کد خبر: 2656

امروز هستی در هوای سیب های سرخ عاشقی شناور است، اصلا هر کس یک جرعه از این باران رحمت را می خواهد، باید کفش های نسیم را بپوشد و یک سبد گلواژه صلوات نذر قدوم بهشتی مولا کند، امروز مهربانترین دانه تسبیح امامت هستی را عطرآگین می کند.

به گزارش قم خبر،  امروز دروازه ‏های آسمان گشوده می‏شود و فرشتگان سرمست از رایحه باغ محمدی زمین و آسمان را پل می زنند، تا در نیمه راه ماه رمضان، زمین خاکی را سرشار از عطر پاک امامت کنند. یک کودک از تبار آسمان از مشرقی ترین نبض تاریخ چشم می گشاید و از طنین نفس هایش جهان دف زنان هلهله می کند.
 
یک مرهم برای قلب خسته امیر خوبی ها، برای حمایت از مادر در کوچه ها، قدم به عرصه روزگار می گذارد و نغمه داودی اش سمفونی عشق روزگار می شود، ملائک قنداقه کودکی بهشتی را در آسمان می چرخانند و هلهله می کنند که کریم آل طاها آمده است، کودکی از تباران قطره های بی ادعای باران، کودکی از جنس لبخند ماهی های حوض فیروزه ای چشم به جهان گشوده است.
 
امروز هستی در هوای سیب های سرخ عاشقی شناور است، اصلا هر کس یک جرعه از این باران رحمت را می خواهد، باید کفش های نسیم را بپوشد و یک سبد گلواژه صلوات نذر قدوم بهشتی مولای آب های روان کند، امروز عطر عاشقی در پرنیان بال فرشتگان نازل می شود و مهربانترین دانه تسبیح امامت هستی را عطرآگین می کند.
 
امروز گلدانِ آغوشِ یاسی ترین بانوی بهشت سرشار از عطر عاشقی می شود و تا انتهای خلقت دست نیاز عالمی به قنداقه پاک و طهور حسن دخیل حاجت می بندد و از نگاه کریمانه حسن(ع) حاجت روا می شود و به جهان حُسن کرَمَت را نشان می دهد. 
 
اصلا یاسی ترین مهتاب نیمه شب رمضان! از کدام مشرق آرزو طلوع کرده ای که مهتاب وجودت هیاهوی جهان را به آرامشی ابدی مهمان می کند، انگار از آغوش گرم خدا در گهواره زمردین نازل شدی که رسول مهربانی ها از آمدنت جبهه بر خاک می ساید و امیر غربت شب های نخلستان آمدنت را شکر گذاری می کند، انگار هیچ ماهی پیش از تو نبود و تو درخشان ترین ماه آسمان شدی، آنقدر درخشیدی که مهتاب از شرم نور وجودت رخ در نقاب می کشد.
 
حضرت مهتاب! تو کیستی که خداوند تو را خزانه دار خود کرد و کلید اجابت را در دستان تو نهاد؟ تو کیستی که گدایان عالم مفتخر به ریزه خوار بودن آستان تو هستند؟ اصلا بارشِ باران سخاوت تو بر سر هستی سبب شده است تا خیل سائلان جهان به آستان تو پناهنده شوند.
 
انگار این پانزده روز را در ریاضت، یک نفس دویده ایم تا به نیمه ماه برسیم وهدیه از دستان کریم بگیریم، چه فرخنده روزی است امروز که شما از مشرق مهربانی ها طلوع می کنی و در پرنیان کرامت به عالم نظر می کنی و باران رحمتت را بر سر اهل زمین نازل می کنی.
 
ما، قرص زیبای ماه رمضان را پانزده روز به انتظار نشستیم تا با طلوع خود دستان خالی ما را پر کند، انگار دستان زخم خورده ما این روزها محتاج دستگیری کریم ترین مرد تاریخ است؛ هم او که از بذل زندگی خود در بین نیازمندان هراسی نداشت.
 
در این سحرِ نیمه رمضان که هستی برای روزه ای دیگر به سوی قبله و معبود نیت می کند، تو خورشید تابان نیمه رمضان می شوی که از مشرق احساس طلوع می کنی و همزمان با نوای دل انگیز اذان، همان هنگام که گلدسته ها به احترام قدوم بهاری تو سر خم می کنند، همان لحظه که کاوشگران فانوس خود را خاموش می کنند، همان لحظه که تهی دستان از همه جا قطع امید می کنند، خدا تو را در پیراهنِ سفیدِ صلح، در زورقی از رحمت بر بندگان نازل می کند؛ آقای کرم، آقای احسان، حضرت خوش سیما خوش آمدی...
 
یادداشت: زهرا رئیسی
 
انتهای پیام/
 
 

ارسال نظر

مهمترین اخبار

تازه های خبری