مدیر سابق مجامع ارشاد گفت: چتر ما آن قدر وسیع است که بتوانیم اقلیت‌ها را زیر چتر خودمان نگه داریم و بیرق ولایتمداری‌مان شامل همه این موارد و تنوع‌های فرهنگی درون خانه می شود. غرب همزیستی با دیگران را به زور مدرنیته آموخته است، اما تنوع در ذات این سرزمین است.

به گزارش قم خبر ؛ محمدرضا وصفی بیش از یک دهه مدیر دفتر مجامع و فعالیت‌های فرهنگی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود که هفته گذشته مراسم تودیع وی برگزار شد و قرار است در آینده ای نزدیک به عنوان رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در اتریش مشغول فعالیت شود.

او که استاد دانشکده علوم اطلاعات و دانش پژوهش دانشگاه تهران است ، بیش از یک دهه در وزارت ارشاد حضور داشت و در این مدت با چند معاون فرهنگی و وزیر همکاری کرد و جزء معدود افرادی بود که توانست با وزرا و معاونان دوره‌های مختلف فعالیت کند.

با او پس از مراسم تودیع اش در محل فارس قرار گفت‌وگو گذاشتیم، هرچند کمتر در رسانه‌ها سخن گفته، اما این بار برای مفصل مصاحبه‌ای دعوت کردیم و سوالاتی پرسیده شد. از مراسم پرشور تودیعش تا آنچه طی این سالها در دفتر مجامع انجام داده و نداده بود، از برنامه‌ها، نمایشگاه کتاب، رایزنی فرهنگی و حتی مراوده با رسانه‌ها پرسیدیم، هرچند تا پیش از آن کمتر فرد رسانه‌ای بود.

کارنامه‌اش نشان می‌داد مملو از تجربه و اندوخته از نمایشگاه کتاب تهران باید باشد، از رفتار رسانه‌ها و مدیریت فرهنگی هم به نکاتی اشاره کرد، اینطور گفت که «جای مدیریت کردن اطلاعات در بین افکار عمومی خالی است و نقطه آشیل ماجرا نیز در همین مسئله است»

به رسانه‌ها توصیه کرد در این راستا فعال باشند و در این حوزه برجسته سازی کنند چراکه جای مدیریت اطلاعات در کشور باید مشخص شود که کجاست؛ اما آنچه در پی می‌آید گفت‌وگوی حدود دو ساعته فارس با این رایزنی فرهنگی است که تا چندی دیگر به اتریش خواهد رفت.

*زمان آقای مسجدجامعی به وزارت ارشاد آمدم

* شما در ۳ دولت کار کردید، یکی دو سال با دولت اصلاحات فعالیت کردید.

وصفی: بله. زمان آقای مسجدجامعی به در سمت اداره کل مجامع از سازمان فرهنگ به وزارت ارشاد مامور شدم . البته پیش از آن همکار معاونت بین الملل وزارت ارشاد بودم . از زمان وزارت جناب «لاریجانی» .تا آن دوران وارد بین الملل وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای خودش معاونت داشت . در فاصله ای که در لبنان بودم .«معاونت بین الملل» وزارتخانه حذف شد و تبدیل شد به سازمان فرهنگ و ارتباطات گردید . البته آن زمانی که به لبنان رفتم اصلا کارمند رسمی نبودم و دوست هم نداشتم کارمند باشم .زیرا کارمندی را فروش عمر به صورت سلف می دانستم . در ایامی که لبنان بودم و تقریبا بعد از ۴ سال حضورم در لبنان، نامه‌ای آمد که اسم بنده را برای کارمند رسمی شدن باتوجه به سوابق جبهه به کارگزینی داده بودند. اما در حال حاضر باز هم به همان کسوت معلمی خود باز گشته ام و چند سال پیش رسما استعفا دادم و عضو هیئت علمی دانشگاه تهران شدم. چون تدریس و سرو کله زدن با دانشجو را دوست دارم و بیش از پانزده سال همراه کار، در دانشگاه های گوناگون داخل و خارج از کشور معلمی کرده بودم .

* شما ۴ تا وزیر و بیش از ۴ معاونت را درک کردید و جزو السابقون هستید؟

وصفی: شاید . در هر حال هم اکنون تنها مدیر دولتی در یک منصب بودم که پس از دوازده سال از آن پست خداحافظی کردم ، هر چند خود را برای همیشه خدمتگذار فرهنگ این سرزمین می دانم و به آن مفتخرم .

* خودم را خیلی درگیر مسائل و اختلافات ریز داخل کشور نمی‌کنم

* این مسئله بعضا یک نقطه قوت محسوب می شود که پایداری مدیریتی داشتید و شاید از سوی دیگر نقطه ضعف هم محسوب شود که شما با همه جناح ها و گرایش ها کنار آمده اید؟

وصفی: این نکته کاملا درست است، اما شاید کسی که در مراسم تودیع ‌حاضر بوده می تواند تصمیم بگیرد که در این خصوص چگونه قضاوت کند و خوشبختانه همکاران خوب شما حاضر بودند . من در ارتباط با کار خودم را خیلی درگیر مسائل و و جزئیات ریز و حتی برخی اختلافات سلیقه ها نمی‌کنم. بسیاری از اختلافات را نیز در عرصه سیاست بچه‌گانه می‌دانم و اعتقادی به آنها ندارم؛ چرا که در سیر تاریخ از این دست حوادث زیاد به چشم می خورد که همه گذشته است . روحیه ام هم آن است که هر جمعی قابل تفریق است ، اما ما نباید تفریق کنیم . از این رو به واژه امت واحده بیش از یک شعار، بلکه در منش و رفتار به ان ایمان دارم.

* آن زمانی که با آقای رمضان‌پور کار می‌کردید و امروز ایشان را می‌بینید چه تحلیلی از این شخصیت دارید؟

وصفی: دست کم می توانم بگویم که شاید می‌توانستیم به گونه‌ای رفتار کنیم که «رمضان پور» و امثال ایشان به خارج از کشور نروند، می‌توانست به گونه‌ای دیگر عمل شود.

بنده از قبل از ورود به معاونت فرهنگی آقای «رمضان پور» را نمی‌شناختم . پیش از آن تنها یک بار به لبنان ایشان آمد تا جایزه کتاب مرحوم شمس الدین که جایزه جهانی کتاب سال را کسب کرده بود به خانواده ایشان اهداء شود. من آن زمان به کارهای دیگر مشغول بودم و در مراسم حاضر نشدم . پس از بازگشت از لبنان، آقای مسجدجامعی بنده را به رمضان‌پور معرفی کردند و پس از مدت زمانی ماه طول کشید تا اینکه در نهایت در اداره کل مجامع مشغول شدم .

* بعضی از پدیده ها در جمهوری اسلامی یک ظرفیت محسوب می‌شود

* در شرح وظایفی که برای اداره کل مجامع وزارت ارشاد است باید گفت که این اداره کل، خود باید به تنهایی یک معاونت می‌شد و شاید بسیاری از مسائلی که این اداره کل به آنها دست نیافته به خاطر همین زیرمجموعه بودنش است.

وصفی: شاید همین طور باشد. دست کم باید بگویم که اداره حوزه ادیان و نیز اداره حوزه مذاهب مجامع و تشکل های فرهنگی به ویژه به خاطر مسائلی که امروزه در جهان اسلام رخ می‌دهد ، ظرفیت این را دارد که بزرگتر و وسیعتر از آنچه در حال حاضر کار می کند باشد یا حتی می تواند خودش به یک اداره کل تبدیل شود.

بعضی از پدیده ها در کشور ما وجود دارد که برای جمهوری اسلامی یک ظرفیت جهانی محسوب می شود . ما باید از این ظرفیت ها استفاده کنیم. حضور اقلیت ها در کشور ما چیز بسیار مهمی است. امروزه تفکرهای تکفیری با هر غیر مسلمانی مشکل دارند. در مقابل در ایران یک ظرفیت انسانی گسترده وجود دارد و باید این ظرفیت فرهنگی و اجتماعی را در کشورمان حفظ کنیم و مهمتر اینکه آن را برجسته سازیم و با افتخار به عنوان الگویی از کشوری اسلامی که در حال حاضر بی بدیل است به دنیا معرفی کنیم . چرا باید کشوری مانند آمریکا ادعای دموکراتیک بودن داشته باشد و پز دموکراتیک بدهد در حالی که بسیاری از ویژگی‌های آن کشور را در تنوع ما هم داریم و شعار آن را به عنوان یک الگوی جهانی نمی دهیم . در حال حاضر هیچ کشوری اسلامی وجود ندارد که نماینده کلیمی در پارلمان خود داشته باشد . ولی ما چنین نماینده ای را در مجلس داریم. هیچ کشوری اسلامی نداریم که زرتشتیان را اهل کتاب بدانند ، در حالی که جمهوری اسلامی به عنوان یک استثنا زرتشتیان را کتابی و اهل کتاب می داند و به آن باور دارد.

* سعی کردم تعریف «همگرایی» در کشور وجود داشته باشد نه «واگرایی»

* اینکه در مراسم تودیع شما هم کلیمی‌ها و مسیحیان و ارامنه حضور داشتند اتفاق ویژه‌ای محسوب می‌شود؛ چرا که شاید در تودیع و معارفه وزیر حضور نیابند ولی در تودیع و معارفه مدیرکل یک مجموعه حضور یابند، از این رو شما چه ارتباطی با آنها برقرار کردید؟

وصفی: شاید این مسئله دلالت بر آن داشته باشد که همه مسائل پشت میز رسمی حقوقی و اداری انجام نمی شود. باید از پشت میز بلند شویم و با مردم تعامل خوب داشته باشیم، بنده خیلی سعی کردم که این مسئله اتفاق در دوران مسئولیتم روی دهد.

برخی این استدلال را می‌کنند که بنده مدیریت اخلاقی داشته‌ام و سعی کردم این ویژگی را برجسته کنم. شاید درست باشد. چرا که معتقدم، مگر می شود کسی مدیر فرهنگی باشد و ارزش های فرهنگی و اخلاقی را پاس ندارد. قطعا مدیر فرهنگی در رفتار خودباید ارزش‌های فرهنگی را پاسداری کند و اگر غیر این باشد، اصلا جایش پشت میز مدیریت فرهنگی نیست.

در درجه اول یک مدیر فرهنگی باید ویژگی‌های فرهنگی و اخلاقی را در خود نهادینه کرده باشد . بنده سعی کردم دست کم این ویژگی‌ها را داشته باشم. خیلی سعی کردم کمک کنم تا همیشه تعریفی از «همگرایی» در حوزه کاریی که به ماموریت بنده مربوط است ، در کشور ایجاد شود و نه «واگرایی».

* قطعا در برخورد با اقلیت‌های مذهبی باید به گونه‌ای دیگر رفتار کرد تا فضا برای ارتباطات بهتر باز شود.

وصفی: شاید نیازمند گذشت زمان بود تا بفهمیم این ظرفیت تا چه حد مهم است . شاید این مسائلی که امروزه در جهان اسلام رخ داده باعث شود تا برای داشته‌های خود بیشتر ارزش قائل شویم. به هر حال حیات اجتماعی خوب اقلیت‌ها در کشور ما یک ظرفیت به شمار می رود. حتی گاهی اتفاقاتی رخ داد که ما هم نقشی در آن نداشتیم ، اما خود اقلیت‌ها دریافتند که به وطن خود باید بیشترهمگرایی داشته باشند . برای مثال وقتی شوروی سابق سقوط کرد ، تا قبل از سقوط، برخی از ارامنه فکر می کردند کعبه آمال آنها ارمنستان است، اما زمانی که ارمنستان مستقل شد . آنها که آن کعبه همان ایران خودشان است. آن زمان یک موجی درست شد که دختران ارمنی ایرانی شروع کردند به ازدواج با ارامنه کشور ارمنستان. البته این موج بسیار کوتاه بود و بسیاری از این ازدواج ها به طلاق انجامید؛ چرا که مردسالاری حاکم در ارمنستان خیلی خیلی زیاد است و اصلا این چنان مردسالاری در ایران وجود ندارد.

زن ایرانی ارمنی با منش یک زن ایرانی عادت کرده است . اما زمانی که وارد ارمنستان شد ، دید زن هیچ استقلالی از خودش ندارد و باید اگر هم عروس خانواده ای شده در یک آپارتمانی زندگی کنند که پدرشوهر و برادرشوهر و همه خانواده در آن آپارتمان زندگی می کنند .

یکی از نقص‌هایی که در آن اداره کل داشتیم و کم روی آن کار شد ، کار با اهل سنت کشور بود. چرا که اهل سنت ما بیشتر با حوزه‌های اداره کل های منطقه ای سر و کار دارند . اما مقدمات کار ستادی در این خصوص فراهم آمد و با مدلی که ترسیم کردیم در همین خصوص کارگروهی شکل می‌گیرد که انشاء الله مدیریت بعدی آن اداره کل بتواند با تا استان‌هایی که با مسائل برادران اهل سنت روبرو هستند، بیشتر تعامل و همکاری داشته باشد و در این خصوص کارهای خوبی انجام شود.

با این حال یکی از سر فصل های کاری که با اهل سنت تعامل سازنده خوبی داشتیم، در ایام برگزاری نمایشگاه کتاب تهران بروز و ظهور می کرد . در تمام دوره‌های نمایشگاه ، نمایشگاه کتاب وظیفه خود می دانستیم که منابع علمی مورد نیاز حوزه های دینی اهل سنت را به عنوان بخشی از جامعه ایران تامین کنیم. لذا اهل سنت تمام کشور از خطه سیستان، بندرعباس، گلستان ، خراسان ، کردستان و ... در روزهای اول نمایشگاه حضور پررنگی در نمایشگاه دارند و منابع دینی مورد نیاز خود را از نمایشگاه تهیه می‌کنند . تا جایی که نمایشگاه کتاب در آن ده روز می شود تصویری کوچک شده از تمام باورهای فرهنگی ، اجتماعی کل کشور.

* بخش رسانه‌ای ما خیلی پررنگ نیست و ما حتی خروجی جشن اقلیت‌های دینی را هر ساله داریم

* این کار با هماهنگی اداره کل مجامع وزارت ارشاد انجام می شود؟

وصفی: بله . چون بخش بین الملل نمایشگاه کتاب همیشه با اداره کل مجامع و تشکل ها پیوند داشت .در خود اداره کل هم اداره ای داریم که در خصوص اهل سنت فعالیت دارد. ما باید حوزه‌ای را برای اقوام و فرق نیز ایجاد کنیم ، تا با همکاری شورای فرهنگ عمومی این وظیفه نیز به خوبی سامان یابد .

* رسانه‌ها علاقه‌ای به پوشش مراسم اقلیت‌ها ندارند

* درباره اداره کل مجامع و تشکل‌های وزارت ارشاد منابع اطلاعاتی کمی وجود دارد. بخشی مربوط به آن است که خروجی شفافی از این اداره کل وجود ندارد؟

وصفی: بعضی از دوستانی که در مراسم تودیع و معارفه شرکت داشتند نیز برایشان تازگی داشت که اداره کل مجامع درگیر مسائل مختلف و گوناگونی است. البته خروجی های شفافی هم داشته‌ایم. بخشی از مسائل بدلیل این است که رسانه‌ای ما خیلی خبرنگار فعال در آن حوزه ندارند ، نمی توانند کار را خوب پوشش بدهد . یکی از خروجی های اداره کل جشن های باشکوه اقلیت‌های دینی در کشور است که هر ساله با مجوز و یا مدیریت آن اداره کل برپا می شود ، اما انعکاس در جایی ندارد.

رسانه ها اصلا خبرنگاری خبره برای دنبال کردن مسائل دینی و فرهنگی و اجتماعی اقلیت های دینی در کشور ندارند. اگر داشتند قطعا فعالیت های خوب و قابل انعکاس این حوزه دیده می شد.

* البته اطلاع رسانی از طرف مجموعه اداره کل مجامع و تشکل های وزارت ارشاد انجام نشده است.

وصفی: این مسئله ممکن است درست باشد. اما ما هم اقبالی از سوی رسانه ها نمی دیدم و حتی مثلا یکی از فرآیندهای بزرگ کارمان در ابتدای سال میلادی است که احساسم این است که رسانه های رسمی کشور خیلی علاقه مند نیستند که برگزاری مراسم ها را پوشش دهند.

* به طور مثال معاونت فرهنگی چند روز به یکی از شهرها سفر می کند و از این سفر چند مطلب را رسانه ای می کند، ولی اداره کل مجامع اینگونه نیست؛ التبه نقص رسانه ها را می‌پذیریم.

وصفی: فضای حاکم بر تفکر همه ما این است که خیلی از این مسئله استقبال چندانی نمی کنیم؛ تا به حال شده که رسانه ای در روز یکشنبه سخنرانی یک کشیش را در یک کلیسا که ارزش های عمومی دارد منتشر کند؟ همانطور که سخنران امامان جمعه را منتشر می کنیم؟ قطعا همه مسائل مربوط به وزارت ارشاد نیست، ما نیازمند ترسیم پازل و تنوع نقشه قالی فرهنگ این مرز و بوم هستیم. قالی‌ای داریم که چارچوبش نظام جمهوری اسلامی است و نقش و نگار میان آن تمام آن چیزی که دنیای امروز در عرصه سیاست های کلان به آن نیاز دارد. ما به مانند ماهی شده ایم که چون در آب هست ارزش نعمت را نمی داند.

* احساس می کنم شما مدیر رسانه گریزی هستید و جز در مواردی که رئیس بخش بین الملل بودید حضور رسانه‌ای نداشتید؟

وصفی: اگر اهل رسانه پخته پرسش کند، استقبال هم می کنم، ولی با اهل رسانه ای که اطلاعات کافی نسبت به حوزه ندارند ، خیلی مصاحبه نمی‌کنم و اگر سوال ها چالشی هم داشته باشد چه بهتر. از پرسشهای خبرنگارانی که تنها می توانند می گویند ، امسال با سال گذشته ، فلان کار چه تفاوتی داشته ، گریزانم . تجربه‌ کار با اصحاب رسانه را از لبنان آموختم ، در آنجا یک جوانی که در رسانه مصاحبه گر بود ، کاملا پخته عمل می کرد . حتی گاهی از اطلاعات او مصاحبه شونده تعجب می کرد . اینکه کسی مطالعه کند و بعد در مقابل یک مدیر بنشیند و پرسش کند بسیار خوب است. رسانه های ما نیازمند تربیت این نیرو هستند و برای بالا بردن تجربه مجموعه خود باید هزینه کنند .

* تمایل نداشتم خودم سراغ رسانه‌ها بروم/ بیرق ولایتمداری‌مان وسیع است

* شما یک مدیر متفاوتی در وزارت ارشاد بودید که شاید خودتان نخواستید رسانه ها از خروجی کارتان باخبر شود، مگر اینکه رسانه ها خودشان این مسئله را طلب می کردند؟

وصفی: بله . اگر رسانه ها تماس می گرفتند و مطلبی را می خواستند سعی می کردم دریغ نکنم، ولی تمایلی به اینکه خودم بروم و بگویم که رسانه ها این مسئله را منعکس کنند، نداشتم. چرا که هیچگاه احساس نکردم خودم نیاز به پرزنت شدن دارم و حتی درباره خروجی های اداری نیز این احساس را نداشتم. چرا که آن فعالیت ها تاثیر خودشان را می گذاشتند؛ به نظرم می رسد رسانه‌ها از حضور اقلیت‌هایی که به شکل قانونی زیر چتر جمهوری اسلامی هستند و برای این نظام احترام قائل‌اند غفلت داشته‌اند. در حالی که این بخش از جامعه دقیقا یکی از برگ برنده های ما در عرصه بین الملل است و تمایز ما نسبت به سایر بخش های جهان اسلام . برگ برنده ای که جمهوری اسلامی ایران می تواند بگوید تمدن ساز است و چتر ما آن قدر وسیع است که بتوانیم همه اقلیت ها را زیر چتر خودمان نگه داریم و بیرق ولایتمداری مان شامل همه این موارد و تنوع های فرهنگی درون خانه می شود. غرب همزیستی با دیگران را به زور مدرنیته آموخته است ، اما تنوع در ذات این سرزمین است و رمز بقای آن نمونه آنهم شهر کهن ارومیه است.

* روز تودیع شما آقای آموزگار نکته ای را درباره آن کتابی که مربوط به فرقه یزیدیان بود و در نمایشگاه عرضه نکردند، عنوان کردند و می گفتند که چون شناختی از کتاب نداشتیم آن کتاب را جدا کردیم ولی شما گفتید که این کتاب ربطی به فرقه گرایی ندارد، می خواستم بدانم اشراف شما چقدر در مجامع به شما کمک می کرد؟

وصفی: البته این اشراف گاهی به ضرر بنده هم تمام می شد. بخشی از دستگاه های ناظر به این مسئله ایراد می گرفتند. اما من معتقد بودم جامعه دانشگاهی ما باید بداند که پازل فرقه یزدی مثلا در کجای جغرافیای تمدنی ایران جای دارد ؟ برای اینکه در رسانه ملی و فضای فرهنگی اشاره‌ای به اداب و رسوم یزدیان نمی شود، تنها از طریق کتاب می توانیم بگوییم که یزدیان چه کسانی هستند که در کنار ما و در سرزمین ایران کهن ساکن‌اند. یزیدیانی که از شمال کردستان عراق تا مسکو امتداد دارند . منظور از یزدی ها هم همان ایزدی‌ها است.

صحبت من این است. مردمانی مسکین و بی آزار و از نظر طبقه اجتماعی جزو طبقات ضعیف که کنار ما و در خطه‌ای که متعلق به جهان اسلام و حوزه بزرگ تمدنی ایران است زندگی می کنند ، بنابراین پژوهشگر ما باید بداند ایزدی ها چه کسانی هستند. چرا ما ایزدی‌ها را باید به شکل مبهم ، پس از اینکه داعش آنها را می کشد و آن هم زمانی که آمریکا به حمایت از آنها وارد میدان می شود بفهمیم کیستند و چگونه زندگی می کنند . چرا به یکباره بگویم مثلا ایزدی ها را داعش چه کرده! در حالی که پیش از آن جامعه در فقر اطلاعاتی از آنها به سر می برده است . آیا غیر از این است که باید همه این موارد را اهل فرهنگ و مطالعه بدانند و پازل اقوام، ملل، طوایف و آنهایی که در شعاع تمدن ایران بسر می برند را بشناسند. در حالی که متاسفانه نمی دانیم، حتی از فرهنگ و جامعه حوثی های یمن نیز اطلاعات کافی نداریم و این عیب گردش اطلاعات در جامعه ما است.

* کار با چند معاون و وزیر ارشاد/ به دنبال یک همزبانی مشترک

* در کدام یک از دوره‌ها بیشترین مشکل را برای فهم اینگونه مسائل داشتیم؟

وصفی: پاسخ سخت است. به نظرم می رسد عموم معاونان فرهنگی و وزرا از سر لطفی که داشتند درک می کردند من به عنوان مدیر مجموعه آنها چه می گویم. حداقل یک هم زبانی ایجاد شده بود. و یا بهتر است بگویم من را تحمل می کردند.

* الان می گویید کتاب یزیدی ها در نمایشگاه کتاب آمد و نمی دانستیم چطور با آن برخورد کنیم، در واقع ارتباط بین شما و اداره کتاب وزارت ارشاد برقرار بود؟ یا با معاونت سینمایی و .... ؟

وصفی: در بعضی موارد بله ارتباط برقرار بود به ویژه زمانی که ما یک دفتر بودیم. می دانید اداره کل با دفتر تفاوت دارد، زمانی که دفتر هستید با ادارات و حوزه های دیگر پیوند دارید، ولی وقتی دفتر به اداره کل تبدیل می شود این پیوند کمرنگ می شود. در مراسم تودیع افرادی از اهل هنر و فرهنگ افغانی در جلسه حضور داشتند . من زمانی که مجوز برای کنسرت موسیقی افغانی ها می دهم عملا در یک تعامل با معاونت هنری فعالیت کاریم را دارم دنبال می کنم، یا اگر به آنها کمک می کنم که در جشنواره فیلم کوتاه شرکت کنند ، با تعامل با معاونت سینمایی فعالیت می کنیم، حتی معاونت مطبوعاتی هم اینگونه هست.

اقلیت‌های مذهبی در مراسم تودیع اشاره کردند که با مساعدت اداره کل مجامع و تشکل های فرهنگی هیچ گاه نه در حوزه مطبوعات و نه در حوزه کتاب با چالش روبه رو نشده اند .اداره کل و معاونان دیگر هم این را قبول داشتند که این حوزه ها را به اداره کل ما واگذار کنند و اگر مطلبی را اداره کل مجامع می گوید با نگاه کارشناسی شده می گوید .

* اولین دوره جایزه پروین اعتصامی را ما برگزار کردیم/ دبیر جایزه جهانی کتاب سال از اداره کل مجامع جدا شد

* چند تا جشنواره و جوایز تحت نظر اداره کل مجامع بوده است؟

وصفی: می توان گفت اولین دوره «جایزه ادبی پروین اعتصامی» را اولین بار ما ایجاد کردیم؛ جشنواره‌های مقطعی نیز زیاد بوده است. «جایزه جهانی کتاب سال» در پیوند با مدیرکل بود، در آیین نامه که حدود ۲ سال پیش به تصویب رسید دبیر جایزه جهانی کتاب سال از اداره کل مجامع جدا شد . مراسم های و جشنواره های حوزه اقلیت ها هم در این حوزه وجود دارد . تمام جشنواره های کشوری است که بخش خصوصی می خواهد برگزار کند و ترکیبی است از چند کار هنری و فرهنگی باید اداره کل مجامع مجوز های آن را صادر کند . مجوز های مسابقات فرهنگی را نیز باید به این بخش اضافه کرد . هر مسابقه فرهنگی که می خواهد به سطح کشوری برگزار شود ، باید از اداره کل مجامع مجوز بگیرد .

* به خاطر ارتباط کاری که شما در اداره کل مجامع داشتید دبیر بخش بین الملل نمایشگاه کتاب تهران هم بودید و این بخش شاید بین المللی بودنش به خاطر مسائل حاشیه های چندان پررنگ نشد.

وصفی: احساسم این است که همیشه با بخش بین الملل نمایشگاه کتاب تهران بیشتر به عنوان یک کاری که باید باشد، اما نمی دانیم باآنچه کنیم، رفتار شده است. برای این بخش هزینه می شود، اما نه به اندازه کافی. ما هیچ وقت نیامدیم از این ظرفیت به شکل بایسته استفاده کنیم. شاید جالب باشد که ناشران خارجی اهمیت بین المللی بودن نمایشگاه تهران را بیشتر از خود ما متوجه هستند و درک می کنند . تنها بخش عربی نمایشگاه کتاب تهران ، در مقایسه با نمایشگاه مثلا کشورهای عربی ، بسیار بزرگتر از کل نمایشگاه آنها است . ما در بخش بین الملل مشکلاتی داریم که باید آنها را رفع کرد تا به استاندارد های بین المللی نزدیک شویم.

* بخش بین الملل نمایشگاه باید به معاونت تبدیل شود/ نمی توانستم همزبانی با مدیران ستادی نمایشگاه‌ها ایجاد کنیم

* این مسئله هم به خاطر اهمیت بخش ایران است.

وصفی: یادمان باشد که ما یک کشور فارسی زبان هستیم و با این وجود اگر ملاک را یک پارامتر ساده مثلا متراژ در نظر بگیریم این مساحت بخش عربی در نمایشگاه کتاب ایران به عنوان کشوری فارسی زبان است که بیشتر و بزرگتر از کل نمایشگاه کشورهایی مثل دبی، امارات و قطر است.

* اگر بحث متراژ را کنار بگذاریم ما در نمایشگاه تهران در بخش بین الملل هیچگاه در این ۱۰ سال اخیر شاهد حضور نویسنده بزرگ و مهم نبودیم.

وصفی: یک دید ناقص این وسط وجود داشت، که گاهی بخش بین الملل نمایشگاه تهران با بخش ناشران داخلی در یک سطح دیده می‌شد و صرفا بین الملل نمایشگاه در حد قواره نشر خارجی دیده می‌شد و نه بین الملل؛ بله این نگاه حاکم بود، در حالی که بنده همیشه می گفتم این بخش بین الملل نمایشگاه تهران است، لذا در مکاتبه اخیری که با دکتر صالحی داشتم زمانی که خواستند برای چارت نمایشگاه آتی نظر بدهم اشاره کردم که سطح بین الملل نمایشگاه از کمیته باید به معاونت تبدیل شود ، تا زیرگروه آن کمیته های گمرک، سرای بین المللی ، بازار جهانی ، بخش کشور ها و ناشران حوزه اروپا و آمریکا و دنیای عرب و نیز کمیته میهمانان و نویسندگان خارجی و بین المللی که شما به آن اشاره کردید زیر گروه آن جای بگیرد .

* این تصور وجود داشت که دعوت مهمانان یک کار فانتزی محسوب می‌شود

* خودتان نرفتید دنبال این مسئله؟

وصفی: نه خیلی . نمی توانستم همزبانی با مدیران ستادی نمایشگاه ها ایجاد کنیم. معمولا این مسئله باید در کمیته ستادی شکل بگیرد ، نمی‌دانم چرا همیشه این تصور وجود داشت که دعوت از میهمانان خارجی یک کار فانتزی و زائد محسوب می شود.

* در نمایشگاه بیست و هفتم مدل خوبی برقرار شد/ مدل فرانکفورتی را اجرا کردیم

* چرا امسال مهمان ویژه را قبول کردید؟

وصفی: به نظر می رسد که ویژگی آقای «علی جنتی» این است که چون ایشان مدتی سفیر بوده اند و آقای صالحی به اعتبار اینکه با تشکل هایی کار کرده که با حوزه بین الملل ارتباط داشته چه در مشهد و چه در قم، کاملا ذهن شان برای این حوزه آماده است که یک اتفاق خوبی در این خصوص رخ دهد. علاوه بر آن در آخرین نمایشگاه یک مقدار سرای بین المللی حوزه بین الملل نیز متفاوت از سال های قبل برپا شد. حتی مدل‌اش هم باز بود، در وسط طبقه دوم .در حالی که همیشه سراها در جاهایی که دور آن محصور است ، قرار داشت، ولی در ما مدل این سرا را از شکل نشست های فرانکفورت که آموخته بودیم در محیط و فضایی باز شکل دادیم تا هر کسی که از آنجا رد می شود و به سخنان گفته شده علاقه نشان می دهد، بتواند بنشیند و به سخنان گوش دهد.

در نمایشگاه بیست و هفتم مدل خوبی شکل گرفت که می تواند ادامه پیدا کند، اتفاقا یکی از اساتید محترم که هم در حوزه‌های عربی با ادبا و شعرا و نویسندگان دنیای عرب سروکار دارد، می گفت چقدر خوب است که ما یک سرای بین المللی اصلی داشته باشیم و سخنرانی ها به زبان عربی انجام می شد و میزگردها و مجری عرب می بودند ، البته اجرای این موارد باید در پیوند با رسانه باشد و رسانه بفهمد که چه اتفاقی در این سرا در حال روی دادن است ؛ تا نشست ها به خوبی از سوی رسانه بازتاب یابد.

بیشترین توان را در این خصوص باید رسانه ملی انجام دهد و این رویدادها را ضبط کند، نشان دهد که اینجا ایران است که این اتفاقات در حال رخ دادن است . موقعی که احساس کنیم این همراهی‌ها رخ نمی دهد راستش خیلی انگیزه ایجاد نمی‌شود که انرژی زیادی گذاشته شود.

شاید انرژی زیاد گذاشتن در این مسائل برای دیگر حوزه‌ها موجب سوء برداشت شود که این چه کاری است که انجام داده‌اند که عربی یا انگلیسی حرف می زنند و چرا به زبان فارسی صحبت نمی کنند . در حالی که قصد ما این بوده که بگویم نمایشگاه ما یک نمایشگاه بین المللی است که تمام استانداردهای یک نمایشگاه بین المللی در آن در حال اجرا شدن است و واحد های برون مرزی رسانه ها باید این ها را پوشش دهند ، ما تقریبا ۱۶ سخنرانی به زبان غیرفارسی در سرای بین المللی نمایشگاه کتاب سال قبل داشتیم که به آلمانی، انگلیسی و ... بود و خیلی هم استقبال شد و بخشی نیز به نشست های میهمان ویژه یعنی افغانستان اختصاص داشت.

* چه کشورهای اروپایی و آسیایی دوست دارند در نمایشگاه کتاب ما شرکت کنند؟

وصفی: خیلی سوال حساس و متفاوتی است. کشورهای اروپایی و آمریکایی با نگاه پیش برد اقتصاد نشر خودشان می آیند و با این رویکرد با فضای دانشگاهی کشور ما ارتباط دارند. با این حال اتفاق خوبی که روی داد این بود که در دوران تحریم ها نمایشگاه کتاب نسبت به سایر نمایشگاه های کشور متفاوت بود و ناشران به خصوص ناشران آمریکایی در نمایشگاه شرکت می کردند و آن را تحریم نکردند . این هم وجه دیگری است که گمان می کنم کشور های خارجی اهمیت بین المللی بودن نمایشگاه کتاب را بیش از خود ما می دانند.

اما کشورهای اطراف با نیت صرفا فرهنگی در نمایشگاه شرکت می کنند و خیلی اقتصاد نشر برای آنها مهم نیست، ولی یک ناشر اروپا و آمریکا با مقصد اقتصاد نشر به نمایشگاه کتاب ما می آید . همچنین از نمایشگاه کتاب تهران می تواند فهمید که جهت عقربه فرهنگ و دانش کشور به کدام سمت است.

برای مثال رویکرد ما در تعامل فرهنگ و دانش بیشتر با غرب است یا با شرق ؟ به همین دلیل ما ناشر از مالزی، اندونزی نداریم و اگر ناشری از هند هست باز همان کتاب هایی است که در آمریکا و اروپا چاپ می شود و در هند نیز دوباره چاپ شده است .

از کشور چین تنها یکی دو نوبت داشتیم که حضور پر رنگی در نمایشگاه ما داشتند، تا خدمات نشر را خود را معرفی کنند و ببینند آیا می توانند برای بخش خدمات خود سفارش بگیرند یا نه . ژاپن و کره هم سفارت خانه هایشان شرکت می کنند و نه ناشران این کشورها. البته بخشی از این مسائل به دلیل مسائل زبان است . ما زبان اول بین المللی که با آن ارتباط داریم انگلیسی است . پس باید دید با یک ناشر کره ای باید چه کار کرد که مخاطب وقتی کتاب های این ناشران را ورق می زند تنها عکس های کتاب را نبیند و حوصله اش سر برود . پس ما یک انقطاع هایی از این دست داریم. از سوی دیگر قطعا حضور ناشری که برای اولین بار می خواهد در نمایشگاه کتاب شرکت کند آسان نیست.

* ناشران را برای نمایشگاه کتاب هدفمند انتخاب می‌کنیم

* این مسئله به خاطر آن نیست که ناشران را هدفمند انتخاب نمی‌کنید؟

وصفی: نه اتفاقا در بسیاری از موارد هدفمند و با مطالعه انتخاب می کنیم. بویژه آنجایی که ناشر نشر دانشگاهی است.

در ۲ حوزه هدفمند انتخاب می کنیم. کشورهای اطراف را به صورت هدفمند دعوت به حضور در نمایشگاه کتاب می کنیم و علاقه داریم که همیشه از حوزه قفقاز، آسیای میانه، کشورهای عربی و حتی کردستان عراق، تاجیکستان بیایند و ظرفیت جمهوری اسلامی را ببینند.

یکی از وزرای فرهنگ تاجیکستان در نمایشگاه کتاب تهران می گفت باور نمی کردم که زبان فارسی زبان علم هم باشد، چون در تاجیکستان زبان فارسی را در حد زبان ادب و شعر استفاده می‌کنم، زمانی که در تاجیکستان وارد زبان علم می شوند زبانشان زبان روسی می شود. می گفت فکر نمی کردم زبان فارسی زبان علم هم باشد ولی در نمایشگاه کتاب فهمیدم این زبان، زبان علم هم هست.

در بخش ناشران دانشگاهی هم هدفمند انتخاب می‌کنیم. ناشران اروپایی و آمریکایی بسیاری هستند که علاقه مند به حضور در نمایشگاه کتاب ایران هستند ، ولی رویکردمان در بین الملل نمایشگاه کتاب، کتاب دانشگاهی است و نه ناشرانی که صرفا کارهای عمومی و یا زرد منتشر می کنند .چراکه کتاب باید ارزش دانشگاهی داشته باشد تا بتواند در نمایشگاه ایران عرضه شود این مهم به خصوص در دوره ای که ارز به کتاب اختصاص می دادیم ، بسیار پر رنگ بود و اهمیت داشت.

* ما در یک جاهایی که حوزه استراتژیک برای نظام تعریف می کنیم در یک دوره ها مثلا نگاه مان به سمت آمریکای لاتین و آفریقا رفت.

وصفی: یک یا دو نوبت خود سفارتخانه‌هایشان در نمایشگاه کتاب شرکت کردند و در بقیه سالها حضور چشم گیری در نمایشگاه کتاب تهران نداشتند و این انجمن های دوستی بودند که بار مسئولیت را برای حضور در نمایشگاه بر عهده می گرفتند.

* از اینکه ناشر جدید را زیر چادر ببرم، خجالت می کشیدم

* شما نیز به این سمت نرفتید که از ناشران به نام آن کشورها دعوت کنید و بیشتر منتظر ماندید که آنها شرکت کنند.

وصفی: باید بپذیریم که نشر در بسیاری از دنیا توسط بخش خصوصی اداره می شود . یعنی حضور در یک نمایشگاه باید برای ناشر سودآور باشد. مثلا یک ناشر پرتغالی که تنها بخشی از آمریکای لاتین مخاطب او است ، حتما به خود می گوید شرکت من در نمایشگاه کتاب تهران چه سودی برایم دارد؟ بالاخره باید برای ناشر حضور اقتصادی باشد و این اقتصاد را برخی از کشور ها نمی توانند از نمایشگاه کتاب تهران کسب کنند . البته حقیقت این است که ما نیز از زمانی که به مصلی آمدیم از حضور بیشتر استقبال نمی کردم و به سراغ ناشران جدید نمی رفتیم.

* چرا؟

وصفی: چون در کاتالوگ نمایشگاه تصویر شبستان مصلی را چاپ می کنیم ، در حالی که غرفه اش زیر چادر است.

* با این حساب این سیر ادامه خواهد داشت.

وصفی: فکر می کنم ما تا زمانی که تکلیف فیزیک و محل نمایشگاه تهران را حل نکنیم ، نمی توانیم اقدام ویژه ای در حوزه بین الملل داشته باشیم و فعلا اگر بتوانیم همین وضع موجود را حفظ کنیم، هنر کرده‌ایم. ما در کاتالوگ خارجی تصاویر شبستان را به عنوان مکان نمایشگاهی به نمایش می گذاریم در حالی که جای او زیر چادرهای بیرونی است .

* چالش‌های نمایشگاه کتاب: چادر، ارز و ویزا سه مسئله مهم

* ناشری که به مصلی آمدند از اینکه به زیر چادر غرفه داشته باشند، تعجب نکردند.

وصفی: گله های زیادی داشتند و همیشه گله داشتند؛ برای همین است که یک زمانی ناشران خارجی مستقیما خودشان برای حضور در نمایشگاه اقدام می کردند. اما الان خودشان نمی آیند و می دهند به نماینده ایرانی . ما در سالهای اخیر با ۳ چالش روبه رو شدیم. یک چالش «چادر» بود و چالش دوم «ارز» بود. ناشران عرب به بودن زیر چادر رضایت نسبی می داد . همچنین ناشران عرب بلد هستند پول فروش کتابها را در کیف ریخته و به هواپیما ببرند، اما برای ناشر اروپایی اصلا این موضوع مفهوم نبود و فقط کردیت کارت را متوجه می شوند که باید پول را به حسابش بریزد و بعد در آنجا از حساب خود برداشت کند و اینکه پول را در گونی بریزد و جابه جا کند، اصلا برایش معنی ندارد؛ سومین چالش مسئله «ویزا» بود. ما با قطع رابطه با انگلستان مشکل ویزا برای ناشران انگلیسی برایمان ایجاد شد. همچنین سختی‌هایی که به ناشران آمریکایی تحمیل می‌شد، وقتی می خواستیم از مثلا آمریکا یک نفر را بیاوریم . واقعا مشقت می‌کشیم در حالی که این مشقت برای ما که می خواهیم در نمایشگاه فرانکفورت و لندن شرکت کنیم تا این حد سخت نیست، پس این مسائل همه به گونه‌ای پازل را تکمیل می کرد که تنها کسی که تمایل دارد همه این سختی ها را به تنش بخرد در نمایشگاه حاضر شود و ما خیلی نمی‌رفتیم که بگوییم در نمایشگاه شرکت کنید.

در کاتالوگ نمایشگاه‌های بین المللی خارج می‌گویند که فلان مقدار میز، فلان مقدار صندلی و این امکانات را می دهیم در حالی که ما حتی امکانات داخل غرفه را نداریم. زمانی که ناشر به زیر چادر می رود باید خودش امکانات قفسه بندی را داشته باشد . جایی در نمایشگاه نیست که آن را تهیه و نصب کند. ما هیچگاه قفسه ها را نصب نمی‌کنیم ما حتی میز و صندلی هم در بسیاری مواقع به اندازه کافی نمی دهیم و شرکت هایی که این خدمات را ارائه می‌کند در نمایشگاه کتاب تهران حاضر نیست.

* یکی از مباحثی که زیر مجموعه اداره شما بوده بحث توسعه نشر بین الملل است، در این حوزه منظور مراودات خارجی است یا حضور جهانی.

وصفی: در این زمینه ۲ اتفاق افتاد. یک آژانس‌های ادبی بود. ما با تمام آژانس‌های ادبی داخل کشور ارتباط داشتیم با تصویرگران کودک که علاقه مند هستند آثارشان را به خارج از کشور ببرند ارتباط داشتیم، الان آژانس فعالی مانند غزال به عنوان فعال بین الملل با این حوزه مرتبط است و در بازار جهانی نمایشگاه هدف توسعه نشر بین الملل است .

در دوران آقای پرویز علاقه مند بودند که بخشی از ادبیات انقلاب اسلامی ترجمه شود . کارهایی که از سوی موسسه نمایشگاه های فرهنگی در خصوص ادبیات منتشر شده بود ، ترجمه شد، آن موقع هم اتفاقات خوبی افتاد.

البته این موضوع را هم مطرح کنم که هر بخش خصوصی اگر طرح خوبی را می آورده در اداره کل مجامع با استقبال روبه رو می شود و آن را برای حمایت به معاونت فرهنگی منعکس می کردیم.

* توسعه در حد حمایت و مجوز دادن و اینها بوده است؟

وصفی: بله. بیش از این نیز صلاح نبوده است، بخش خصوصی باید خودش راه خود را انتخاب کند.

* شرکت در نمایشگاه های خارجی نیز زیر مجموعه شما بوده است.

وصفی: بله. وزارتخانه به این نتیجه رسید که کار مطالعاتی و ستادی باید در ادارات کل وزارتخانه باشد . من هم معتقد بودم که وزارت ارشاد و اداره کل هایش باید کارهای ستادی کنند نه کار اجرایی. کار اجرایی باید در همان بخش خصوصی و یا موسسه نمایشگاه های فرهنگی انجام شود . ولی این پیوند هنوز برقرار نیست و گاهی مثلا موسسه نمایشگاه های فرهنگی که مجری است تصورش این است که خودش باید سیاستگزاری هم بکند ، این مسئله به دوره خاصی هم ربط ندارد . این تفکر عموما در دستگاه های دولتی کشور وجود دارد، که کسی که پول دارد و می تواند خرج کند سوار کار است و ما هر چقدر که بخواهیم کار مطالعاتی انجام دهیم و بگوییم این خوب و آن یکی بد است دیگر بی فایده می شود . واقعیت این است که آن کسی که پول دارد سوار کار است و پول هم طبیعی است که برابر سیستم و ضوابط اداری باید در بخش های موسسات خصوصی باشد و اداره کل مجامع از نظر قانونی تنها باید کار ستادی کند و نمی تواند پولی برای این کارها خودش خرج کند و درست هم همین است.

* کتک کاری با موسسه نمایشگاه‌ها نداشتیم

* با این تعبیر شما با آقای عظیمی حسابی کتک کاری داشته‌اید؟ چرا که نگاه ایشان این نیست که من با کسی همفکری کنم.

وصفی: نه با ایشان و نه مدیران پیش از ایشان ، هیچگاه کتک کاری نداشتم. سعی می کردیم حرف مان را در مکاتباتمان و در جلسات بگوییم و جالب است که الان وقتی سفارتخانه ای خارجی که درخواست می کند که نمایشگاه و یا هفته فرهنگی برگزار کند .مسیر رسمی اعلام این موضوع به وزارت ارشاد اداره کل مجامع است و اداره کل مجامع باید بگوید که چه باید کرد و کار مسیر اعلان بعدی با وزارت خارجه است . یعنی وزارت خارجه نمی تواند مستقیما با موسسه نمایشگاه های فرهنگی مکاتبه داشته باشد و این مسئله ایراد قانونی دارد و باید از مجرای اداری و رسمی این مسائل دنبال شود.

ارسال نظر

مهمترین اخبار

تازه های خبری