از واقع بینی مردم تا تقابل اقتصاددانان با کارآفرینان / لطفا از واقعیت حرف نزنید، ما اقتصاددان هستیم / فرمالیسم بلای جان اقتصاد

به گزارش قم خبر به نقل از جهان نيوز ، برنامه پایش یکشنبه ۱۶ شهریور با موضوع “بهترین راه های پیدا کردن شغل” بر روی آنتن شبکه یک رفت. علی اصغر جهان گیری و مسلم خانی، دو کارآفرین برتر کشورمان، نیز از مهمانان این برنامه بودند.

نظرسنجی این برنامه نیز در رابطه با همین موضوع بود. از مردم پرسیده شد: به نظر شما دلیل اصلی بیکاری جوانان چیست؟

در جواب این پرسش، دو گزینه قابل تامل هم برای مخاطبان در نظر گرفته شده بود:

۱_ نبود کار
۲_ نبود همت

با ابتکار خوب این برنامه، نظر سنجی فوق علاوه بر مردم، در قبل از برنامه بین گروه نخبگانی دیگری نیز انجام شده بود. اساتید اقتصاد، نمایندگان مجلس و خبرنگاران اقتصادی و همچنین کارآفرینان.

این نظرسنجی نتایج جالب و بسیار قابل تاملی داشت. اکثر مردم شرکت کننده در این نظر سنجی، گزینه دوم یعنی نبود همت را مشکل بیکاری جوانان دانستند. از حدود ۳۰۰ هزار نفری که در این نظر سنجی شرکت کردند حدود ۵۴ درصد، مشکل را نبود همت دانستند!

همچنین نظر کارآفرینان به عنوان کسانی که در بطن مشکلات و کاستی های اقتصاد ایران هستند، شبیه نظر مردم بود. بدین ترتیب ۶۹ درصد کارآفرینان هم علت اصلی بیکاری جوانان، نبود همت دانستند!

اساتید و خبرگان دانشگاهی اقتصاد، به عنوان کسانی که سال های سال، در فضاهای انتزاعی و بی مساله آکادمیک به آموزش تئوری های علم اقتصاد در دانشگاه ها و مجامع علمی پرداخته اند _سومین گروهی بودند که این نظر سنجی از آنها انجام گرفت.

نکته جالب اینکه، نظر اقتصاددانان برخلاف عموم مردم و همچنین کارآفرینان بود! اقتصاددانان نبود کار را مشکل اصلی بیکاری جوانان در کشور دانستند. ۸۲ درصد از ۴۷ اقتصاددانی که مخاطب نظر سنجی بودند، به گزینه اول رای داده اند، یعنی نبود کار.

این نتایج متفاوت و تامل برانگیز باعث شد تا حیدری مجری برنامه، گفت: «از اینکه مردم ما واقع بین هستند خوشحالم» . اگر به نظر مجری برنامه و همچنین مهمان برنامه، آقای خانی که همانطور که گفته شد از کارآفرینان برتز کشور هستند، نظر مردم در این نظر سنجی به واقعیت جامعه نزدیک تر است، پس اندیشمندان اقتصادی کشور با چه دستگاهی واقعیت های جامعه را تجزیه و تحلیل می کنند؟

در بخش دیگری از این گفتگو آقای علی‌اصغر جهان‌گیری دیگر مهمان برنامه از اینکه دانشگاه و دانشگاهیان به خصوص اساتید مفاهیم اقتصادی را درست به متعلمین خود آموزش نمی دهند، لب به شکایت گشود و بیان کرد:«ما به بچه هایمان بازار یاد نداده ایم. اصلا در دانشگاه ها گفته ایم بازار یعنی چی؟ یا تنها الگو آنتی رابینز را آورده ایم که اینجا اصلا کاربرد ندارد!»

وقتی جزئیات نظر سنجی را به تفکیک نمایش داده می شد، آقای خانی مهمان برنامه گفت «ما فکر می کنیم مشکلات بازار کار ما را اقتصاددانان حل خواهند کرد و این قطعا غلط است! بازار کار ما نیاز به نگاه اجتماعی فرهنگی اقتصادی دارد. یکی از بزرگترین مشکلاتی که ما مواجه هستیم این است که فکر می کنیم اگر بازار کارمان را به متخصصین اقتصاد بدهیم آنها با رویکرد اقتصادی و خرج کردن پول و با به میان آوردن بودجه و بانک می توانند مشکل اشتغال را حل کنند. واقعیت این است که ما برای حل کردن مشکل اشتعال باید تغییر نگرش ایجاد کنیم و این تغییر نگرش توسط اقتصاددانان ایجاد نخواهد شد، بلکه توسط متخصین اجتماعی و تاثیر گذاران فرهنگی صورت خواهد گرفت».

آنچه که مهمتر از تفاوت نگاه اقتصاددانان با نظر مردم و کارآفرینان کشور در این مصداق خاص وجود دارد، این است که نخبگان اقتصادی کشور چگونه و با چه نگاهی مسایل کشور را ارزیابی می کنند، چه برسد به اینکه می خواهند چه نسخه ای برای حل این مسایل بپیچند! اقتصاددانی که درک درستی از مسایل و مشکلات کشور و علل وجود این مشکلات ندارد، این نگرانی را برای مردم ایجاد خواهد کرد که در دانشگاه هایی که با پول همین مردم اداره می شود چه می گذرد و آنها به چه کسانی برای تعلیم فرزندان این کشور و همچنین ارایه نسخه برای حل مشکلات اقتصادی اعتماد کرده اند!

برای فهم تفاوت نتایج این نظر سنجی بهتر است سوال را این گونه طرح کنیم:

اقتصاددانان با کدام عینک به واقعیت های جامعه نگاه می کنند؟

تونی لاوسن یکی از کسانی است که تا حدودی به این پرسش به خوبی پاسخ داده است.”لطفا حرف از واقعیت نزنید،ما اقتصاددان هستیم” این جمله در واقع بر گرفته شده از کتاب “اقتصاد و واقعیت تونی لاوسن”[۱] است. لاوسن در مقدمه کتاب خود این نکته را تاکید می کند که “اقتصاد مدرن نسبت به اتفاقات دنیای واقعی بی تفاوت است”به تعبیر لاوسن اقتصاد مدرن فاقد “محتوای رئالیستی” است.

وی همچنین بیان می کند که این اقتصاد نسبت به عدم تناسب بینش های موجود با ماهیت دنیای واقعی هیچ نگرانی ندارد.

آنچه لاوسن در کتاب خود بیان می کند در واقع توسط فیلسوفان و یا مورخان اقتصادی دیگری همچون جفری هاجسون، مارک بلاگ، مک کالکسی و همچنین دیگرانی مانند استگلیتز، کروگمن و فولبروک به زبان دیگری یبان شده است.

آنچه این اقتصاددانان عنوان می کنند این است که اقتصاد نئوکلاسیکی که بعضا توسط اساتید دانشگاه های کشور تدریس و تعلیم داده می شود دچار مشکلات یا به تعبیر دچار معظلات اساسی است.

یکی از از این مسائل و مشکلات عدم تطابق صورت و سیرت، فرم و جوهر در اقتصاد جریان غالب است. در واقع به تعبیر استگلیتز، اقتصاددانان جریان غالب مبتنی بر انتزاعات تصمیم می گیرند و نه مبتنی بر شواهد و واقعیات.

در این باره نیز دانکن فولی اقتصاد نئوکلاسیک را به اتاقک ایزوله به دور از واقعیت تشبیه می کند که اقتصاددان خود را در آن به دور از اتفاقات جامعه مبحوس کرده است.

لیونل رابینز اقتصاددان انگلیسی به تعریف مفهومی از اقتصاد پرداخت که رایج ترین تعریف از اقتصاد است.” اقتصاد دانشی است که رفتار انسان را در رابطه با اهداف و وسائل کمیابی که قابلیت استفاده‌های دیگری نیز دارند، مطالعه می‌کند.”

با این تعبیری که رابینز از اقتصاد داشته است به عنوان تعریف جریان اصل(main stream)، در واقع ما با یک نگرش مهندسی وار نسبت به اقتصاد مواجه می شویم. یعنی اقتصاددان مانند یک مهندس نسبت به مسائل اقتصاد نباید قضاوت کند و صرفا باید ارزیابی کنند.

همه این مواردی که پیش تر از زبان اقتصاددان عنوان شد خبر از دچار شدن علم اقصاد به درد مزمنی(Chronic Pain) به نام “فرمالیسم”[۲] می دهد.

فرمالیسم به تعبیر دکتر فرشاد مومنی صورت گرایی و یا نگرش صوری به مسائل و واقعیت های پیشرو عنوان شده است، که در واقع سر منشا این نوع نگرش نیز به بنیان های علم اقتصاد بر می گردد. بنیان هایی که از انسان تصویری خاص ارائه می دهد. در این تصویر انسان موجودی حساب گر و همه چیز دان است.

دکتر حمید پاداش مدرس اقتصاد در دانشگاه تهران معتقد است که ورود مباحث فرمالیستی در اقتصاد به انتشار کتاب “مبانی و اصول علم اقتصاد، پل سامئول سون” با رهیافت تدوین تئوریکی دانش اقتصاد بر می گردد. این رهیافت بدین معنی است که روش و مدلهای ریاضیاتی در اقتصاد باید استفاده شوند.

ادوارد نل استاد اقتصاد موسسه تحقیقات اجتماعی نوین در نیویورک[۳]؛ در خصوص انبوه سازی مقالات توسط اقتصادخوانده ها به این نکته اشاره دارد که” دانشجویان یادگرفته اند که مقاله سازی کنند و معیار سنجش ارزش فعالیتهای علمی تنها و تنها به میزان تعداد انبوه مقالات بستگی دارد”.

در این باره باید گفت اساتید و تئورسین های آموزه های اقتصادی در دانشگاه ها دچار یک سردگمی در انتخاب مسئله و یا مشکل اصلی و اساسی جامعه شده اند که این خود به زعم اندیشمندان منتقد جریان حاکم،سرگرم شدن اساتید به شکل و ظاهر و پرداخت مسائل به صورت objective به جای اهمیت دادن به محتوا و بررسی مسائل به صورت subjective علت اصلی جدایی فضای تنفسی اقتصاددان با دیگران عنوان می شده است.

همه و همه را می شود در خروجی های دانشکده های اقتصاد مشاهده کرد.در پایان نامه ها،تز ها و رساله های دکتری،در سمینار ها و همایش های اقتصادی و از همه روشن تر و شاید تلخ تر تدریس دروس اقتصاد توسط اساتید در دانشگاه ها و تربیت دانشجویانی که بعد از گذشت ۴ سال از فراگیری اندوخته های اساتید خود،حتی قادر به تبیین یکی از مسائل پیشروی جامعه در قابل آموخته های خود نیستند.

[۱] Economics and Reality/ ۱۹۹۷/ Tony Lawson / Routledge/ ۳۸۴ pages
[۲] formalism
[۳] The New School is a university in New York City

منبع: مدرسه اقتصاد

ارسال نظر

مهمترین اخبار

تازه های خبری