تغییر قانون اساسی و حذف رکن ولایت فقیه از آن اقدام گردد و به این ترتیب برای انجام شورشها و تحرکات و بحرانهای قشری و اجتماعی
زمینه سازی کردند و جالب اینجاست که متأسفانه ، از ناحیه دولت آقای خاتمی نه تنها هیچ برخوردی با این اقدام براندازانه نشد بلکه با آنان همراهی هم صورت پذیرفت.
فصل سوم : نگاهی اجمالی به فتنه ۸۸
افتضاحات رادیکالیسم افراطی اصلاحات تنها به دوره ۸ ساله خاتمی خلاصه نمی شود ، بلکه کسانی که عبور از رفسنجانی را در کارنامه سیاه خود داشتند ، به پیر و مراد خود نیز رحم نکرده بلکه با خیانت به خاتمی ، طرح عبور از وی را نیز کلید زدند ، به طوری که به گفته برخی از اصلاح طلبان ، ضرباتی که جریان اصلاحات ، از بدنه افراطی خود خورده ، بی شک از هیچ دشمنی نخورده است.
این جماعت فتنه گر ، بعد از شکست های سنگین و پی در پی در انتخابات دومین دوره شوراهای شهر و روستا ( سال ۸۲ ) ، هفتمین دوره مجلس شورای اسلامی ( سال ۸۳ ) و بالاخره نهمین دوره ریاست جمهوری ( سال ۸۴ ) اگرچه به ظاهر از صحنه سیاسی خارج شده و تعداد زیادی از آنان به خارج از کشور کوچ کرده و همپیاله و همسفره اپوزیسیون خارج نشین و سرویسهای جاسوسی بیگانگان شدند ، اما به واقع کما فی السابق به طرح ریزی فتنه های بعدی پرداخته و به صورت پنهان ، به اخذ تماس با منادیان براندازی های نوین نظیر جرج سوروس و جین شارپ و مایکل لدین و...پرداخته و خود را برای بازگشت به صحنه قدرت و ادامه و پیگیری طرحهای پیشین خود در تقابل با ولایت فقیه ، آماده می کردند.
در همین راستا و در سالهای به ظاهر سکوت ، یکی از سران فتنه ،
در گوشه ای آرام به تدوین کتاب خود با عنوان " جمهوری مسلمانان " و به‌عنوان نسخه راهبردی جایگزین جمهوری اسلامی مشغول بود.
ودر سویی دیگر افراطیون فتنه ، با همه قوای خود در حال
سنگ اندازی و کارشکنی در امور اقتصادی و سیاسی و... بوده و به جاسوسی برای اربابان غربی خود مشغول بودند.
واقعیت این است که فتنه سال ۸۸ با برنامه ریزی دقیق و از سالها قبل با هماهنگی دشمنان بیرونی نظام طراحی شده بود که مقام معظم رهبری حضرت امام خامنه ای نیز کراراً بر برنامه ریزی ۱۰ تا ۱۵ ساله آن تاکید فرموده اند.
و در نزدیکترین زمان به انتخابات ۸۸ باید به زمان برگزاری انتخابات مجلس هشتم شورای اسلامی در سال ۸۶ برگردیم.
زمانی که اردوگاه اصلاح طلبان ، با عدم اقبال مردمی مواجه شده و تقریباً هیچ یک از نامزدهای اصلاح طلب موفق به ورود به مجلس شورای اسلامی نشدند ، نمایندگان گروههای اصلاح طلب ، به‌منظور بررسی علل شکست خود در منزل آقای خوئینی‌ها جمع شدند و متأسفانه به جای واقع بینی و بررسی ضعفها و نقایص خود ، به طراحی توطئه برای انتخابات دهم ریاست جمهوری مشغول شده و سناریوی خطرناک " بیت امام ، بیت رهبری " (که قبلا نیز در انتخابات دوم خرداد سال ۷۶ به‌کار گرفته بودند و طی آن انتخابات آقای خاتمی با انتساب خود به بیت حضرت امام خمینی (ره) ، مسابقه را از آقای ناطق نوری به عنوان نماینده بیت مقام معظم رهبری برده بود)را مرور کرده و رسماً با هدف تکرار سناریوی سال ۷۶ و با رمز " تقلب" وارد عرصه تبلیغات انتخاباتی شده و در اردیبهشت سال ۸۷ (یک سال قبل از زمان برگزاری انتخابات) ضرورت برگزاری انتخابات آزاد تحت نظارت سازمانهای بین‌المللی!!! و با پوشش پیشگیری از تقلب را مطرح کردند.
در جلسه واقع در منزل آقای خوئینی‌ها با وقاحت از اتمام کار برزمین مانده و ناتمام یعنی حذف ولایت فقیه سخن ها گفته شد.
همچنین یکی از اسناد کشف شده از حزب افراطی و ساختار شکن و منحله مشارکت که مبنای اقدامات خلاف امنیت ملی این حزب ، در حوادث پس از انتخابات دهم ریاست جمهوری بود "سند تأملات راهبردی سیاسی- تشکیلاتی (دوره ۵ ساله) " است که محتوای آن با حضور اعضای مرکزیت و برخی مشاوران نظریه پرداز حزب ،
طی جلساتی مستمر تدوین و به شورای مرکزی ارائه و بالاخره در پاییز سال ۸۷ در کنگره یازدهم حزب ، به تصویب رسیده و جهت اجرا به دبیر کل ابلاغ شد.
حزب مشارکت ، در این سند ، از منویات شیطانی خود برای براندازی و تغییر ماهوی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران و جایگزینی یک حکومت سکولار ، پرده برمی دارد.
به این ترتیب با برنامه ریزی قبلی ، فتنه ای شکل گرفت که آثار تلخ و زیانبار آن بعد از ۵ سال هنوز روح و روان هر انسان آزاده ای
را می آزارد.
آثار و نتایج تلخ و دردناک فتنه ۸۸ آنقدر زیاد است که در این مقاله مختصر نمی گنجد و بحثی مستقل و مستوفی می طلبد ، لیکن به اقتضای شرایط موجود و ضرورت تبیین حقایق و درک صحیح تر از برنامه ریزی حال و آینده آنان در پوشش رفع حصر ، به اجمال به برخی از آثار آن اشاره می شود:
۱ - زیر سئوال بردن اصل انتخابات
۲ - تاکید بر تقلب در انتخابات بدون ارائه حتی یک سند
۳ - قانون شکنی و اعلام پیروزی قاطع حتی قبل از اتمام زمان رای گیری
۴ - ایجاد اختلاف در صفوف متحد مردم و شکستن وحدت و
یکپارچگی ، و تلاش برای ایجاد شکاف و دودستگی
۵ - کاهش ضریب امنیت اقتصادی کشور
۶ - بالا بردن ریسک سرمایه گذاری خارجی در ایران
۷ - امیدوار نمودن جبهه دشمنان نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به فشار اقتصادی و اجتماعی و سیاسی بیشتر به نظام
۸ - تلخ نمودن کام مردم از بزرگترین حماسه انتخاباتی و حضور ۴۰ میلیونی پای صندوقهای رای
۹ - تهیه خوراک تبلیغاتی علیه نظام ، برای دستگاه رسانه ای امپریالیسم و صهیونیسم جهانی
۱۰ - ابهام آفرینی و بدبین نمودن عده ای از مردم نسبت به نظام عزیز اسلامی
۱۱ - قانون شکنی و پیگیری خواسته های نامشروع خود از طریق تحریک مردم و آوردن آنان به کف خیابانها
۱۲ - برنامه ریزی جهت آشوبهای لکه ای در شهرها ، بویژه در تهران
۱۳ - دروغ گویی در لباس منجی گری و تحریک جوانان به قانون شکنی
۱۴ - حمایت از اشرار و قانون شکنان با صدور بیانیه های
پی در پی
۱۵ - کمک به ایجاد حفره های اطلاعاتی و امنیتی در سطح کشور
۱۶ - سم پاشی علیه ولایت فقیه به عنوان مترقی ترین اصل و رکن نظام
۱۷ - تقویت جبهه متحد دشمنان و اپوزیسیون خارج نشین
۱۸ - زمینه سازی برای دخالت آشکار دولتهای مستکبر غربی و آمریکا در مسائل داخلی کشور
۱۹ - ایجاد ارتباط با حامیان عربی استکبار در منطقه ، نظیرعربستان و زمینه سازی برای دخالت آنان در اوضاع داخلی کشور
۲۰ - بازی با آبروی نظام مقدس جمهوری اسلامی در قالب پروژه های
آشوب افکنی به بهانه تقلب در انتخابات
۲۱ - ایجاد و راه اندازی پروژه های ضد امنیتی علیه نظام ، نظیر پروژه های کشته سازی و تجاوز و...
۲۲ - تلاش برای ایجاد انحراف عمیق در ایام الله نظام مثل ۱۳ آبان ، ۱۶ آذر ، روز قدس ، و حتی روز عاشورا
۲۳ - به طمع انداختن گروهکهای تروریستی نظیر گروهک منافقین تا جایی که مریم رجوی سرکرده منافقین در حمایت از جنبش سبز
( شورش فتنه) اعلام کرد که ما ، دهها نفر از افراد زبده خود را برای حمایت از سبز ها ( فتنه گران) به داخل فرستاده ایم
۲۴ - به صحنه آوردن سفارتخانه های اروپایی تا جایی که سفیر وقت اتریش اعلام کرد تمامی سفرای اروپایی در انتخابات ( بخوانید فتنه) ۸۸ ایران نقش پررنگی داشتند.
۲۵ - وطن فروشی و خیانت و گدایی پولی و مالی از بیگانگان غربی و عربی و صهیونیستها.
۲۶ - به خطر انداختن حیات گروه ها و نهضت های آزادیبخش اسلامی در منطقه مثل حزب الله لبنان ، حماسه. ، گروههای مقاومت در افغانستان و عراق.
۲۷ - حرمت شکنی و ایراد اتهامات بی اساس به افراد ، مسئولین و دستگاههای اجرایی و امنیتی و...
۲۸ - حمایت علنی از حرمت شکنانی که در روز قدس به
روزه خواری مشغول بودند.
۲۹ - مردم خداجو خواندن اوباش یزیدی که ناجوانمردانه به خیمه های
مردم عاشورایی در شب عاشورا حمله کردند.
۳۰ - و این رشته نیز سر دراز دارد.
فتنه گران که در دوران تبلیغات انتخاباتی ، پشت اعتقادات مردم ، سوابق دوران دفاع مقدس ، حضرت امام (ره) ، رنگ سبز و... پنهان شده بودند ، با بهره گیری از تجربه براندازیهای نرم در سایر کشورها و حمایتهای بی پروا و آشکار دشمنان خارجی ، اپوزیسیون خارج نشین ،
کمکهای مالی جبهه عربی ، حمایتهای اطلاعاتی سرویسهای جاسوسی بیگانگان ، حمایتهای تبلیغاتی امپراتوری خبری صهیونیستی و...خود را آماده برپایی پیروزی در هر دو فرض برد یا باخت کرده بودند ، پس از مواجه شدن با عدم اقبال مردم و فاصله زیاد با برنده انتخابات ، در یک اقدام نسنجیده و غیر قانونی ، قبل از اتمام انتخابات خود را برنده مطلق !! انتخابات اعلام کرده و با شانتاژ و به میدان آوردن مردم و تحمیل هزینه های گزاف مادی و معنوی در تمامی حوزه‌های امنیتی ، اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی ، جانی و مالی و تخریب اموال دولتی و خصوصی و... سعی کردند نظام را وادار به تسلیم در برابر خواسته نامشروع خود نمایند و پس از ناکامی در پروژه برنده شدن ، با توسل به رمز عملیاتی خود یعنی "تقلب" پروژه " ابطال انتخابات" را بی هیچ دلیل و مدرکی پی گرفتند و هنگامی که پروژه های خود را با حضور گسترده مردمی در
صحنه های ایام الله مثل روز قدس و ۱۳ آبان و ۱۶ آذر رنگ باخته و رسوا یافتند ، پرده های تزویر و ریا فرو افتاده و چهره کریه و واقعی فتنه گران نمایان شد:
- آنان که خود را یار امام معرفی کرده بودند ، به امام پشت کردند و به مخالفت علنی با آن پیر و یار سفرکرده پرداختند
آقای سحرخیز ، از همراهان فتنه می‌گوید " ما از همان ابتدا به امام خمینی ، اعتقاد نداشتیم ، لیکن در آن شرایط امکان ابراز عقیده ما وجود نداشت
- آنان که مدعی پیروی از سیره امام بودند ، علنا به سیره آن حضرت پشت کرده و شعارهای ساختار شکنانه سرداده و از جمهوری مسلمانان به جای جمهوری اسلامی ، سخن گفتند.
- کسانی که خود را وارث دفاع مقدس می دانستند به همه ارزش های
بنیادین دفاع مقدس پشت کرده و شعار " نه غزه ، نه لبنان ، جانم فدای ایران " را سر دادند
- ریا کارانی که با رنگ سبز اموی ، مردم را فریب می دادند و خود را از سلاله اهل بیت علیهم السلام و از نسل عاشورا و امام حسین معرفی کرده بودند ، ناجوانمردانه ترین حرکت اراذل و اوباش یزیدی صفت را ، حرکت مردم مومن خداجو اعلام کرده و برای مطامع شیطانی خود ، چشم برآتش زدن خیمه های اصحاب عاشورایی انقلاب بستند و در نتیجه ، خشم امت عاشورایی حضرت امام خامنه ای
را برانگیخته و در ۹ دی ۸۸ با حضور وصف ناشدنی و غیر قابل باور در صحنه ، بساط فتنه گران را برچیده و خواستار برخورد با فتنه گران و مجازات آنان شدند
از آنجایی که خواسته حامیان اصلی و بیرونی فتنه گران ، دستگیری آنان توسط نظام به‌منظور ایجاد فضاهای جدید فتنه و پیگیری اهداف براندازانه بود ، نظام مقدس جمهوری اسلامی با درک صحیح از وضعیت موجود از یک سو و دیدگاه کریمانه مقام معظم رهبری از سوی دیگر نسبت به فتنه گران با نگاه رأفت برخورد کرده و تقریباً یک سال پس از فتنه ۸۸ و به‌دلیل ادامه دادن به توطئه و الگو گیری از موج بیداری اسلامی در کشورهای عربی برای براندازی نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران ، اقدام به حصر خانگی آنان نمود.
از آن زمان تا به حال ، هر از چندی ، برخی افراد با نیت های متفاوت ،
بحث ضرورت رفع حصر از فتنه گران را مطرح می کنند.
فصل چهارم : طرحهای جدید و فتنه های پیش روی فتنه گران
اینک با روی کار آمدن دولت یازدهم ( دولت اعتدال و امید ) متأسفانه ،
موجی از امید در اردوگاه افراطیون فتنه گر و روسیاهان تاریخ ایجاد شده و به طمع بازگشت به روزهای سیاه و نکبت بار عصر خاتمی ، با چسباندن مصنوعی خود به قوه مجریه و دولت جناب آقای دکتر روحانی و استفاده از ظرفیتهای بالقوه اصلاح طلبانه برخی مسئولان دولتی ، دوباره اقدام به پروژه سازی و کوک کردن ساز فتنه‌های جدید نموده اند ، که ذیلا برخی از این پروژه ها ، که به عنوان پروژه های فرعی از پروژه بزرگ رفع حصر ، در اتاق فکر فتنه و با هماهنگی اپوزیسیون خارج نشین طراحی و با همکاری رسانه های زنجیره ای و برخی از نخبگان کم بصیرت و بی بصیرت ،
در حال اجرا می باشد ، فهرست وار بیان می گردد
نکته قابل توجه اینکه با عنایت به نامساعد بودن فضای روانی جامعه و خواست اکثریت قاطع مردم برای برخورد با فتنه گران ، هیچ‌یک از این پروژه ها ، به تنهایی قادر به پیشبرد و تحقق اهداف
فتنه جویانه آنان نیست فلذا فتنه گران به طراحی مجموعه ای از پروژه ها
با محوریت پروژه رفع حصر از سران فتنه پرداخته اند:
۱ - پروژه تطهیر گذشته خیانت بار سران فتنه :
مدتی است که در برخی رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی و برخی سخنرانان کم بصیرت ، دستهای پیدا و پنهان به دنبال تطهیر برخی از سران فتنه است و حتی می کوشند با ذکر سوابق (مثبت) گذشته این افراد ، آنان را همچنان در اردوگاه انقلاب و یار امام و رهبری جلوه دهند ، در حالی که به فرمایش امام خامنه ای ،
فتنه خط قرمز نظام بوده و خواست اکثریت قاطع مردم عاشورایی ایران نیز ، محاکمه فتنه گران و افرادی است که در غائله ۸۸ کشور را به لبه پرتگاه برده و سبب شدند تا افتخار آمیزترین انتخابات ۴۰ میلیونی کشور ، به کام مردم زهر شود و زمینه هر نوع سوءاستفاده دشمنان را فراهم کنند.
۲ - پروژه انحلال مجلس نهم:
پس از روی کار آمدن دولت یازدهم ، جریان اصلاح طلب افراطی و حامی فتنه ،
تلاش کرده تا از این فرصت ، نهایت بهره برداری را کرده تا بلکه با حیات نباتی ، خود را به انتخابات مجلس دهم برساند
در این راستا کار به جایی رسیده که سعید حجاریان ، تئوریسین مفلوک و علیل اصلاحات ، در تئوری پردازی جدید خود ، از انحلال مجلس سخن رانده و در خواست کرده که با توجه به اینکه مجلس کنونی ، نمایندگی یک اقلیت ۱۰ تا ۱۵ درصدی از جامعه را به عهده دارند!!! ، باید رئیس جمهور بتواند به عنوان نماینده
اکثریت جامعه ، مجلس را منحل کرده و انتخابات زودرس برگزار کند.
۳ - پروژه اتهام زنی و تضعیف مجلس و غیر مردمی بودن مجلس :
جریان فتنه ، هر چند که از سوی دولت ، آزادی نسبی یافته و هر چه می خواهند می گویند ، می نویسند و عکس می اندازند ،
ولیکن این وضعیت در مجلس برای آنان مهیا نیست و مجلس در مقابل تندروی‌های آنان ایستادگی کرده و تا جایی که توانسته نگذاشته رنگ و بوی جریان فتنه پاک شود تا طرفداران فتنه گر ،
دیکتاتور ، تمامیت خواه ، و بیگانه پرست بتوانند بدون پرداخت هزینه ، به قدرت برسند
آقای منتجب نیا در راستای تضعیف مجلس گفته است ؛ قانون امر به معروف و نهی از منکر باید در مجلسی تصویب شود که مردمی باشد!! ، تعدادی از نمایندگان این مجلس مردمی نبوده و با حداقل آراء وارد مجلس شده اند !! و چون می دانند دوره آخر آنان است ،
می خواهند آخرین ضربه را به دولت بزنند ، این نمایندگان
می خواهند قبل از آنکه مردم آنها را طرد کرده و دیگری را انتخاب کنند ، انتقام خود را از مردم بگیرند!!!
این گونه حرفهای بی مایه و به اصطلاح پوپولیستی و پیش بینی انتخاب مردم در سال ۹۴ از این تیپ افراد ، در راستای طرح جامع بازگشت فتنه گران به صحنه سیاست و انتقام گیری از بانیان عاشورایی ۹ دی باز هم دیده شده که با این نمونه از بیان موارد مشابه ، صرف نظر می شود.
۴ - پروژه تصمیم سازی و تحمیل اراده خود به رهبری:
شاید خطرناکترین حلقه از حلقات پروژه بزرگ رفع حصر از سران فتنه ، همین پروژه باشد که در عین بزرگی نشان از ترس
فتنه گران از اوضاع پیش رو دارد.
آنان شنیده اند که علی رغم حمایتهای پیدا و پنهان افراد مؤثر در قوه مجریه و حتی برخی نمایندگان در قوه مقننه نظیر مطهری، عرصه بر مردم تنگ شده و اوضاع اصلا بر وفق مراد آنان نیست ، لذا به روش تحمیل اراده به رهبری رو آورده اند.
تاریخ پر است از این روش ناجوانمردانه که آثار و نتایج بسیار تلخ و زیانبار با خود همراه داشته است ؛ نظیر ماجرای تحمیل اراده بر علی علیه السلام در بازگرداندن مالک اشتر از پشت خیمه معاویه و یا تحمیل اراده بر علی در قبول حکمیت و قبول مذاکره و...
سئوال این است که وقتی علی مطهری می داند نظرش در مورد داستان حصر با مصلحت و دید کلان حضرت امام خامنه ای مغایر است چرا بر ابراز مخالفت علنی خود با رهبری تا این حد اصرار می ورزد!!؟.
مطهری گویا مأمور است تا نقش اشعث و خوارج را بازی کند و امام را ناچار کند که مالک را از پشت خیمه معاویه برگرداند و مالک اشتر برای آنکه به مولایش آسیبی نرسد با قلبی لبریز از غم ، از خیمه معاویه دور می شود.
این پروژه خطرناک و نامیمون ، عمدتا از سوی برخی نخبگان سیاسی و فکری کم بصیرت جامعه و به شیوه های متفاوت و متنوع دنبال می شود
این دسته از نخبگان کم بصیرت تلاش می کنند که فرآیند " به تصمیم رسیدن رهبری " را با سخنرانی و تحریک عوام و ایجاد فشار بر رهبری به فرایند خطرناک " به تصمیم رساندن رهبری" تبدیل کنند
برخی از مهمترین شیوه ها و روشهای تحمیل اراده که از سوی فتنه گران و حامیان داخلی و خارجی آنان به کار گرفته شده و یا می شود از این قرار است:
- ایجاد اختلال در فرآیند ارائه اخبار صحیح و سریع به رهبری.
- سیاه نمایی و مخدوش کردن تصویر صحیح از کشور.
- فضاسازی غیر واقعی و مصنوعی
رسانه ای.
- ارائه بیلان های کاری غیر واقعی با هدف بر هم زدن برآوردهای کیفی حساس.
- ارائه آمارهای نادرست یا ناقص و یک سویه.
- ارائه نیازسنجی های مهندسی شده.
- سازماندهی انشعابهای صوری و غیر واقعی با هدف بزرگ نمایی شکافهای موجود میان نیروهای انقلابی.
- اشغال پستهای نظام توسط افراد بدون صلاحیت با هدف بر هم زدن نقشه جامع نیروی انسانی کشور.
- بزرگ نمایی تهدیدات فرعی و کوچک نمایی تهدیدات اصلی.
- بزرگ نمایی و یا کوچک نمایی فرصت های پیش روی کشور.
- و...
علت اینکه برخی نخبگان سیاسی جامعه به‌عنوان پدیده ای نوظهور ، بر رسانه ای کردن اختلاف نظر های خود با رهبری و مردم ، در مورد فتنه گران اصرار می ورزند ممکن است این باشد که می خواهند با طرح علنی این مخالفتها و به دنبال آن جریان سازی در افکار عمومی ، مقام معظم رهبری را به تصمیمی اجباری رسانده و مسئله " لزوم تداوم حصر خانگی تا تغییر رفتار سران فتنه" را به "لزوم رفع حصر" تبدیل کنند و به این ترتیب معظم له را برای رفع حصر یا برگزاری دادگاه در موقعی که مصلحت نیست به تصمیم برسانند.
۵ - پروژه رسانه ای کردن خاتمی :
براساس این پروژه ، در حالی که آقای خاتمی به حکم قانون ، ممنوع المنبر و ممنوع الفعالیت و ممنوع ال...است ، روزنامه های زنجیره ای
ماموریت دارند به صورت نوبه ای عکس ایشان را در نیم صفحه اول خود همراه با تیتری از گفته های وی منعکس کنند
این پروژه ، علاوه بر اسطوره سازی از سران فتنه به پروژه های دیگر ، نظیر پروژه قبح زدایی و پروژه بازگشت به صحنه قدرت بدون توبه نیز کمک می کند.
۶ - پروژه قبح شکنی از فتنه گران:
سران فتنه و حامیان داخلی و خارجی آنان براین باورند که با ایجاد موج کاذب حمایت و رسانه ای کردن خاتمی و سایر اعضای مؤثر فتنه و در نتیجه با قبح شکنی ، می توان زمینه نادیده گرفتن عقوبت آنان و به فراموشی سپرده شدن فتنه و در نهایت بازگشت آنان به صحنه سیاست را فراهم کرد.
خوب است بدانیم کسانی که این سناریو را دنبال می کنند قویاً به دنبال پیگیری طرح های نیمه تمام فتنه هستند که یکی از این طرح ها ضرورت بازنگری در قانون اساسی به‌منظور حذف ولایت فقیه از آن است همان گونه که در سند تأملات راهبردی حزب منحله و افراطی مشارکت آمده است.
۷ - پروژه بازگشت فتنه گران به صحنه قدرت بدون توبه:
عده ای از حامیان داخلی فتنه تلاش می کنند تا با انعکاس سخنان خاتمی در مطبوعات زنجیره ای و محیط های علمی و دانشگاهی زمینه بازگشت او و سایر فتنه گران را به صحنه سیاست و قدرت فراهم کنند.
در سخنان خاتمی که در این روزنامه‌ها منعکس می شود ، نوعی عوام فریبی و کلاهبرداری سیاسی دیده می شود.
باید به این عده گفت :
اولاً خاتمی خودش از سران فتنه است ،
ثانیاً برائت وی از فتنه ، بعد از ۵ سال و در حالی که همه فهمیده اند که این رفتار یک تاکتیک منافقانه است چه فایده ای دارد
ثالثاً کسی که فتنه کرده است حتی اگر توبه واقعی کرده و ابراز ندامت کند به حکم عقل و قانون ، صلاحیت ندارد در صحنه های مسئولیتی نظام وارد شود
رابعاً هم اینک همه‌ مردم به چشم می بینند که کمافی السابق عمل ایشان و سایر مؤثرین در فتنه کاملاً برعکس الفاظ آنان است
خامساً سپردن سرنوشت قوم به این جماعت افراطی و رادیکال نوعی حماقت محض است. در هیچ کشوری به خیانت کاران و کسانی که خیانت آنان ثابت و برای مردم برملا شده فرصت دوباره نمی دهند.
۸ - پروژه تفاهم ملی حول محور قانون اساسی:
این پروژه که با محوریت خاتمی و معدود افرادی در دستگاه اجرایی دنبال می شود ، مانند برخی پروژه های دیگر به دنبال بازگشت به صحنه بدون تحمل هزینه های آن است.
خاتمی در دیدارهای غیرقانونی در بنیاد باران و برخی سخنرانی های
خلاف قانون در برخی شهرها ، از موضع برتر ، مدعی حمایت از نظام اسلامی و قانون اساسی شده و خود و همقطارانش را حامی پر و پا قرص نظام و قانون اساسی معرفی کرده و چنین تصور کرده که حافظه ملت پاک شده و این سیاست رنگ باخته یک بام و دو هوای او را درک نمی کنند. خاتمی با این سیاست رنگ باخته ، بدون توبه مستقیم و پرداخت هیچ هزینه ای ، قصد تطهیر خود را دارد.
ایشان اخیرا نیز در بیانیه ای مدعی شده: " ...به تفاهم برسیم و قانون اساسی را مبنای تعاملات قرار دهیم ، نظام هم در چارچوب قانون اساسی کاملا مشخص است".
به این جماعت افراطی قانون گریز که امروز همچون خوارج نهروان ،
منافقانه دم از حکمیت قانون اساسی می زنند باید گفت اتفاقاّ بر مبنای همان قانون اساسی و اصل مترقی ولایت مطلقه فقیه ،
همه‌ قانون شکنان و فتنه گران محکوم بوده و تکلیفشان دقیقاً روشن است و رأفت مقام معظم رهبری با آنان نیز به استناد همین قانون اساسی تا کنون شامل حال آنان شده است ، در غیر این صورت باید بعد از ۹ دی محاکمه و به سزای اعمال
شرارت آمیزشان می رسیدند.
۹ - پروژه دانشجویی کردن حمایت از فتنه گران:
از یکسال پیش که شاهد نفوذ لجوجانه فتنه گران در انتخابات وزیر علوم بودیم ، کاملا پیدا بود که فتنه گران که وزارت علوم را سهم خود در کنسرسیوم دولت یازدهم می دانند با پوشش بازگرداندن نشاط سیاسی!!! به دانشگاهها ، به دنبال تبدیل دانشگاه ها
به باشگاه حزب افراطی و ساختار شکن و منحله مشارکت بوده و شدیداً در پی بازگشت به سالهای غبارآلود و پر فتنه ۷۶ تا ۸۲ بوده و می خواهند دانشگاه ها را وسیله و دستاویز اهداف شیطانی خود قرار دهند.
نتیجه یکسال فعالیت مداوم حامیان و دست اندر کاران فتنه ۸۸ در وزارت علوم نظیر توفیقی ، فرجی دانا ، نجفی ، و... اینک درخت یک ساله آنان به بار نشسته است:
در برگزاری مراسم ۱۶ آذر امسال همه مردم داغدیده از فتنه ۸۸ دیدند که:
- پیام یکی از سران فتنه (خاتمی) در جلسه به اصطلاح ضد استکباری ۱۶ آذر قرائت شد!!؟؟
- در حضور رئیس جمهور شعار رفع حصر سرداده شد!! و متأسفانه با تأیید ایشان نیز مواجه شد که جای بسی شگفتی دارد چرا که قوه مجریه باید قانون را اجرا کند و مطابق قانون ، فتنه خط قرمز نظام بوده و رئیس جمهور نیز این واقعیت انکار ناپذیر را به خوبی می‌داند و در صورت عدم تمکین از قانون مشروعیت خود را از دست می دهد.
- از سخنرانی کسانی که مخالف صریح فتنه گران هستند در دانشگاه ها جلوگیری شد.!
- از برخی از محرکین و حامیان فتنه نظیر فائزه هاشمی ، هادی غفاری و... برای سخنرانی دعوت به عمل آمد.!
- به نفع فتنه گران در برخی دانشگاه ها رجز خوانی شد.!
- دانشگاه ها میدان مبارزه و کارزار موافقان و مخالفان نظام شد.!!؟؟
بساط هتک حرمت از مقدسات و خط قرمز های نظام در
محیط های علمی پهن شد.
و...
۱۰ - پروژه اصلاح و تغییر قانون انتخابات:
این پروژه توسط مثلث خاتمی ، آشنا و امیری دنبال می شود.
خاتمی در دیدار جمعی از دانشجویان و اساتید دانشگاه مفید به پروژه ای اشاره می کند که پیش از این بارها توسط برخی مشاوران رئیس جمهور مطرح شده بود. وی اعلام کرده در شرایط فعلی مجلس ، نماینده اکثریت جامعه نبوده و نمایندگی ۱۰ تا ۱۵ درصد جامعه را به‌عهده دارد و باید ترتیبی داده شود که در چنین مواقعی امکان انحلال مجلس وجود داشته باشد.
خواسته های آقای آشنا در خصوص انتخابات مجلس ، که
هم اینک در کمیته ای در وزارت کشور در حال پیگیری است مشتمل است بر:
- اصلاح قانون انتخابات
- بهره گیری از تجربه افغانستان در حل اختلاف بین نامزدها
- و امکان انحلال مجلس در مواقع خاص توسط رئیس جمهور
امکان انحلال مجلس طرحی است که پیش از این توسط آقای حجاریان مطرح شده بود .
جالب اینجاست که دم خروس از زیر شنل فتنه پیدا شده است .
در حالی که هنوز پروژه های فتنه گران به نتیجه مطلوب آنان نرسیده و هنوز هیچ اغماضی شامل حال فتنه گران نشده ، عجولانه نیات پلید و فتنه گرانه آینده خود را مطرح می کنند و این نشان می دهد که فتنه گران ، نه تنها قصد توبه و بازگشت ندارند ، بلکه آشکارا به دنبال پیگیری فتنه‌های خود و انتقام از مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی هستند.
۱۱ - طرح واگرایی مردم از اصولگرایی :
جریان فتنه که جریان اصولگرایی را بزرگترین و جدی ترین مانع تحقق نیات و اهداف شوم و پلید و شیطانی خود می داند ، طرح واگرایی از اصولگرایی را با برنامه ریزی دقیق از همان آغاز به‌کار دولت یازدهم با جدیت تمام و به عنوان محوری ترین طرح دنبال می کنند ، خاصه اینکه به دلایل مختلف و مشخص ، این طرح با اقبال و همراهی تمامی اصلاح طلبان و بخش وسیعی از همراهان و حامیان دولت فعلی نیز همراه شده است.
فتنه جویان که بیش از هر کس می دانند دولت آقای روحانی به هیچ وجه اصلاح طلب نیست ، به دولت یازدهم به عنوان (رحم اجاره ای) فرصت نگاه کرده و برای استمرار بقای خود ، چاره را در حمله ناجوانمردانه به اصولگرایان دیده و بهترین راه برای تضعیف اصولگرایی را در حمله به احمدی نژاد دیده اند.
فتنه جویان احمدی نژاد را به عنوان نماد و سمبل اصولگرایی معرفی کرده!! و با هماهنگی بدنه دولت با بزرگ نمایی مشکلات اقتصادی کشور و انتصاب ریشه آنها به دولت قبلی و همچنین بحث انحرافی بورسیه ها ، سعی در تخریب رقیب اصلاح طلبان دارند.
صرف نظر از مشکلات غیر قابل اغماض دولت قبلی ، بر اهل فن و متخصصان علوم اقتصادی پوشیده نیست که ریشه همه‌ مفاسد اقتصادی و اخلاقی و اجتماعی در کشور به ساختارهای اقتصادی و تبعیت از لیبرال سرمایه داری غربی برمی گردد.
و باز بر کسی پوشیده نیست که کارگزاران سازندگی یا همان تکنوکراتهای دولت آقای رفسنجانی که به کلوپ برکلی یا دسته نیویورکی ها مشهورند ، منادیان و مبلغان اصلی لیبرال سرمایه داری
غربی بوده و در طول انقلاب (حتی دوره احمدی نژاد) همواره نبض اقتصادی کشور در اردوگاه کارگزاران ، زده شده و هم اینک نیز در دولت یازدهم ، تمامی پستهای اقتصادی در اختیار آنان است. کدام مفسده اقتصادی را در کشور می توان یافت که ریشه آن به سیستم بانکی ختم نشود ، اتفاقاً یکی وقایع مبارک در دولت نهم و دهم تلاش برای اصلاح سیستم بانکی بود ، اگر چه به دلایل مختلف توفیق چندانی حاصل نشد ولی حداقل شاهد ظهور و پیدایش ۲ بانک قرض الحسنه بر اساس الگوی اقتصاد اسلامی و مهندسی بومی بودیم.
کیست که فراموش کرده باشد تلاش دولت قبل برای اصلاح هماهنگ و یکپارچه سیستم های: بانکی ، مالیاتی ، یارانه‌ها ، گمرکی ، استخدامی ، بیمه و سلامت را
کیست که فراموش کرده باشد تلاش دولت قبل را برای اجرای طرح عظیم هدفمندی یارانه‌ها را ، در حالی که دولت کنونی ،
در مدت بیش از یکسال گذشته حتی نتوانسته یک دهک ثروتمند را از یارانه بگیران کم کند.
امروز علی رغم شانتاژ گسترده‌ای که با هدف از میدان به در کردن اصولگرایان ، علیه دولت قبلی صورت می گیرد ( که با انتقاد مقام معظم رهبری از دولت فعلی نیز مواجه شد) ، خوشبختانه نتیجه‌ عکس داده و سبب هوشیاری بیشتر مردم نسبت به کشف توطئه های فتنه گران شده است. فتنه گران بر این باورند که با حمله ناجوانمردانه به دولت قبلی (و در حقیقت اصولگرایان) می توانند ۲۶ سال خیانت و جاسوسی برای دشمنان قسم خورده اسلام و انقلاب و تلاش برای تغییر قانون اساسی و حذف نظارت استصوابی و در نهایت حذف ولایت فقیه را از ذهن مردم پاک کرده و زمینه رفع حصر از سران فتنه را فراهم آورند.
البته تردیدی نداریم که فتنه گران ، اصولگرایی را پشتوانه اصلی ولایت دانسته و هدف اصلی و نهایی فتنه گران حذف پشتوانه های
مردمی ولایت فقیه است تا بتوانند حضرت امام خامنه ای را وادار به تسلیم و پذیرش فتنه رفع حصر کنند.
۱۲ - طرح و پروژه نامه نگاری و بیانیه سازی:
یکی از طرح‌های مکمل رفع حصر از سران فتنه ، صدور نامه های
فردی و جمعی خطاب به مقام معظم رهبری و همچنین صدور بیانیه های متعدد از سوی افراد حقیقی و حقوقی و سازمانهای مردم نهاد است تا به این ترتیب معظم له را برای پذیرش رفع حصر در فشار قرار داده و زمینه عادی سازی و فرار از پاسخگویی به دستگاه قضا را فراهم آورند.
پروژه های مذکور تنها گوشه ای از برنامه‌های گسترده فتنه گران برای تغییر فضای روانی جامعه علیه خود و فرار از پاسخگویی به دستگاه قضا و مردم و زمینه سازی برای تحقق اهداف پنهانی آنهاست. آنان به هر دستاویزی برای رسیدن به مقاصد شوم خود بهره می گیرند ، پروژه هایی نظیر:
پروژه مرور زمان.
پروژه حمله به شورای نگهبان.
پروژه اتهام زنی اقتصادی و سیاسی به سپاه .
پروژه ترجیح آرای شمال جنوب ( نظریه ویلی برانت)
پروژه موج آفرینی
پروژه شبکه‌های اجتماعی
و....
پروژه هایی هستند که اصحاب فتنه برای خروج از فضایی که علیه آنان در کشور وجود دارد به کار گرفته می شود . واقعیت این است که فتنه گران ، با روی کار آمدن دولت یازدهم ، بسیار امیدوار به خروج از بن بست و فتنه گری آزادانه و حتی قانونی بودند ، لیکن با حضور مردم در صحنه و با درایت خاص رهبری و تعیین فتنه به عنوان خط قرمز نظام خوابهای آنان آشفته و رشته هایشان به یکباره پنبه شده است ، به همین دلیل، ناراحت و عصبانی به توطئه و طراحی پروژه های مذکور مشغول شده‌اند.
فصل پنجم : نتیجه گیری
شواهد و قرائن بسیار بر فتنه‌های برنامه ریزی شده برای آینده کشور دلالت دارد.
سوابق نکبت بار فتنه گران در برپایی اغتشاشات خیابانی و به میدان آوردن اراذل و اوباش و ابهام آفرینی و برخی قرائن و شواهد نشان می دهد ، فتنه گران مجدداً خود را برای بازگشت به سال ۸۸ برنامه ریزی کرده اند و فتنه رفع حصر نیز در همین راستا می تواند سازماندهی شده باشد.
فتنه گران زخم خورده از امت عاشورایی در ۹ دی ۸۸ ، امروز انتقام از نظام را در انتقام از مردم دیده و با استفاده از فضای بازی که به برکت دولت یازدهم برای آنان ایجاد شده ، به جای توبه و بازگشت به دامن مردم و نظام و تلاش برای جبران اشتباهات وحشتناک گذشته ، متاسفانه به توطئه چینی علیه نظام و مردم و رهبری مشغول شده و بعید نیست که در صورتی که خدای ناکرده به هر دلیلی موفق به تحقق پروژه رفع حصر شوند ، برای به میدان کشاندن افراد کم بصیرت و سازماندهی آشوبهای خیابانی و اغتشاشات ، حتی اقدام به کشتن یکی از حامیان فتنه و یا سران فتنه نمایند ، چه این که در سال ۸۸ نیز اقدام به ترور خاتمی در مسیر اهواز نمودند که با هوشیاری نیروهای امنیتی خنثی شد.
به همین دلیل ، باید هوشیارانه اقدامات فتنه گران را رصد کرده و در چارچوب مصلحت نظام و تبعیت از فرامین مقام معظم رهبری ، حضرت امام خامنه ای نسبت به برخورد قانونی و جدی با آنان اقدام گردد و به هیچ وجه فریب پروژه های ریز و درشت طراحی شده توسط آنان و برخی افراد کم بصیرت و یا بی بصیرت را نخوریم که در این صورت به دست خویش جام زهر جدیدی به کام مردم خواهیم کرد.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

تازه های خبری