کد خبر: 11523

رئیس بخش تخصصی مطالعات انقلاب اسلامی کتابخانه‌ مجلس:

16 آذر و روز دانشجو بهانه ای پیش روی ما می گذارد براي بررسي هويت تاريخي، رسالت ملي و ديني دانشجو. واقعه تاريخي 16 آذر، علل، اهداف و نقش آن در شکل گيري جنبش دانشجويي مباحثی است که همیشه مورد توجه و اهمیت کارشناسان بوده است.

به گزارش قم خبر، 16 آذر و روز دانشجو بهانه ای پیش روی ما می گذارد براي بررسي هويت تاريخي، رسالت ملي و ديني دانشجو. واقعه تاريخي 16 آذر، علل، اهداف و نقش آن در شکل گيري جنبش دانشجويي مباحثی است که همیشه مورد توجه و اهمیت کارشناسان بوده است.

قاسم تبریزی از پژوهشگران و نویسندگان تاریخ معاصر ایران و رئیس بخش تخصصی مطالعات انقلاب اسلامی کتابخانه‌ مجلس است. وی در تشریح و تبیین جنبش دانشجویی در ایران این جریان را در دو برهه قبل و بعد از انقلاب اسلامی تقسیم بندی می کند. در ادامه مشروح این گفتگو ارائه می شود.

**روز دانشجو منشا تحول و حرکت جنبش دانشجویی است

برای تبیین نقش جنبش دانشجویی عنوان بررسی اوضاع سياسي فرهنگي ايران در تاريخ معاصر را بر آن می نهیم.

در دوران 20 ساله حکومت استبدادي رضا شاه هیچگونه جنبش دانشجویی نداشتیم چرا که در این زمان برخی برای تحصیلات دانشگاهی به خارج از کشور رفتند و موقع برگشت تغيير كردند و غرب گرا شدند. در این دوران هیچگونه نشانه اي از جنبش دانشجويي نداشتيم در واقع روش استبدادی حکومت اجازه هيچگونه  تظاهرات و جنبشی به جامعه نمي داد.

 بعد  از دهه 20تا اشغال ایران در سال 32 سه جریان جنبش دانشجويي داشتيم.

جنبش چپ، جریان غالب دانشگاه ها در دهه 30

جنبش چپ که اکثر دانشگاه ها را تسخیر کرده بود و بیشتر حزب توده بودند و این روند تا 1325 سیر تصاعدی داشت با قضيه فرقه دموكرات آذربايجان و بعد از جدایی ایران و توسعه حزب دموکرات كردستان جريان چپ رو به افول رفت.

با آغاز نهضت ملی شدن صنعت نفت دو جریان دانشجویی دیگر در جامعه پدید آمد که یکی ملی با نگاه ناسيوناليستي و دیگری جبهه مذهبی که کمرنگ بود و قوت نداشت. در این سال ها متن جامعه و نهضت مذهبی بود اما محیط دانشگاهی ملی و دارای نگاه غربی بود که به تدریج افرادی به عرصه فرهنگ آمدند.

بعد از کودتای 28 مرداد 1332 تا سال 1340 سه نیز جریان داریم: ملي، مذهبي و جريان چپ.

آغاز دهه 40 و تجلی جنبش مذهبی در دانشگاه ها

در اين زمان جنبه جنبش های مذهبی را پررنگ تر شاهديم. جریان مذهبی فعال تر و  انجمن های اسلامی در دانشگاه ها تاسیس شد در بيرون هم تا سال 40 شخصيت هاي مذهبي فعال شدند.

بین سال هاي  1340تا 1357با توجه به اینکه امریکايي ها به دنبال تغییر ساختارسياسي، فرهنگي، اجتماعي و نظامي ایران بودند و دنبال سلطه کامل بودند. جبهه ملی نیز در برابر امريكايي ها منفعل شد چرا كه تحليل و نگاه آن ها به بر اساس دموكراسي آمریکایی ها بودند و آن را قبول داشتند.

 برخی از رهبران جبهه ملی نیز با محافل آمریکا مرتبط بودند در داخل دچار اختلافات شدند و جریان چپ هم هیچگونه حضور نداشتند و رهبران آن ها پراكندگي داشتند.

گسترش توان نیروهای مذهبی در دانشگاه ها

قدرت و توان نیروهای مذهبی به دلیل آغاز نهضت امام گسترش پیدا کرد. از سال 41 رشد جریان مذهبی در دانشگاه تا سال 50 گسترده شد و در این دوران ما شاهد حضور علامه جعفری، آيت الله طالقاني، مهندس بازرگان، دکتر شریعتی، شهید مطهری و  شهید باهنر چهره های جدیدی بودند که به عرصه آمدند، انجمن های اسلامی گسترش یافت و روند مناسبی در اين راستا تا سال 57 داریم كه در حقيقت جريان ملي  و چپ كمرنگ شدن و جریان مذهبی گسترش پیدا کردند.

نقش آفرینی دانشجویان در دوران معاصر

بین 58 تا 90 جریان دانشجویی در 4 عرصه نظام نقش آفرینی کردند:

  1. سیاسی و حفظ نظام و فعالیت هايي در ساختار سازی نظام، گسترش عرصه فعاليت ها داشتند.
  2. حضور سازندگی که تا سال 64 برجسته است.
  3. رشد علمی 58 تا 90 در محیط های دانشجویی داریم.
  4.  آماده شدن برای مدیریت جامعه در این دوران است.

اگر وارد اصل مسئله جنبش دانشجویی بشويم در آن دوران پهلوی جریانات ضد دینی و غیردینی که از مشروطیت آغاز شده بود اثر خود را در محیط های فرهنگی ما گذاشت خصوصا در دوره رضاخان كه ملي گرايي و باستان گرايي ترويج پيدا كرد و تلاش هايي براي كمرنگ شدن مذهب و مباني مذهبي را تضعيف مي كرد و خلايي كه به وجود آمد بعد از سقوط رضا خان جريان دانشجويي تحت جريان كمونيسم و ماركسيسم قرار گرفت. این جریانات توانستند دانشگاه ها را قبضه و ايدئولوژي خود را تبليغ كنند.

در دوره نهضت ملي شدن نفت مبارزه جامعه ما هم با استبداد و هم با استعمار انگليس بود چرا كه به تازگی  سلطه انگليس بر منابع نفتي ما پايان يافته بود. در اين دوره در جريان ملي شدن صنعت نفت جريان مذهبي در مقابل جريانات غربگرا و آمريكا قرار گرفت.

شهادت سه دانشجوی دانشگاه تهران نقطه عطف جنبش دانشجویی

دانشجويان و مردم در برابر ورود نيكسون معاون رئيس جمهور آمريكا به مخالفت برخاستند كه در اين تظاهرات سه دانشجوي دانشگاه تهران به شهادت رسيدند و از آن زمان 16 آذر به نام دانشجو ثبت شد. اگرچه در دوران پهلوي امكان بيان اين موضوع وجود نداشت اما در محافل مبارزان روز 16 آذر هر سال تظاهراتي صورت مي گرفت.

سه آذرخش شهيد به نام‏هاي شريعت رضوي، قندچي و بزرگ‏نيا سينه شب را ‏شكافتند و جاودانه تاريخ ايران زمين شدند. شهيد چمران كه خود شاهد اين واقعه بوده  در ر ابطه با حادثه 16 آذر مي گويد: « وقايع آن روز چنان در نظرم مجسم است كه گويي همه را به چشم مي بينم، صداي رگبار مسلسل در گوشم طنين مي اندازد، سكوت موحش بعد از رگبار، بدنم را مي لرزاند، آه بلند و ناله جانگداز مجروحين را در ميان اين سكوت دردناك مي شنوم. دانشكده فني خون آلود را در آن روز و روزهاي بعد به راي العين مي بينم.»  درست روز بعد از واقعه 16 آذر و در جو خفقان و وحشت، نيكسون معاون رييس جمهور امريكا به ايران آمد و در همان دانشگاهي كه هنوز به خون دانشجويان بي گناه رنگين بود دكتراي افتخاري حقوق دريافت كرد.

بدين گونه حادثه 16 آذر 1332، بعنوان نماد استکبار ستيزي ، مبارزه با استبداد و عدالت خواهي دانشجويان در تاريخ ايران ثبت شد. از آن پس، همه ساله به رغم كوشش رژيم و ساواك، در دانشگاه تهران و ديگر دانشگاههاي سراسر کشور مراسم و تظاهراتي به ياد شهيدان آن روز برپا مي گرديد.

آغاز اتحاد حوزویان با بدنه دانشگاه

در این ايام شاهد تاسیس انجمن اسلامی مهندسین و معلمان و پزشکان و ... هستیم که سخنرانان آن امثال علامه جعفری و شهید مطهری بودند كه عمدتا تكيه بر مباني فكري و ايدئولوژي اسلامي بود.

با آغاز نهضت امام (ره) عليه امریکایی ها و اقدامات آن و ايجاد ابزاري مثل بهايي ها مرجعیت وارد مبارزه شد.

در این ایام جلال آل احمد نیز  با انتشار سه کتاب سه مقاله، غربزدگی و در خدمت و خيانت روشنفكران  جریان شدیدی به جریان روشنفکری وابسته به غرب وارد کرد كه سبب شد محیط های دانشجوی محیط فعال و پر تلاش شوند.

از طرفي فرصتي براي فعاليت هاي سياسي پيش آمده بود. جريان مذهبي در اين دوره به دليل رويارويي با استعمار امريكا صهيونيست بين المللي و استبداد داخلي با برنامه اسلام و مباني اسلامي و رهبري مرجعيت امتياز بزرگي بود كه هم به لحاظ اعتقادي و هم به لحاظ سياسي سبب شد تا نسل جوان شاهد مقاومت و مبارزه و ارائه راه بودند، همصدا و همره نهضت شوند..

همصدایی دانشگاهیان با بدنه جامعه در طول نهضت مردمی

دولت اسدالله اعلم روی کار آمد و با سرکوب دانشجویان مشكلاتي پديد آورد اما با مقاومت دانشجویان مواجه شد در همین دوران دانشجویان با امام ملاقات کردند و امام رهنمودهايي به دانشجويان داشتند.

 در سال 42 به مدرسه فیضیه حمله می کنند دانشجویان در اين دوران به میدان می آیند و از امام حمایت می کنند اين دوران هم تا 15 خرداد ادامه دارد. در 15 خرداد تمام اقشار جامعه به میدان امدند در اينجا وحدت بسیار خوبی را شاهديم و دانشگاه به متن جامعه می آیند و دانشجو و دانشگاه جلوه مردمی به خود می گیرد.

ترجمه آثار اندیشمندان جهان اسلام و حضور فعال بسیاری از فضلا و علما، دستگیری و تبعيد و همه اين مسائل روی دانشگاه ها تاثیر والایی دارد.

در واقع در چنين فضايي شاهد يک جريان مذهبي هستيم که در آن متفكران ديني نظير مرحوم جلال آل احمد، دکتر شريعتي و مطهري، شهيد مفتح، شهيد بهشتي،  مقام معظم رهبري و... ديدگاههاي خود را مطرح مي کنند و به تدريج صبغه جريانات دانشجويي کشور بيشتر مذهبي مي شود. با گسترش انديشه‌هاي اسلامي در قالب و بياني نو و سرشار از پيام‌هاي مبارزه‌جويانه، جبهة ملي، ناسيوناليسم و باستان‌گراييِ رژيم پهلوي به حاشيه رانده شدند و از نفوذ حزب توده به شدت كاسته شد. از اين مقطع به بعد هرچه به انقلاب اسلامي نزديک تر مي شويم گفتمان غالب جنبش دانشجويي صبغه مذهبي و مردمي بيشتري به خود مي گيرد و دانشگاه از نقشي تعيين کننده تر در مبارزه با استبداد و استکبار برخوردار مي گردد تا اينکه در 22 بهمن 1357 براي اولين بار در تاريخ معاصر ايران،اعتراضات خروشان عدالت‌طلبانه دانشجويي به درياي پرعظمت مبارزات انقلابي مردمي گره مي خورد و تحت رهبري حضرت امام (ره) به پيروزي مي رسد و با به ثمر نشاندن خون دانشجويان شهيد و هزاران مسلمان آزادي خواه، سرفصل تازه‌اي را در حيات جنبش دانشجويي ايران مي گشايد.

همراهی حوزه و دانشگاه در تسریع پیروزی نهضت اسلامی

حضور شهید مطهری و دکتر شریعتي و حزب موتلفه به  نزدیک شدن جریان دانشجویی و دانشگاه با بدنه جامعه بسیار اثرگذار بود. اگر چه مجاهدین خلق در ابتداي تاسيس يك اميد بود اما با حوادث دهه 52 و مارکسیست شدن بدنه و رهبران سازمان از جریان اسلامی جدا شد.

 در بین گروه های دیگر در اواخر دهه 50 دو جريان مبارزه مسلحانه چریک های فدایی خلق که چپ بودند و با نگرش ماركسيستي و طرفدار مبارزه دهقانی و سازمان مجاهدين خلق نيز به جبهه چپ گرايش يافت. اما حرکتی که ياران و شاگردان امام در عمق بخشیدن به نهضت و رشد فکری جامعه دانشجویان در عرصه سیاسی و دفاع از اسلام فعال شدند.

در دهه 50 از یک طرف حضور مستشاران امریکایی و اسرائیلی در ایرا ن و فشار برای تبدیل ایران به جزیره آزاد باعث شد تا فعاليت جنبش دانشجویی بیشتر شود و همین زمان جنبش دانشجویی عمق بیشتری یافت .

همراهی دانشجویان خارج از ایران با نهضت اسلامی داخل کشور

با سفر شهيد بهشتی به آلمان و مسئولیت مسجد هامبورگ اولین قدم اتحادیه انجمن های اسلامی اروپا را راه اندازی کرد و در مدت کوتاهی نشریه ای منتشر و جلسات منظمي را برگزار مي كرد. در همين دوران دكتر شريعتي نيز در فرانسه فعاليت اسلامي داشت كه تاثير برجسته اي در گرايش دانشجويان برجای گذاشت.

در دهه 50دانشگاه غیر از دو جریان چپ و ملی در قبضه نیروهای مذهبی بوده و سخنرانی های دانشگاه ها در این جریان بوده است.

56 و 57 که اوج نهضت اسلامی و سراسر مملكت در حالت انقلاب بود  نقش دانشجویان بسیار فعال است. اعتصابات گسترده دانشگاه ها و تظاهرات در داخل دانشگاه ها تا جایی پيش رفت که در 13 آبان در دانشگاه تهران قتل عام شدند.

و اين روند نقش دانشگاه ها تا انقلاب نقش دانشگاه ها بسیار برجسته است. نقش دانشجويان پس از انقلاب هم بسيار چشمگير است؛ حضور در جهاد سازندگي هم با علم و هم با عمل همراه بود و دانشجويان تنها به عنوان متخصص علمي مطرح نبودند بلكه اقدامات عملي بود.

13 آبان، انقلاب دوم دانشجویان

رشد و بينش سیاسی آنچنان گسترش یافت که وقتي ديدند آمريكايي ها در ايران به دنبال توطئه بود و دولت منفعل برخورد مي كرد از همين رو دانشجويان به صورت خودجوش سفارت آمریکا را تسخیر کردند و با اسنادی که به دست آوردند توانستند به اثبات برسانند سفارت لانه جاسوسي بود.

در جنگ تحميلي نيز به همين صورت نقش پررنگي داشتند و  در جریان انقلاب فرهنگی نيز نقش خود را به درستي ايفا كردند.

 و این حضور پررنگ دانشجویی تا پایان جنگ حضوری برجسته مطرح است.

حرکت دانشجویان در انقلاب اسلامی و جایگاه دانشجویان نقش برجسته ای داشتند و در جامعه اسلامي دوران ايجابي و سازندگي مطرح است و معيار دانشجو تنها مبارزه و انقلاب نيست.  

جهاد اکبر دانشجویان بعد از جنگ باید دوران رشد علمی، گسترش بالا بردن سطح اندیشه،  کاربردی کردن علم و در عرصه رفع نیاز جامعه و حاکمیت وارد شدن حضور در رسانه ها و مطبوعات و ... مطرح است. دانشجويان بايد علم را از حالت انتزاعی به کاربردی در بیاورد.

روز دانشجو منشا تحول و حرکت است

 وقتی یک روز به نام یک جریان مشخص می شود باید نمادها مشخص شود.  روز دانشجو روز مبارزه با سلطه گری و حاکمیت آمریکا در ايران بوده است از همین رو برای استقلال، اقتدار ملی، حاکمیت و امنیت ملی و وحدت مبارزه ضد استکبار باید همیشه به عنوان نماد نگهداریم.

متصل کردن علم و تجربه آماده شدن برای مدیریت کشور و توجه به کمبودهای جامعه را اصل بوده و به عنوان وظيفه دانشجو مطرح مي شود.  دانشجوبان در تمام عرصه های علمی و عملی برجسته باشد و دانشجو باید همیشه در چارچوب قاننون در خدمت جامعه باشد.

نخستین گام این است که در عرصه علمی و عملی فعال باشند.

دانشجويان بايد در رشته هاي علوم انساني به استقلال فرهنگي برسند سياست ما بايد سياست ما منطبق بر ديانت باشد و به نظريه پردازي برسد. دانشجویان باید همانند طلاب همیشه روند علمی و معنوی پایان ناپذیر داشته باشد و سيستم دانشگاهي ما روند علمي و معنوي همواره رو به رشد باشد.

امام در پیام خود به مناسبت قطعنامه 598: فرزندانم امروز به علم و تقوا مسلح شویدکه فردای شما فردای مشکلی است.

در دانشگاه در گذشته به دليل نوع سيستم حكومتي، دانشگاه منهاي دين بود اما امروز الگوهای دانشجویان ما امثال چمران و متوسلیان هستند که با داشتن مراتب بالای علمی در عرصه خدمت به جامعه کار کردند و آثار زیادی در عرصه فرهنگ و سیاست داشتند در واقع حوزه و دانشگاه دو بال پرواز جمهوري اسلامي هستند.

انتهاي پيام/

 

ارسال نظر

مهمترین اخبار

تازه های خبری