کد خبر: 11499

قم خبر گزارش می‌دهد/

یاران دبستانی به یاد یاران شهیدشان با هم عهد می بندند تا برای ساختن و آبادانی کشور تلاش کنند.

به گزارش قم خبر،  16 آذر 1332 به عنوان مبدأ حیات دانشجويي در رگ دانشگاه است. روز دانشجو دانشگاهیان به تکاپو می‌افتند تا این روز را گرامی دارند. یاران دبستانی به یاد یاران شهیدشان با هم عهد می بندند تا برای ساختن و آبادانی کشور تلاش کنند.

برخی می گویند درس خواندن مثل اب خوردن است آن هم در این زمان که امنیت و آرامش کشور را گرفته و همه امکانات مهیا است برای اینکه جوان به راحتی به کسب علم بپردازد.

جنبش دانشجوئی در کشور ما در تاریخِ ثبت شده و شناخته شده‌ی خود، همیشه ضد استکبار، ضد سلطه، ضد استبداد، ضد اختناق و بشدت عدالتخواه بوده است.

16 آذر 1332 به عنوان مبدأ حیات دانشجويي در رگ دانشگاه است. زيرا قبل از اين تاريخ علي رغم گذشت 19 سال از تاسيس دانشگاه شاهد جرياني مستقل، مردمي، خود جوش و فراگير در دانشگاه نداشتیم.

وقتی رضاخان در سال 1313 هجری شمسی دانشگاه تهران را تاسیس کرد به زعم خود می خواست جبهه ای مقابل حوزه های علمیه قرار دهد تا افرادی تحصیلکرده با رنگ و لعاب اربابانش را در مملکت تربیت کند.

در آن زمان دانشگاه هنوز چهره اي مردمي نداشت، و بيشتر در اختيار طبقات متوسط به بالاي جامعه بود و عده اي از اين افراد نيز براي تحصيل به خارج اعزام مي شدند.

رضا شاه که عزل شد با روي کار آمدن محمدرضا پهلوی بسیاری از تحصیلکرگان فرنگ به کشور بازگشتند اما اين ها ايدئولوژي خاصي داشتند اينکه پايگاه اقتصادي، اجتماعي آنها پايگاه متوسط به بالاي جامعه است. دوم بورسيه نظام هستند، سوم اينکه تحت تاثير شرايط تاريخي و فکري عصر خويشند.

در اين مقطع فضاي عمومي دانشگاه ها تحت سيطره تفکر سكولاريسم و مارکسیسم بود و دانشگاهیان آشكارا دين‌ستيز و بيگانه از فرهنگ مذهبي و مردمي بودند.

 در این دوران در دانشگاه ها جريانات مذهبي هنوز به يک ايدئولوژي غالب تبديل نشده بودند؛ فضاي حاكم بر نيروهاي داراي تمايلات مذهبي بيشتر تحت تأثير گرايش‌هاي روشنفكري تجددزده و التقاطي قرار داشت و از حضور تفكر اسلام فقاهتي و تأثيرپذيري از بينش اصيل مبارزه گراي شيعي خبر چنداني نبود. گرايش ضعيف و در حال شكل‌گيري متمايل به انديشه‌هاي مذهبي در ميان دانشجويان اين دوره فاقد انسجام و بينش تئوريك اصيل بود و عمدتاً حول مبارزه با تبليغات آشكار الحادي ماركسيست‌ها و بهائي‌ها شكل گرفته بود.  

در 16 آبان سال 32 دولت كودتا به رغم آگاهي از حاكم‌بودن احساسات ضد انگليسي بر افكار عمومي، براي تجديد روابط ايران و انگلستان كه در جريان ملي سازي نفت قطع شده بود، مخفيانه شروع به مذاكرات كرد.  و در 14 آذر 32 تصميم دو دولت را مبني بر «مبادله بدون تأخير سفير» اعلام داشت. از همان روز اعلام رسمي تجديد روابط ايران و انگليس كه با وعده ورود قريب الوقوع «دنيس رايت» به عنوان كاردار سفارت انگليس در تهران همراه بود ناآرامي‏ها و تظاهرات پراكنده‏اي در چند نقطه پايتخت از جمله بازار تهران و دانشگاه تهران به وقوع پيوست و در پس آن عده‏اي از معترضين در دانشگاه و بازار دستيگر شدند. همزمان با بروز اين ناآرامي‏ها، روز 17 آذر براي ورود نيكسون معاون رييس جمهور امريكا به تهران تعيين و اعلام شد.

 نيكسون در واقع به ايران مي‏آمد تا تا نتيجه سرمايه گذاري بيست و يك ميليون دلاري را كه سازمان جاسوسي آمريكا، سيا، در راه كودتا و سرنگوني دولت مردمي مصدق هزينه كرده بود، از نزديك مشاهده کرده و  نتايج تحولات اخير را كه به تعبير آيزنهاور «پيروزي سياسي اميدبخشي را در ايران نصيب قواي طرفدار تثبيت اوضاع و قواي آزادي نموده است» ببيند. دانشجويان مبارز دانشگاه نيز تصميم گرفتند كه هنگام ورود نيكسون، نفرت و انزجار خود را به دستگاه كودتا و استکبار جهاني نشان دهند.

رژيم شاه براي مسلط شدن بر اوضاع و حفظ سلامت سفر نيكسون نيروهاي نظامي خود را در دانشگاه مستقر كرد؛ روز 15 آذر يكي از دربانان دانشگاه شنيده بود كه تلفني به يكي از افسران گارد دانشگاه دستور مي‏رسد كه « بايد دانشجويي را شقه كرد و جلوي در بزرگ دانشگاه آويخت كه عبرت همه شود و هنگام ورود نيسكون صداها خفه گردد و جنبنده‏اي نجنبد. » رژيم دراقدامي كم سابقه، نيروهاي لشكر دو زرهي را به دانشگاه اعزام كرد .صبح شانزده آذر، دانشجويان هنگام ورود به دانشگاه با درك و شم سياسي خود هوشيارانه سعي داشتند كمترين بهانه اي به دست بهانه جويان ندهند اما جو كاملاً ملتهب بود. ساعت اول بدون حادثه مهمي گذشت و چون بهانه‏اي به دست جلادان نيامد به داخل دانشكده‏ها هجوم مي‏آورند؛ از پزشكي، داروسازي، حقوق و علوم سياسي عده زيادي و حتي استادان را دستگير كردند و مورد ضرب و شتم و فحش و ناسزا قرار دادند.

رئيس وقت دانشگاه تهران براي اينكه جلوي ناآرامي‏ها را بگيرد، كل دانشگاه تهران را تعطيل كرد. حضور نظاميان در صحن دانشكده فني باعث شد كه بين نظاميان و دانشجويان، زد و خورد شود. عده‏اي از سربازان، دانشكده فني را به صورت كامل محاصره كرده بودند تا كسي از ميدان نگريزد. هنگامي كه دانشجويان در حال خروج از دانشكده بودند به يكباره با يورش سربازان مسلح و حمله آنان با سرنيزه مواجه شدند كه بر اثر آن عده اي از دانشجويان مجروح گرديدند. برخي دانشجويان در واکنش به اين اقدام سبعانه نيروي نظامي، به شعار دادن روي آوردند . رگبار گلوله باريدن گرفت و چون دانشجويان فرصت فرار نداشتند به كلي غافل گير شدند و در همان لحظه اول عده زيادي هدف گلوله قرار گرفتند. مصطفي بزرگ نيا به ضرب سه گلوله از پا درآمد. مهندس مهدي شريعت رضوي كه ابتدا هدف قرار گرفته به سختي مجروح شده بود بر زمين مي‏خزيد و ناله مي‏كرد، و دوباره هدف گلوله قرار گرفت. احمد قندچي حتي يك قدم هم به عقب برنداشته و در جاي اوليه خود ايستاده بود و از گلوله باران اول مصون مانده يكي از جانيان گارد شاهنشاهي با رگبار مسلسل سينه او را شكافت.

 بدين گونه سه آذرخش شهيد به نام‏هاي شريعت رضوي، قندچي و بزرگ‏نيا سينه شب را مي‏شكافند و جاودانه تاريخ ايران زمين مي‏شوند. شهيد چمران كه خود شاهد اين واقعه بوده  در ر ابطه با حادثه 16 آذر مي گويد: « وقايع آن روز چنان در نظرم مجسم است كه گويي همه را به چشم مي بينم، صداي رگبار مسلسل در گوشم طنين مي اندازد، سكوت موحش بعد از رگبار، بدنم را مي لرزاند، آه بلند و ناله جانگداز مجروحين را در ميان اين سكوت دردناك مي شنوم. دانشكده فني خون آلود را در آن روز و روزهاي بعد به راي العين مي بينم.» درست روز بعد از واقعه 16 آذر و در جو خفقان و وحشت، نيكسون معاون رييس جمهور امريكا به ايران آمد و در همان دانشگاهي كه هنوز به خون دانشجويان بي گناه رنگين بود دكتراي افتخاري حقوق دريافت كرد.

بدين گونه حادثه 16 آذر 1332، بعنوان نماد استکبار ستيزي ، مبارزه با استبداد و عدالت خواهي دانشجويان در تاريخ ايران ثبت شد. از آن پس، همه ساله به رغم كوشش رژيم و ساواك، در دانشگاه تهران و ديگر دانشگاههاي سراسر کشور مراسم و تظاهراتي به ياد شهيدان آن روز برپا مي گرديد.

از دانشگاه همیشه و در همه جا این انتظار هست که محل جوشش و اوج دو جریان حیاتی در کشور باشد: اول، جریان علم و تحقیق؛ دوم، جریان آرمان‌گرایی‌ها و آرمان‌خواهی‌ها و هدفگذاری‌های سیاسی و اجتماعی این جملاتی است که رهبر معظم انقلاب در 24 آبان ماه سال 87 خطاب به دانشجویان فرمودند.

ایشان جوانان دانشجو را افسران جوان این جبهه‌‌‌‌‌‌‌‌‌ عنوان کردند چرا که افسر جوان تو صحنه است؛ هم به دستور عمل میکند، هم صحنه را درست می‌‌‌‌‌‌‌‌‌بینید؛ با جسم خود و جان خود صحنه را می‌‌‌‌‌‌‌‌‌آزماید. لذا اینها افسران جوانند؛ دانشجو نقشش این است.

همه‌ی دانشجویان را به دانشجویی به معنای واقعی کلمه - یعنی دنبال علم رفتن - و به فعالیتهای متناسب با دانشجوئی دعوت میکنم؛ چه فعالیتهای اجتماعی، چه فعالیتهای سیاسی.

دانشگاه باید بتواند یک جنبش نرم‌افزاریِ همه‌جانبه و عمیق در اختیار این کشور و این ملت بگذارد تا کسانی که اهل کار و تلاش هستند، با پیشنهادها و با قالبها و نوآوریهای علمیِ خودی بتوانند بنای حقیقی یک جامعه آباد و عادلانه مبتنی بر تفکّرات و ارزشهای اسلامی را بالا ببرند.

انتهای پیام/

ارسال نظر

مهمترین اخبار

تازه های خبری