کد خبر: 10177

قم خبر گزارش می دهد:

میل روزافزون به اشتغال موجب تغییرات هویتی در زنان شد و نیز بر آنان اثرگذار بود. زنان شاغل به علت سنگینی ایفای نقش های متعدد و اغلب متعارض خانگی و اجتماعی، به الگوی تقسیم کار جنسیتی معترض شدند و مفهوم برابری به معنای تشابه نقش ها در ذهن آنان ارزشمند شد.

به گزارش قم خبر، زنان شاغل آرام آرام معتاد حضور حداکثری در بیرون  از خانه و غفلت از تربیت انسان از درون خانه می شوند و روزی باخبر می گردند که کالای از جان عزیزتر به نام فرزندان از صندقچه  دل و خانه ربوده شده و به قصه های شیطانی اجنوی فروخته شده اند.

برابر آمارهای موجود در غرب تنها 15 درصد مشاغل عالی سیاسی، اقتصادی، علمی، اجتماعی در آمریکا متعلق به زن است.

و غریب به 85 درصد زنان حاضر در عرصه های اجتماعی در کشور آمریکا دربخش های خدماتی که محترم ترین آن ها فروشندگی در فروشگاه ها و یا حضور در سالن مطالعاتی به عنوان امانتدار کتابخانه می باشد.

حضرت علی در 1400سال پیش، درباره مشاغل سیاسی و اجتماعی زنان می فرمود: «زن گلی خوشبو است و قهرمان زورمند نیست»

خانم «ویجدویس فینبو گادوتیو» نخستین زنی که رئیس جمهور ایسلند شد پس از دوره ریاست جمهوری خود اعلام کرد حاضر نیست در دوره بعدی در انتخابات شرکت کند؛ چون به نظر او« کار در خانه به مراتب آسان تر و لذت بخش تر است و در قبال مردم مسئولیت داشتن کمر شکن است»

سنت‏های ریشه‏دار اجتماعی و دینی، زنان را به سوی حفظ اركان خانواده دعوت می‏كند؛ اما هنجارهای دنیای متجدد، از دیگر سو، آنان را به حضور هر چه بیش‏تر در جامعه و همكاری فعال در مراكز اشتغال فرا می‏خواند.

آثار فردی اشتغال زنان

میل روزافزون به اشتغال موجب تغییرات هویتی در زنان شد و نیز بر آنان اثرگذار بود. زنان شاغل به علت سنگینی ایفای نقش های متعدد و اغلب متعارض خانگی و اجتماعی، به الگوی تقسیم کار جنسیتی معترض شدند و مفهوم برابری به معنای تشابه نقش ها در ذهن آنان ارزشمند شد. از دیگر سو، دستیابی به درآمد مستقل،روحیه ی استقلال طلبی و فردگرایی را در زنان شکل داد و به مرور تقویت کرد.

افزایش تمایل زنان به حضور در عرصه های اشتغال رسمی، که تا حد زیادی ناشی از ارزش های مادی و یا تمایل به درآمد، یا احساس عزتمندی و خودباوری است، به کم رنگ شدن ارزش های جنسیتی انجامید.

افزایش سن ازدواج

دختران، با احراز فرصت های شغلی، موقعیت اجتماعی جدیدی می یابند و شرایط سخت تری برای ازدواج خود در نظر خواهند گرفت. یک زن شاغل، با فردی که جویای کار یا دارای موقعیت شغلی پایین تر از خود باشد، ازدواج نمی کند.

میان کاهش جمعیت و اشتغال زنان، ارتباط دوسویه وجود دارد. تمایل ورود به مشاغل رسمی و پر شدن اوقات فراغت، از انگیزه ی فرزندآوری می کاهد و کاهش شمار فرزندان، زمینه ی لازم برای اشتغال زنان را فراهم می کند. از آنجا که افزایش تمایل به اشتغال اغلب با کم ارج شدن خانه و فرزندآوری همراه است، این نگرانی وجود دارد که کاهش جمعیت روندی یک سویه و بازگشت ناپذیر باشد که این روند منجر به پیری جمعیت خواهد شد.

پیامد دیگرهجوم زنان به بازار کار، افزایش تقاضا و کاهش ارزش کار است که منفعت کارفرمایان و آسیب پذیری بیشتر کارگران را در پی دارد. از آنجا که در فرهنگ جامعه ما، نان آوری وظیفه ی مردان است، پیامدهای ناشی از بیکاری مردان بیش از کشورهایی است که زنان هم در تأمین هزینه های زندگی سهیم اند، لذا توسعه ی اشتغال زنان به آسیب پذیری بیشتر مردان سرپرست خانوار می انجامد.

گسترش اشتغال زنان و کثرت حضور اجتماعی آنان و ارتباط با مردان، به افزایش احتمال تبرج زنان و کاهش محبوبیت آنان می انجامد که مهم ترین نتیجه ی آن افزایش آستانه ی رضایتمندی جنسی مردان، کاهش امنیت اجتماعی زنان و آسیب دیدن فضای معنوی جامعه ی اسلامی است.

لذت خانه داری

حجت الاسلام علی غفاری فر بااشاره به اینکه شغل اصلی زن خانه داری است، اظهار می کند: اکثر زنان شاغل بعد از سالیان اشتغال احساس می کنند این نعمت خانه داری را از دست داده اند.
این جامعه شناس معتقد است لذتی که حضور زن در خانه دارد هیچ جای دنیا پیدا نمی شود.

وی بابیان اینکه از دامن زن انسان پرورش می یابد، می افزاید:  زنان شاغل آرام آرام معتاد حضور حداکثری در بیرون  از خانه و غفلت از تربیت انسان ازدرون خانه می شوند و روزی باخبر می گردند که کالای از جان عزیزتر به نام فرزندان از صندقچه  دل و خانه ربوده شده و به قصه های شیطانی اجنوی فروخته شده اند.

به گفته غفاری فر اگر زن به مثل فروشندگان میوه در سر چهارراه ها و روی چرخ دستی عرضه کند هر چند اون چهارراه به ظاهر کلاس درس و بحث دانشگاه یا مدیریت کلان اداری باشد اما همزمان در حالی که از عقل و جسمش برای پیش برد خدمات اجتماعی مصرف می کند بدون کسب درآمد، کالای جنسی خودش را در معرض استفاده و تعرض بدون دریافت بها قرار می دهد و زمینه رابطه فاسد بین خود و دیگر همکاران را فراهم می سازد و اصلی ترین مآمن و پناهگاه خود که خانواده است را به تاراج می دهد.

این جامعه شناس  به میزان زمان حضور زنان در اجتماع اشاره می کند و می گوید: اگر سری به مراکز علمی و آکادمیک جهان بزنیم همیشه عمده ترین وقت را معلمان و مربیان جامعه در خلوت های اقتصاصی نظیر دپارتمان ها یا کتابخانه های به سر می برند تا با روحی آرام و جسمی دور از هیاهوی اجتماعی به کشف عالم هستی پرداخته و نحوه بهره برداری از آن را از آن خود بیاموزد.
وی بزرگترین معلمان تاریخ بعد از انبیا  را مادران می داند و می گوید:  باید از زنان شاغل پرسید چگونه زمان خود را باید توزیع کنند؟ آیا باید بهترین زمان و بیشترین زمان را در خارخ از خانه بمانند و در بدترین حالت و کمترین زمان درون خانه باشند؟ آیا می شود از دامن این زن انسان های با فضیلت پرورش یابند؟

انتهای پیام/

ارسال نظر

مهمترین اخبار

تازه های خبری