کد خبر: 10252

قم خبر گزارش می دهد:

این فرهنگ غلط لقب گذاری باعث خجالت و آبرو ‌ریزی نسل آینده شده است و هیچ کس به اندازه ی فردی که این القاب و یا صفاتی را به دیگران نسبت می دهد در این گناه کبیره مقصر نیست و مردم دیگر هم به اجبار برای اینکه لقب فرد معرف اواست شخص را با آن لقب خطاب می کردند.

به گزارش قم خبر، محمود فلفلی، زاغ اکبر، قوچ محمد، مهدی فری، حسین ماست این ها القابی هستند که هنوز در مجلسی نشسته ای به گوشت می خورد و در زبان کوچه بازاری مردم رونق یافته است.

 
و چه خوش سعدی شاعر به نام ایران می گوید:مرا مپرس که چونی ، به هر لقب که تو خوانی
القاب بر اساس هویت و رفتار و ضعف های فرد و گاهی بر اساس شغل فرد و اسم پدر و از لحاظ دستوری و مضاف و مضاف الیه(مضاف اسم فرزند و مضاف الیه اسم پدر و مادر(حسین فاطمه)) انتخاب می شود و تا فرد را با لقب خود خطاب نکنند برای شنوندگان شناخته نمی شود گویا این القاب باعث معروفیت وشهرت و معرف  فرد لقب گرفته بوده است و خود شخص هم از لقبی که  دوستان قدیمی برایش می گذاشتند هرگز دلگیرنبوده و گاهی برای معرفی خود بکار می برده است.
 
هر فردی در جامعه با نام های متنوع در ذهن ها شناخته می شود، نام هایی که بر اساس سلیقه و نظرپدر و مادر و گاهی اعتقادات شخصی فرد انتخاب می شود.
 
در خانواده های مذهبی کثرت نام های متداول و رایج بسیار دیده می شود مانند حسن، حسین، محمد، علی و فاطمه، در یک خانواده ای ممکن است چندین محمد یا علی وجود داشته باشد که براساس این کثرت نام، سبب بروز نامی، پس از نام نخستین به نام لقب شود، «محمد خاله یا محمد عمواحمد» که نام اعضای برزگ خانواده و یا نسبت ها، نام شخص را متمایز از سایر نام های مشابه در خانواده می کند.
 
گاهی هم القاب بر اساس تضادها و تناقض هایی که در فرد نمایان بود نسبت داده می شود مثلا اگر فردی قدی کوتاه داشت او را رشید می نامیدند.
 
این که ضعف کسی را شناسایی و آن را پس و پیش اسمش ویا با دادن صفتی مضحک براساس خصوصیت رفتاری وظاهری فرد، اورا ملقب کنی نه تنها عملی ناپسند است بلکه ممکن است چند نسل بعد را از خانواده آن فرد راهم درگیرکند.
 
البته بر اساس تحقیقات افرادی که برای دیگران لقب می گذارند برایشان مهم نیست که این فعل جز گناهان کبیره است و به تمسخر گرفتن اسم دیگران عادت کرده اند و فکر می کنند هنراست، اما نمی دانند که پیامبرچنین فرموده که هرگز یکدیگررا به القاب و الفاظ ناشایست نخوانید.
 
وقتی پای درد دل های همسران این افراد می نشینی می گویند اگر قدیم نبود اصلا نمی
توانستیم با لقب شوهرانمان زندگی کنیم زیرا در هر مجلسی که وارد می شدند آن را زن فلانی می نامیدند گویا این افراد با لقب هایشان اسم زن و بچه های خود را تسخیر کرده و لقب تمسخر آمیز آنان لق لقه ی زبان ها شده بود و به دلیل کوچک بودن بعضی از شهراین القاب در میان مردم جا باز کرده است و مانند برچسبی بر روی پیشانی فرد حک شده و تا آخر عمر و بعد از مرگ وبرای نسل های بعد هم به ارث می ماند.
 
چه خوش خاقانی شاعر بزرگ ایران می گوید:
 
دوشم لقبی دادی کمتر سگ کوی خود ،  من کیستم از عالم تا این خطرم بخشی این فرهنگ غلط لقب گذاری باعث خجالت و آبرو ‌ریزی نسل آینده شده است و هیچ کس به اندازه ی فردی که این القاب و یا صفاتی را به دیگران نسبت می دهد در این گناه کبیره مقصر نیست و مردم دیگر هم به اجبار برای اینکه لقب فرد معرف اواست  شخص را با آن لقب خطاب می کردند.
 
در تفسیر سوره 24 حجرات آمده است که مومنین، یکدیگر را مسخره نکنند شاید فردی را که مسخره می کنید از شما بهتر باشد و اگر کسی شخصی را مسخره کرد و با لقب زشت فرد را خطاب کند و توبه نکند جز ستمگران است.
 
سه کار است که می توان با درک آن از دادن القاب زشت به یکدیگر اجتناب کرد اول اینکه وقتی لقبی برای شخصی انتخاب می کنیم فرد مورد توهین سعی می کند لقبی زشت تر برایمان انتخاب کند در واقع زمینه را برای فرد فراهم کرده ایم تا او نیز در مقابل عکس العمل نشان دهد و موجب اذیت و آزار ما شود در اصل خودمان کلید شرارت را به دست او داده ایم و این کار رساندن ضرر به خودمان است.
 
لقب گذاشتن در ملت های دیگر و قبل اسلام هم رواج داشته است چرا که لقب حضرت محمد(ص) امین می باشد و دادن القاب خوب به یکدیگر باعث خوشنودی فرد می شود.
 
لقب گذاری در قبایل و طوائف اعراب نیز رواج داشته است اما لقب دادن آن ها به یکدیگرهمانند القاب ایرانیان نبوده است  که بر اساس خصوصیت رفتاری یا ظاهری فرد باشد بلکه بر اساس صفات حیوانات انتخاب می شده است، برای مثال نام معاویه از "عوعوی سگ" گرفته و یا قبیله بنی کلاب که به معنای فرزند سگ ها بوده است در بین عوام عرب رواج داشت.
 
البته انتخاب حیوانی مانند سگ نشانه آن بوده است که این حیوان در بین آن قوم از ارج و قرب خاصی برخورداراست وبه همین خاطر صفتی از صفات سگ را مانند صدایش انتخاب و با دخل و تصرف در واژه ، آن را به فرد نسبت می دادند.
 
اما درایران و در بین فارسی زبانان لقب نهادن در دوره های تاریخی قاجاریه، زندیه و ... بر روی نام کوچک پادشاهان و درباریان و مردم مرسوم بوده است.
 
کریم شیره ای یکی از منتقدان شدید به پادشاهان قاجاری بود که لقب های شاهان ودرباریان که برای بزرگی به روی خود نهاده بودند را به شدت مسخره می کرد.
 
فرخی شاعر ایرانی چه خوش می گوید: به عید رفت به یک نام و بازگشت ز عید ، نهاده خلق مر او را هزار گونه لقب در دوره قاجاریه جدا از القاب شغلی که بستگی به شغل فرد داشت اعطای لقب های توصیفی و امتیازی هم معمول شد که در دوران ناصرالدین شاه در دادن القاب به افرد زیادروی شد، به همین دلیل در آن زمان بردن القاب در مکاتیب اداری و رسمی ممنوع شد.
 
پس از سقوط قاجاریه و روی کار آمدن پهلوی القاب رسمی و احترامی در اردیبهشت سال 1304 شمسی لغو شد و تا حدی نام و نام خانوادگی جای القاب را گرفت و پاورچین پاورچین این فرهنگ لقب نهادن بر افراد از میدان خارج شد.
 
وقتی فرهنگ عامه مردم از فرهنگ رسمی جامعه فاصله بگیرد و ادبیات عامه مردم رواج بیشتری داشته باشد و گفتگوی مردم با یکدیگر چهره به چهره و شفاهی باشد و فرهنگ غیر مکتوب و غیر رسمی در جامعه حاکم شود افراد القابی را به هم نسبت می دهند که با فرهنگ عامه مردم بیشتر همخوانی داشته باشد، شغل های کوچه بازاری و نبود شغل اداری و تربیت در خانواده های سنتی یکی دیگر از دلایل جا افتادن این فرهنگ در بین مردم است.
 
فرم لقب گذاری در ایران با سایرکشورها متفاوت است در کشورهای دیگر لقب ها بر اساس نسب و یا صرفا صنف افراد و یا خصوصیات مثبت فرد گذاشته می شود.
 
اما هنوز در شهرهای کوچک ایران آوای القابی چون محمد سرقیچی به دلیل اینکه وسط سرفرد تاس است و چنگیز سبیل به خاطرداشتن سبیل های قطور بر روی پسوند و پیشوند نوه و نتیجه دکتر و مهندس فرد شنیده می شود.
 
حجت الاسلام و المسلمین محمد رضا ضمیری اظهار می کند: این دنیا دارمکافات است و ممکن است با دادن لقب به شخصی باعث کینه توزی و سر خوردگی در فرد شود که روزی فرا رسد  و  کینه ای که به دل گرفته است را جبران کند.
 
این استاد حوزه و دانشگاه می افزاید: اگر شخصی که برایش لقب می گذارند اگر راضی نباشد گناه دارد و این لقب گذاری گناه زبانی است که به چشم نمی آید.
 
وی خاطرنشان می کند: وقتی لقبی برای فرد انتخاب می کنیم باعث شکستن دل او می شود که این کار از لحاظ شرعی حرام است و خداوند غضب می کند بر بنده ای که کسی از دست او در غذاب باشد.
 
انتهای پیام/

ارسال نظر

مهمترین اخبار

تازه های خبری