کد خبر: 11101

«ائمه اطهار(ع) قائم مقام انبیا در تنفیذ احکام و اقامه حدود و حفظ شریعت و مربی مردم هستند. و آنگاه که سفیران میان حضرت(عج) و مردم نبودند، باید زکات را به نزد فقهایی مأمون که معتقد به ولایت اویند برد؛ زیرا که فقیه از آن کسی که در دیانتش آگاهی ندارد، نسبت به جایگاه مصرف زکات، داناتر است.»

به گزارش قم خبر به نقل از دیدبان؛ شیخ مفید از فقها و علمای بزرگ شیعی است که خدمات علمی و فعالیت‌های فکری و پژوهشی ایشان در تولید آثار ارزشمند، در محافل علما و حوزه های علمیه، مشهور و مورد تمجید فراوان می باشد. شیخ مفید با در دست داشتن مرجعیت در زمان خویش از گستردگی آثار در زمینه های فقه، کلام، اخلاق، حدیث، امامت، تاریخ و اصول فقه برخوردار است به طوری که تألیفات این عالم وارسته را تا دویست عنوان جلد نیز برشمرده اند. ایشان در یازدهم ذی قعده سال ۳۳۸ هجری قمری در عُکبرای بغداد دیده به جهان گشود و بعد از تالیف کتب علمی فرواوان و زعامت شیعه، در سال ۴۱۳ هجری قمری دار فانی را وداع گفت، به طوری که در تشیع جنازه این عالم وارسته ۸۰ هزار نفر شرکت کرده بودند. ایشان علاوه بر تألیف آثار علمی فروان به تربیت شاگردانی همچون شیخ طوسی، شیخ نجاشی و سایر علمای دیگر پرداخته و ذخایر علمی فرواوانی برای آیندگان به جای گذاشته است که به حق می توان گفت که لقب «ابن المعلم» برازنده این عالم وارسته می باشد. (۱)

شیخ مفید از دیدگاه اندیشمندان اسلامی چه شیعی و چه اهل سنت، فردی زاهد و عالمی است که تمام عمر خویش را در راه روشن سازی احکام و آموزه های اسلامی خرج کرده است. لذا ابن حجر عسقلانی از علمای اهل سنت درباره ایشان چنین می گوید که: « او بسیار عابد و زاهد و اهل خشوع و تهجد بود و مداومت بر علم و دانش داشت. جماعت بسیارى از محضر او بهره بردند. او بر تمام شیعیان حق دارد.» (۲)

شیخ مفید فردی خوش فکر، تیزبین و حاضر جواب بود و نوع نگاه وی به علوم اسلامی همیشه با نوآوری توأم بود لذا تا عصر شیخ مفید احادیث فقهی منقول رسیده از ائمه ی اطهار(ع) با سلسله ی سند، عیناَ در کتاب ها نقل می شد و فقها اجازه تصرف در متن حدیث را نداشتند؛ اما با ظهور شیخ مفید، این روند تغییر پیدا کرد و ایشان با نیروی ادراک قوی خود، مشرب فقهی جدیدی را بر اساس قواعد و اصول منظم پایه گذاری کرد و شاگردانش سید مرتضی و شیخ طوسی این راه را ادامه دادند. به طوری که شیخ طوسی با گسترش اندیشه استاد خویش حلقه واسطه ای میان متقدمان و متاخران حوزه حدیث در علوم اسلامی شد.

اوضاع حکومتداری در عصر شیخ مفید

در قرن چهارم و پنجم هجری قمری اوضاع سیاسی حاکم بر ممالک اسلامی با تنش های زیادی روبرو بود به طوری که خلفای عباسی مناطق زیادی از سرزمین های اسلامی را تحت تصرف خود داشتند که در سال ۳۲۰ هجری قمری تحت زعامت حکومت آل بویه قرار گرفت. آل بویه فرزندان ابوشجاع دیلمی بودند که ابوشجاع سه پسر داشت که به ترتیب سن، نام آنها علی، حسن و احمد بود. احمد معزالدوله در سال ۳۳۴ ق وارد بغداد شد و با شکست دادن خلیفه عباسی المستکفی بالله آنجا را فتح کرد. او چهارده روز بعد از به حکومت رسیدن، برادرزاده خلیفه قبلی «المطیع الله» را جایگزین خویش و بعد از آن زمان تا ۱۱۰ سال سیطره آل بویه بر مرکز خلافت عباسی در بغداد ادامه داشت.(۳)

آل بویه با اینکه در ابتدا گرایش مذهبی زیدی را داشتند اما بعد از به حکومت رسیدن، بیشتر گرایش امامی مذهب را دنبال کردند. لذا با مرکزیت علمی بودن بغداد برای اهل سنت، فضای گفتمان علمی برای شیعیان نیز در بغداد بازتر شد. به طوری که تحولات سیاسی و دیگر جریان های اجتماعی، علمی و فرهنگی در مناطق گوناگون سرزمین های اسلامی سبب شد تا شیعیان از گوشه و کنار ممالک اسلامی به سوی بغداد آمده و با همتی بلند، به تشکیل و تأسیس حوزه‌های علمی و نشر معارف و حقایق اهل بیت(علیهم‌السلام) دست یابند؛ لذا علمای بزرگی همچون شیخ مفید، ثقه الاسلام کلینی و سایر اندیشمندان امامیه به بغداد هجرت کردند که حمایت های دولت آل بویه در تکریم اندیشمندان شیعه نیز، یکی دیگر از عوامل هجرت علمای شیعه به بغداد بود. شیعیان بغداد با اینکه تعاملی نسبی با اهل تسنن داشتند؛ ولی با این حال، به علت تحریک سنی مذهبان توسط دستگاه حاکم بر بغداد، گاهی بین شیعه و سنی درگیری هایی پیش می آمد، به گونه ای که در برخی از این درگیری ‌ها، عمدتاَ بر اساس گرایش‌های عقیدتی، تعدادی از دو گروه کشته یا زخمی می شدند و حتی دو مورد از این درگیری ها منجر به تبعید «شیخ مفید» به خارج از بغداد گردید.(۴)

نوع حکومتداری در عصر شیخ مفید با توجه به گرایش آل بویه به مذهب شیعی، و قرار گرفتن در عصر غیبت کبری تا حدودی به کمک و راهنمایی علمای شیعی در برخی بخش ها اداره می شد و از علمایی همچون شیخ مفید و شیخ صدوق راهنمایی گرفته می شد، به طوری که عضدالدوله به شیخ مفید بی اندازه احترام می گذاشت و زمینه را برای تبلیغ مذهب شیعه و کمک گرفتن از او فراهم می آورد. و از سوی دیگر رکن‌الدوله از شیخ صدوق برای پاسخ گویی به پرسش های او در باب امامت و نبوت و مناظرات علمی با علمای سایر مذاهب دعوت کرده بود. اما بعد از مدتی بر سر برخی اختلاف دیدگاه ها و برخی مصلحت اندیشی ها، شیخ مفید تبعید و دوباره به بغداد باز می گشت. از این رو شیخ مفید در اوضاع سیاسی عصر خویش، تمام تلاش خود را به کار گرفت تا وضعیت شیعیان را بهبود بخشد و در نزاع های سیاسی به گونه ای رفتار نماید که نگاه امرای آل بویه به صورت مقطعی در تعالی و تدوام به کارگیری فرهنگ شیعه باشد، اگرچه وی در این راه سختی های فراوانی را به جان خرید.(۵)

لذا با توجه به شرایط سیاسی حاکم در عصر شیخ مفید و به روی کار آمدن یک حکومت شیعی در دوران غیبت و ذوق و هوش علمی بالای شیخ مفید، این عالم وارسته در قالب دروس فقهی و کلامی خویش مسئله حکومت و نوع حکومتداری را تبیین نموده و با تبیین حکومتداری مبتنی بر ولایت علاوه بر مشخص کردن نوع حاکم و دایره حکومتداری او، راه روشنی برای تشکیل حکومت مبتنی بر فقه و فقاهت در عصر غیبت نمایان کرد. ایشان که قائل به عدم جدایی حوزه سیاست و حکومت داری از دین می باشند، حکومتداری را به دو دوران ۱. دوران نبی اکرم و امام معصوم (علیهم السلام) ۲. دوران غیبت و نیابت نواب عام و خاص، می توان تقسیم بندی کرد.

حکومت داری در دوران نبی اکرم(ص) و امام معصوم (علیهم السلام)

اسلام با توجه به اهمیتی که برای هدایت انسان و ایجاد زمینه های رشد و کمالیت او قائل است، بر خود واجب دانسته است که مدیریت و نظامی را با توجه به اصل هدایت به سوی خدا برای انسان ترسیم و تنظیم کند. بر اساس دیدگاه شیعه حاکمیت در اصل، از آن خداست و به عبارت دیگر، حاکمیت از شئون ربوبیت الهی است. هیچ کس حق حکومت بر انسانی را ندارد، مگر آنکه خدا به او اجازه دهد. که پیامبران و ائمه اطهار علیهم السلام این وظیفه را بر عهده دارند بنابراین، مطلوب ترین نظام سیاسی از نظر شیخ مفید، نظام مبتنی بر ریاست و امامتِ کسی است که از سوی خداوند عزوجل مبعوث شده است و نظامی ولایی و بر محور رسالت و امامت است.(۶)

از دیدگاه شیخ مفید رأس حکومت باید کسی باشد که احکام الهی را اجرا کند، حدود الهی را برپا دارد و شریعت آسمانی را نگه داشته، مردمان را بر اساس آن تادیب و سیاست کند و ریاست چنین فردی مقدم بر هر کس دیگر بوده و اطاعتش بر همگان واجب است. لذا بالاترین مصداق این گونه حکومتداری، نظام حکومتی است که پیامبر در راس آن قرار گرفته باشد. (۷) که ذیل آیه ۶۴ سوره نساء اطاعت از پیامبر در دو حوزه می باشد: یکی اطاعت از تشریع احکام نازل شده توسط وحی از سوی پیامبر، و دیگری بیان دسته دیگری از احکام که آن جناب به مقتضای ولایتی که بر مردم داشتند و زمام حکومت و قضا در دست ایشان بود.

بعد از رحلت رسول اکرم(ص) مسئله جانشینی و خلافت ایشان مطرح می شود. که باید فردی جانشینی پیامبر را در اختیار بگیرد که علاوه بر دارا بود تمامی شئونات پیامبر(ص) به جز دریافت وحی، از سوی خداوند نیز برای حکومت داری منصوب شده باشد. لذا در آراء شیخ مفید مسئله جانشینی پیامبر با مسئله امامت گره عمیقی خورده است. مسئله «امامت» یکی از اساسی ترین و بنیادی ترین مسائل اعتقادی شیعه به حساب می آید که با جانشینی امیرالمومنین علی بن ابی طالب (ع) در روز غدیر آغاز می شود و با اتکا به آن به مبارزه با سلاطین جور پرداخته و حکومت آنها را نامشروع می دانند. در اندیشه و آراء شیخ مفید و سایر اندیشمندان شیعی، «امامت» به معنای زعامت امت در امور معاش و معاد است و علاوه بر پیشوایی دینی، رهبر سیاسی نیز هست که در نگاه کلامی «شیخ مفید»، امام باید دارای چند ویژگی خاص باشد؛ از جمله: عصمت؛ علم و دانش دینی و سیاسی؛ کمال (۸) از این رو باید گفت امام حافظ شرع است و اگر معصوم نباشد ممکن است در شرع دخل و تصرف کند و باید به جمیع علوم دین و حکم همه موضوعاتی که امت به آنها نیازمندند، عالِم باشد وگرنه خود محتاج امام و رئیسی دیگر می شود و تسلسل باطل لازم می آید. همچنین امام باید از همه مردم عصر خود افضل باشد، زیرا مقدم داشتن مفضول بر فاضل مخالف حکم عقل است و سیاست و تدبیر انسان کامل به وسیله انسان ناقص، خلاف حکم عقل است. این امر از نظر شرع نیز پذیرفته شده نیست. (۹)

شیخ مفید در تبیین جایگاه سیاسی و حکومتی ائمه اطهار(ع) از دو واژه «قائم مقام» و «سلطان السلام» استفاده می کند و معتقد اند امامان شیعه زعامت سیاسی و اجتماعی بر مردم دارند و اطاعت از آنان بر مردم لازم است تا حکومت شان در جامعه محقق گردد. وی محدوده وظایف ائمه را چنین معرفی می کند که: «ائمه اطهار علیهم السلام قائم مقام انبیاء در تنفیذ احکام و اقامه حدود و حفظ شریعت و مربی تربیت مردم هستند. آنها معصوم هستند؛ همانند عصمت انبیا.» همچنین ایشان در جایی دیگر، می گوید: «اما اجرای حدود الهی بر عهده سلطان اسلام است که از جانب خدای متعال نصب شده و آنان عبارتند از امامان هدایتگر از آل محمد علیهم‌السلام». (۱۰) خلاصه سخن آنکه «شیخ مفید»، رسالت انبیاء و ائمه اطهار(علیهم‌السلام) که از نسل خاندان رسالت و وحی بوده و جانشین پیامبر(ص) هستند و علاوه بر جنبه ی هدایت و تربیت بشر به سوی کمال الهی، اجرای احکام حکومتی و حدود الهی را هم وظیفه و حق ایشان می داند، اگرچه حکومتی در اختیار نداشته باشند.

حکومتداری در دوران غیبت و نیابت نواب عام و خاص

با توجه به اوضاع سیاسی حاکم در عصر شیخ مفید و مقارنت آن با دوران غیبت امام عصر(عج) نوعی خلاء تبیین احکام الهی در حوزه حکومتداری بدون حضور امام معصوم در منظومه سیاسی شیعیان به عینه مشاهده می شد و اجرای احکام الهی و هدایت مردم زیر سایه یک حکومت منسجم الهی و اسلامی راستین با محوریت ولایت و امامت لازم و نیاز اصلی شیعیان عصر غیبت به حساب می آمد. لذا شیخ مفید با توجه به این نیاز، در مباحث کلامی و به خصوص در ذیل مباحث فقهی همچون امر به معروف و نهی از منکر و اقامه ی حدود و جهاد، باب وصیت، باب زکات و تحویل آن، باب قضاوت و مصالحه و سایر ابواب فقهی دیگر به مسئله حکومتداری در دوران غیبت اشاره می کند.

از دیدگاه «شیخ مفید» در دوران غیبت امام معصوم (عج)، احکام سیاسی و اجتماعی اسلام که باید به دست امام به اجرا در بیاید، تعطیل بردار نیست و باید توسط فقیه جامع الشرایط به اجرا در بیاید. باید افرادی که به احکام و قواعد دین آشنایی دارند این وظیفه را بر عهده بگیرند و به جز ویژگی های خاص امام، از جمله «عصمت»، سایر ویژگی های رهبر سیاسی جامعه را داشته باشند. لذا در ادبیات شیخ مفید در تبیین مجری احکام الهی در دوران غیبت، عبارت «سلطان عادل» بکار برده شده است. و روشن است که بر اساس اندیشه سیاسی شیخ مفید، فقیه علاوه بر جایگاه تبیین احکام، مسئولیت اجرایی آنها را نیز بر عهده خواهد داشت. در مورد نظریه پردازی شیخ مفید در باب ولایت فقیه باید گفت که در میان متقدمین از فقها، ایشان از بانیان و بلکه بانی اصلی نظریه ی ولایت فقیه می باشد و در سده های اخیر، کسانی همچون مرحوم نراقی و آیت الله نجفی صاحب جواهر و سپس آخوند خراسانی، میرزای نائینی و شهید مدرس و امام راحل از احیاگران نظریه ولایت فقیه می باشند.

همانطور که بیان شد «شیخ مفید» ولایت فقیه جامع الشرایط را با تعبیر «سلطان عادل» به کار برده است و علاوه بر شرایط فردی، حدود و وظایف ولی فقیه را نیز به خوبی بیان فرموده است که به بخشی از بیانات این عالم وارسته اشاره خواهیم کرد.

ایشان در در باب وصیت، در مسئله موت وصی علاوه بر تصریح به اینکه، موضوع اختیارات ولی فقیه اختصاص به باب وصیت ندارد، اما دایره ی اختیارات حکومتی فقیه را نه به عنوان یک حق، بلکه به عنوان یک وظیفه، مشخص و بیان می کند: «و آنگاه که در راستای احکامی که در ابواب فقه برشمردیم، حاکم عادل وجود نداشت؛ فقهای عادل شیعه ای که صاحب نظر و دارای عقل و فضل اند، لازم است که مسئولّت و ولایت آنچه را که بر عهده ی حاکم است بپذیرند، و اگر این امکان را نیافتند، آن وقت در این عدم پذیرش، گناهی بر آنان نیست و توفیق از خدای تعالی است» (۱۱)

و همچنین ایشان در قسمت پایانی کتاب مقنعه باب امر به معروف و نهی از منکر در ذیل وظایف ولی فقیه با توجه به دوران حکمرانی ظالمان می فرمایند که: «اقامه ی حدود مربوط به سلطان اسلام است که از طرف خداوند تعالی نصب شده است و اینان عبارتند از ائمه ی معصومین (علیهم السلام) و هر کس از امراء و حکام که اینان برای این کار بگمارند. و ائمه(علیهم السلام) نظارت و مسئولیت اقامه ی حدود را به فقهای شیعه واگذار نموده اند، البته در صورتی که امکان داشته باشد، لذا هر فقیهی که می تواند آن را بر خویشان خود جاری کند و از ضرری که به خاطر این کار ممکن است از ناحیه ی حاکم جور متوجه او شود نگرانی ندارد، باید آن را اقامه کند و هر فقیهی که نسبت به اعتراض «ظالمین» به بهانه ی اقامه ی آن، خوف دارد یا می ترسد که از این ناحیه ضرری متوجه او یا دین گردد، این وظیفه از او ساقط است و همچنین هر فقیهی که این توانایی را دارد که حدود را بر مجرمین جاری کند، باید دست دزدشان را قطع کند، زناکارشان را شلّاق بزند و قاتل از آنان را اعدام کند» (۱۲) و ایشان در باب زکات و تحویل آن در دوران غیبت می فرمایند: « و آنگاه که سفیران میان حضرت (عج) و مردم نبودند، باید زکات را به نزد فقهایی مأمون که معتقد به ولایت اویند برد؛ زیرا که فقیه از آن کسی که در دیانتش آگاهی ندارد، نسبت به جایگاه مصرف زکات، داناتر است». (۱۳)

مطالب بیان شده و سایر موضوعات فقهی و کلامی از آثار شیخ مفید در باب ولایت فقیه در دوران غیبت معصوم، بیان کننده این مسئله است که حکومتداری و نظام مندی امور مسلمین در حوزه های مادی و معنوی علاوه بر اینکه نیازمند درایت و سیاست می باشد، نیازمند اصل فقه و فقاهت بر محور ولایت ائمه اطهار است که در فقیه عادل و آشنا به معارف و احادیث اصیل اسلامی به روشنی دیده می شود.

نتیجه گیری

شیخ مفید به خاطر قرار گرفتن در دوران غیبت اما عصر (عج) و نیاز شیعه به نظام حکومتی مبتنی بر ولایت، به تبیین قوانین و احکام حکومتی مربوط به فقیه جامع الشرایط یا به قول خود شیخ مفید سلطان عادل پرداخت. به نظر دیدبان ایشان در ابتدا به تبیین جایگاه سیاست در حوزه دین و دین داری پرداخته و حکومتداری را از شئون انبیاء و اولیای الهی برشمرده و سپس استمداد آنها را با مسئله امامت گره زده و ولایت فقیه جامع الشرایط در دوران غیبت را مطرح می کنند. ایشان به صورت مستقل به بیان ویژگی ها و خصوصیات ولی فقیه نپرداخته است بلکه شرایط و وظایف ولی فقیه را در قالب تفسیر ابواب فقهی و در برخی موارد کلامی توضیح داده است که می توان ایشان را اولین اندیشمند شیعی دانست که در مورد ولایت فقیه سخن به میان آورده است. نکته اساسی در زمینه پژوهش آراء سیاسی شیخ مفید این است که اولاً می توان لزوم وجود یک فرد به عنوان ولی فقیه و هم مجموع فقها به عنوان والیان فقاهت در باب اداره حکومت را استخراج و مورد بررسی قرار داد و ثانیاً نوعی همکاری علما با حاکمان جور از روی تقیه برای اصلاح و امداد امت اسلامی در آراء و اندیشه شیخ مفید دیده می شود که تمام این موارد نیازمند بررسی و دقت و پژوهش های فراوانی است.

ارجاعات:

محمد بن الحسن الطوسی، کتاب فهرست، صص ۲۳۸-۲۳۹.
ابن حجر عسقلانى، لسان المیزان، ج ۵، ص ۳۶۸.
دانشنامه تشیع، جلد اول، صفحه ۱۱۱.
ابن حجر عسقلانى، دانشنامه تشیع، ج ۵، ص ۴۱۶.
ابن اثیر، الکامل فى التاریخ، ترجمه ابوالقاسم حالت تهران، علمى، ۱۳۷۱، ج ۲۱، ص ۲۸۹.
شیخ مفید، الفصول المختاره، ص ۲۴۹.
شیخ مفید، الافصاح ص ۳۷.
شیخ مفید، اوائل المقالات، ص ۶۵و۶۷.
شیخ مفید، الارشاد، ج ۲، ص ۱۸۲.
شیخ مفید، المقنعه، ص۸۱۰.
شیخ مفید، مقنعه، ص۲۵۲.
شیخ مفید، مقنعه، صفحات ۸۱۰-۸۱۱
مجموعه مقالات فارسی کنگره ی جهانی هزاره ی شیخ مفید، ج۷۱، صفحات ۱۵۸-۱۵۹

ارسال نظر

مهمترین اخبار

تازه های خبری