کد خبر: 15161

عقیده دارد زمان و عقربه های ساعت طی ۲۷ سال و ۴ ماه زندگی مشترک با همسر و همراه سرعت زیادی داشته و اکنون که او رفته حرکت عقربه ها کند شده و با هر جنبش آرام شان عقرب گونه نیش فقدان مرد آرزوهایش را بر تنش می‌زنند.

مسعود می گفت خانم مارپل شده‌ای!

به گزارش قم خبر ،‌ گفت وگو با همسر شهید مصطفی احمدی روشن برای ما هم جالب و هم غافلگیر کننده است . توصیف او از ویژگی‌های اخلاقی شهید ، چگونگی ازدواج و ۳ سالی که طول می کشد تا خانواده وی پاسخ خواستگاری خانواده شهید را بدهند .« ایشان ملاک هایی داشت... مثلا من موافق سادگی زیاد زندگی نبودم و فکر می کردم ایشان خلاف من نظر دارند اما بعد که صحبت کردیم متوجه شدم اشتباه است و ایشان هم گفتند هیچ وقت اسلام دنبال سادگی بیش از حد نیست... برخی از روی ظاهر او می گفتند وی خیلی متعصب و خشک است اما... » . «بعد از شهادت مصطفی متوجه شدیم به خانواده‌هایی در روستاهای اطراف نطنز و کاشان کمک می کرد».

از علاقه مصطفی به ماشین می گوید و اشاره می‌کند که « مصطفی خیلی عاشق ماشین بود و شاید چند مدل ماشین از ۲۰۶ تا گل و ماکسیما عوض کرد».

راستش را بگویم، برای من به عنوان مصاحبه کننده، دیدن فرزند شهید، علیرضای خردسال که حالا ۲ دندان شیری اش هم افتاده و به معنای واقعی کلمه کلاس اولی شده، بیش از هرچیز اهمیت داشت. دیدن علیرضا البته بیش از دوسه دقیقه طول نکشید. خیلی اهل حرف زدن و خوش و بش نبود اما لبخندهایش مدام روی صورتش بود و سرزندگی و امید را حکایت می کرد.

امید در خانه ای که گوشه گوشه اش عکس های مصطفی قرار داشت و در لابه لای این عکس ها، تصاویر علیرضا در آغوش رهبر انقلاب، رنگ دیگری به خانه می داد.

مسعود می گفت خانم مارپل شده ای!

باور این واقعیت که از شهادت مسعود فقط ۵ سال و ۳ ماه گذشته برایش دشوار است. چرا که عقیده دارد زمان و عقربه های ساعت طی ۲۷ سال و ۴ ماه زندگی مشترک با همسر و همراه سرعت زیادی داشته و اکنون که او رفته حرکت عقربه ها کند شده و با هر جنبش آرام شان عقرب گونه نیش فقدان مرد آرزوهایش را بر تنش می‌زنند.

منصوره کرمی همسر دکتر مسعود علی محمدی نخستین دانشمند شهید هسته ای کشور که در زمستان سال ۸۸ به شهادت رسید در گفت وگویی متفاوت با خراسان به مرور خاطرات خود از زندگی مشترک و ویژ گی های اخلاقی آن شهید می پردازد .

از شرایط خاص کاری شهید علی محمدی می گوید: «زمانی که پاکت هایی را به خانه می آورد به شوخی می‌گفت چیز مهمی داخل آن نیست فقط به دلیل اینکه در مرکزی که کار می کنیم مهر محرمانه زیاد تولید شده است پشت و روی این بسته ها را ممهور به این کلمه می‌کنند...»

نگرانی هایش درباره احتمال ترور شهید و حوادثی که در آن دوره اتفاق می افتد هم خواندنی است « به خانه آمدم متوجه شدم صدایی از داخل خانه می آید با ترس شروع کردم به صحبت کردن با خودم بلا فاصله به مسعود زنگ زدم، گفت حسابی کارآگاه بازی می کنی و خانم مارپل شده ای!»گفت وگوی متفاوت خراسان با همسر شهید علی محمدی را در ویژ ه نامه نوروزی بخوانید.

 

ارسال نظر

مهمترین اخبار

تازه های خبری